تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum              

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > هم اندیشی
ثبت نام آموزش کار با هم میهن بازی آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

هم اندیشی هم اندیشی و همفکری

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 07-21-2007  
مشاور ارشد سایت
 
Borhan's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض بكارت و روسپيگري

‌[مديريت :ترکیب تاپیک]
Borhan آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 12-29-2008   #61 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
SAGHI's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : روسپی گری:زنان خیابانی و مردان خیابانی

روسپی گری:زنان خیابانی و مردان خیابانی

"تن فروشی مردان = ارائه خدمات جنسی به خانمها "

گفتگو با یک مرد تن فروش تهرانی
عرفان را در یکی از پارک‌های شمال شهر تهران می‌بینم. پسر 28 ساله‌ای که کتابی از "کافکا" به دست گرفته و مشغول نت برداری از کتاب است. عرفان 5 سال است که به زنانی که مشتری او هستند خدمات جنسی ارائه می‌دهد. عاشق فلسفه، زن و شغل خود است. به زعم خودش تن فروش حرفه ای و متخصصی است و تفاوت زیادی با نامزد خود دارد که همکار اوست. به نظر او مردی که خدمات جنسی ارائه می‌دهد خوشبخت‌تر است و مثل زنان روسپی افسرده نمی شود.
گفت و گو با عرفان سلسله مراتب فرودستی و فرادستی زنان و مردان را به خوبی نشان می‌دهد. عرفان شغل خود را تخصص بی نظیری می داند و درآمدی بسیار بالاتراز همکاران زن خود دارد. خود را تحقیر شده نمی‌یابد و زندگی خود را مدرن و توام با خوشبختی می‌داند.

وقتی می خواهم از 5 سال پیش بگوید و اینکه چرا چنین فکری به سرش زد، خیلی ساده می‌گوید: درست مثل همه زنان فاحشه. من از زمان نوجوانی مثل اکثر پسرهای جوان متوجه بودم که برای زنان میانسال جذابیت هایی دارم. آن زمان که شروع به کار حرفه‌ای (به این معنی که بخواهم پولی بابت خدماتم بگیرم)کردم، دانشجوی دانشگاه تهران بودم. چند بار از طرف همکلاسی‌های مسن تر و حتی یکی از اساتید به من پیشنهاد شد که فقط با آنها ------ داشته باشم. و بعد یکی از همان ها بود که به من پول خوبی داد و گفت حاضر است این رابطه را به همین شیوه ادامه دهد. شروع کار از همین روابط جسته گریخته بود.

شیوه جذب مشتری عرفان کم کم روشمند می‌شود. او می‌گوید: دو سال بعد از آن که چند مشتری ثابت پیدا کرده بودم خانه ای در شمال شهر اجاره کردم و تردد در شمال شهر من را نسبت به بوق ماشین زنان حساس کرد. با زنها می رفتم و تمام مدت از اینکه مثل بچه نوازشم می کنند و تا 600 هزار تومان برای یک شب به من می دهند احساس غرور می کردم.

او احساس خود را نسبت به زنان اینطور توصیف می کند: اوایل چندان از زنها خوشم نمی‌آمد یعنی فقط به ------ و جنبه های جنسی زنان فکر می‌کردم. ولی بعد از اینکه این کار را شروع کردم عاشق زنها شدم. موجوداتی بسیار ظریف هستند و پیچیدگی هایی دارند که از کشف آنها در هر زنی لذت می‌برم. زنان میانسالی که مشتری من هستند واقعا ترسناک هستند. وقتی با من حرف می‌زنند از درک آنها و از پیچیدگی دنیای ذهنی آنها وحشت می کنم. ساده ترینشان از بزرگترین مردهایی که می‌شناسم پیچیده تر هستند. من با تک تک مشتریانم عاشقانه می خوابم.

عرفان با وجود اینکه سال‌ها کنار خیابان ایستاده و امروز هم همه مخارج سنگین خود را از همین طریق تامین می کند اما هیچ‌گاه احساس حقارت را در مقابل مشتریانش حس نکرده. وقتی در این مورد خاص صحبت می‌کند نشانی از افسردگی و تحقیر شدگی یک زن روسپی در حرف‌هایش نیست. همانطور که نشانی از آن نگاه اومانیستی و عاشقانه نسبت به زن. می‌گوید: این زنها هستند که به من نیاز دارند. زنانی که می دانم حاضرند به خاطر خدمات من پول زیادی بدهند. بارها در رختخواب امتحانشان کردم. آنها تا 10 برابر توافق اولیه را با کمال میل می‌پذیرند.

در حاشیه همین حرف‌ها همکاران زن خود را سرزنش می‌کند و می‌گوید: زنها بیخود موضوع را برای خودشان نکبت‌بار می‌کنند. البته جامعه هم به این موضوع دامن می‌زند. این یک شغل است مثل همه شغل‌ها. وقتی اینطور به موضوع نگاه کنیم قضیه حل می‌شود. من یک تخصص دارم. بدن و قیافه خوبی دارم، پس از آن استفاده می کنم تا خوب زندگی کنم. هیچ چیز هم نمی‌تواند این کار را برای من قبیح و زشت جلوه دهد. زنان زیادی به خدمات من نیاز دارند و من هم به پول زیادی نیازمندم. پس قضیه ایرادی ندارد. یک معامله عادلانه!

عرفان می گوید زنان روسپی همه زندگی خود را وقف شغل خود و دردسرهایش می کنند در حالی که او به تفریح، موسیقی و مطالعه خود هم می رسد. البته او به این نکته توجه نمی کند که درآمد او قابل مقایسه با زنان روسپی نیست. امنیت او تا این حد در خطر نیست و حس خرسندی او را هیچ یک از زنان همکارش تجربه نمی‌کنند.

در منطقه‌ای که مشتریان عرفان زندگی می کنند، قیمت یک روسپی زن بین 50-150 هزار تومان است در حالی که او برای هر سرویسی که ارائه می‌کند بین 300 تا 600 هزار تومان پول می‌گیرد. این رقم باورنکردنی را می توان با دیدن لباس های مارکدار، ماشین گران‌قیمت و منزل شخصی‌اش حدس زد.
عرفان می گوید تا وقتی که توان این کار را دارد بی‌هیچ شرمساری این کار را ادامه خواهد داد و :" خدا را چه دیدی شاید با یکی از مشتریانم ازدواج کردم. آنها دوست داشتنی و عاشق شدنی هستند".
این جمله خداحافظی عرفان است: حالا باور کردی من خوشبخت‌ترین تن‌فروش جهانم
__________________
اونقدر باورت دارم كه وقتي ميگي باران خيس ميشم


روسپی گری:زنان خیابانی و مردان خیابانی

SAGHI آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 12-30-2008   #62 (لینک نوشته)
محروم از فعالیت
 
alimetallica_2's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : روسپی گری:زنان خیابانی و مردان خیابانی

از خواندن این مقاله چه احساس بدی پیدا کرم.
با اینکه دوست دارم رابطه جنسی داشته باشم و از تنوع هم بدم نمی آید اما حاضر نیستم تا این حد پست باشم.
alimetallica_2 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 12-30-2008   #63 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
aftab's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : روسپی گری:زنان خیابانی و مردان خیابانی

منم احساس انزجار كردم1فكر مي كنم ادم بايد خيلي پست باشه كه از چنين كاري لذت ببره!!!!
__________________
آفتاب هم با همه بدي ها و خوبي هاش به خاطره ها پيوست.حلالم كنيد...
aftab آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 12-30-2008   #64 (لینک نوشته)
محروم از فعالیت
 
UnforGiiveN's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : روسپی گری:زنان خیابانی و مردان خیابانی

اینا بیشتر بحث های روانشناختیه
بعضیا واقعا بیماری روانی دارن!
اما خوب بعضیام لابود مرض دارن:دی
UnforGiiveN آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 12-30-2008   #65 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
hina's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : روسپی گری:زنان خیابانی و مردان خیابانی

كارش واقعا خيلي در نظرم زشته اخه چطور ميتونن...يه انسان چقدر ميتونه خودش رو به گند بكشه واقعا اين فكر ميكنه زنده هست زندگي ميكنه!
اما حداقل انقدر شجاعت داشته كه بگه از اين كار لذت ميبره برا خودش تن به اين كار ميده و البته پولم يكي از مهترين دلايله........مثل خيلي هاي ديگه فقر و بدبختي رو دليل كارش بيان نميكنه!!!!!!!!!
__________________
فرانسوا تروفو:عاشقان سينما ادمهاي مريضي هستند!
بدون بيم مجازات
لذتي در گريز نيست
hina آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 12-30-2008   #66 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mehr86's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : روسپی گری:زنان خیابانی و مردان خیابانی

نوشته اصلي بوسيله سوها نمايش نوشته ها

"تن فروشی مردان = ارائه خدمات جنسی به خانمها "

گفتگو با یک مرد تن فروش تهرانی
عرفان را در یکی از پارک‌های شمال شهر تهران می‌بینم. پسر 28 ساله‌ای که کتابی از "کافکا" به دست گرفته و مشغول نت برداری از کتاب است. عرفان 5 سال است که به زنانی که مشتری او هستند خدمات جنسی ارائه می‌دهد.
به امید روزی که مشکلات اجتماعی و فرهنگی جامعه ماهر چه زودتر حل شود
__________________




mehr86 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 12-30-2008   #67 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Narges_Banoo's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : روسپی گری:زنان خیابانی و مردان خیابانی

واو...تاپیکتون مثبت 18س؟




من که همیشه از خدا میخوام هوامو داشته باشه که کارم......
__________________

دنیای دستها از هر دنیایی بی وفاتر است؛
امروز دستهایت را میگیرند،
قصه ی عادت که شدی،
همان دستها را برایت تکان میدهند!
Narges_Banoo هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 12-30-2008   #68 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
nasin1's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : روسپی گری:زنان خیابانی و مردان خیابانی

سوها جون مرسي كارت بازم 20 بودددددددددددددددددددددد
__________________
همه مردم شهر براي ريزش باران دعا مي كردن غافل از اينكه خدا با كودكي است كه كفشهايش سوراخ است

روسپی گری:زنان خیابانی و مردان خیابانی
nasin1 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 12-30-2008   #69 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
nasin1's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : روسپی گری:زنان خیابانی و مردان خیابانی

[quote=سوها;1648024]
روسپی گری:زنان خیابانی و مردان خیابانی



"تن فروشی مردان = ارائه خدمات جنسی به خانمها "



گفتگو با یک مرد تن فروش تهرانی



عرفان را در یکی از پارک‌های شمال شهر تهران می‌بینم. پسر 28 ساله‌ای که کتابی از "کافکا" به دست گرفته و مشغول نت برداری از کتاب است. عرفان 5 سال است که به زنانی که مشتری او هستند خدمات جنسی ارائه می‌دهد. عاشق فلسفه، زن و شغل خود است. به زعم خودش تن فروش حرفه ای و متخصصی است و تفاوت زیادی با نامزد خود دارد که همکار اوست. به نظر او مردی که خدمات جنسی ارائه می‌دهد خوشبخت‌تر است و مثل زنان روسپی افسرده نمی شود.


گفت و گو با عرفان سلسله مراتب فرودستی و فرادستی زنان و مردان را به خوبی نشان می‌دهد. عرفان شغل خود را تخصص بی نظیری می داند و درآمدی بسیار بالاتراز همکاران زن خود دارد. خود را تحقیر شده نمی‌یابد و زندگی خود را مدرن و توام با خوشبختی می‌داند.




ولي اگه به خواهيم به صورت منطقي به اين كار نگاه كنيم درست كار وحشتناكي هستش .... ولي اين مشكلا ت همه برمي گرده به كار و فقر واتفاقاتي كه ممكن تو زندگي هركسي دچارش بشه ولي خوب باوجود اينهمه مشكل بازم كار خوبي نكرده
nasin1 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 12-30-2008   #70 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
SAGHI's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : روسپی گری:زنان خیابانی و مردان خیابانی

از نقطه نظرات دوستان متشكرم
SAGHI آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 12-30-2008   #71 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
rezass's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : روسپی گری:زنان خیابانی و مردان خیابانی

نوشته اصلي بوسيله سوها نمايش نوشته ها



"تن فروشی مردان = ارائه خدمات جنسی به خانمها "

گفتگو با یک مرد تن فروش تهرانی
عرفان را در یکی از پارک‌های شمال شهر تهران می‌بینم. پسر 28 ساله‌ای که کتابی از "کافکا" به دست گرفته و مشغول نت برداری از کتاب است. عرفان 5 سال است که به زنانی که مشتری او هستند خدمات جنسی ارائه می‌دهد. عاشق فلسفه، زن و شغل خود است. به زعم خودش تن فروش حرفه ای و متخصصی است و تفاوت زیادی با نامزد خود دارد که همکار اوست. به نظر او مردی که خدمات جنسی ارائه می‌دهد خوشبخت‌تر است و مثل زنان روسپی افسرده نمی شود.
گفت و گو با عرفان سلسله مراتب فرودستی و فرادستی زنان و مردان را به خوبی نشان می‌دهد. عرفان شغل خود را تخصص بی نظیری می داند و درآمدی بسیار بالاتراز همکاران زن خود دارد. خود را تحقیر شده نمی‌یابد و زندگی خود را مدرن و توام با خوشبختی می‌داند.

وقتی می خواهم از 5 سال پیش بگوید و اینکه چرا چنین فکری به سرش زد، خیلی ساده می‌گوید: درست مثل همه زنان فاحشه. من از زمان نوجوانی مثل اکثر پسرهای جوان متوجه بودم که برای زنان میانسال جذابیت هایی دارم. آن زمان که شروع به کار حرفه‌ای (به این معنی که بخواهم پولی بابت خدماتم بگیرم)کردم، دانشجوی دانشگاه تهران بودم. چند بار از طرف همکلاسی‌های مسن تر و حتی یکی از اساتید به من پیشنهاد شد که فقط با آنها ------ داشته باشم. و بعد یکی از همان ها بود که به من پول خوبی داد و گفت حاضر است این رابطه را به همین شیوه ادامه دهد. شروع کار از همین روابط جسته گریخته بود.

شیوه جذب مشتری عرفان کم کم روشمند می‌شود. او می‌گوید: دو سال بعد از آن که چند مشتری ثابت پیدا کرده بودم خانه ای در شمال شهر اجاره کردم و تردد در شمال شهر من را نسبت به بوق ماشین زنان حساس کرد. با زنها می رفتم و تمام مدت از اینکه مثل بچه نوازشم می کنند و تا 600 هزار تومان برای یک شب به من می دهند احساس غرور می کردم.

او احساس خود را نسبت به زنان اینطور توصیف می کند: اوایل چندان از زنها خوشم نمی‌آمد یعنی فقط به ------ و جنبه های جنسی زنان فکر می‌کردم. ولی بعد از اینکه این کار را شروع کردم عاشق زنها شدم. موجوداتی بسیار ظریف هستند و پیچیدگی هایی دارند که از کشف آنها در هر زنی لذت می‌برم. زنان میانسالی که مشتری من هستند واقعا ترسناک هستند. وقتی با من حرف می‌زنند از درک آنها و از پیچیدگی دنیای ذهنی آنها وحشت می کنم. ساده ترینشان از بزرگترین مردهایی که می‌شناسم پیچیده تر هستند. من با تک تک مشتریانم عاشقانه می خوابم.

عرفان با وجود اینکه سال‌ها کنار خیابان ایستاده و امروز هم همه مخارج سنگین خود را از همین طریق تامین می کند اما هیچ‌گاه احساس حقارت را در مقابل مشتریانش حس نکرده. وقتی در این مورد خاص صحبت می‌کند نشانی از افسردگی و تحقیر شدگی یک زن روسپی در حرف‌هایش نیست. همانطور که نشانی از آن نگاه اومانیستی و عاشقانه نسبت به زن. می‌گوید: این زنها هستند که به من نیاز دارند. زنانی که می دانم حاضرند به خاطر خدمات من پول زیادی بدهند. بارها در رختخواب امتحانشان کردم. آنها تا 10 برابر توافق اولیه را با کمال میل می‌پذیرند.

در حاشیه همین حرف‌ها همکاران زن خود را سرزنش می‌کند و می‌گوید: زنها بیخود موضوع را برای خودشان نکبت‌بار می‌کنند. البته جامعه هم به این موضوع دامن می‌زند. این یک شغل است مثل همه شغل‌ها. وقتی اینطور به موضوع نگاه کنیم قضیه حل می‌شود. من یک تخصص دارم. بدن و قیافه خوبی دارم، پس از آن استفاده می کنم تا خوب زندگی کنم. هیچ چیز هم نمی‌تواند این کار را برای من قبیح و زشت جلوه دهد. زنان زیادی به خدمات من نیاز دارند و من هم به پول زیادی نیازمندم. پس قضیه ایرادی ندارد. یک معامله عادلانه!

عرفان می گوید زنان روسپی همه زندگی خود را وقف شغل خود و دردسرهایش می کنند در حالی که او به تفریح، موسیقی و مطالعه خود هم می رسد. البته او به این نکته توجه نمی کند که درآمد او قابل مقایسه با زنان روسپی نیست. امنیت او تا این حد در خطر نیست و حس خرسندی او را هیچ یک از زنان همکارش تجربه نمی‌کنند.

در منطقه‌ای که مشتریان عرفان زندگی می کنند، قیمت یک روسپی زن بین 50-150 هزار تومان است در حالی که او برای هر سرویسی که ارائه می‌کند بین 300 تا 600 هزار تومان پول می‌گیرد. این رقم باورنکردنی را می توان با دیدن لباس های مارکدار، ماشین گران‌قیمت و منزل شخصی‌اش حدس زد.
عرفان می گوید تا وقتی که توان این کار را دارد بی‌هیچ شرمساری این کار را ادامه خواهد داد و :" خدا را چه دیدی شاید با یکی از مشتریانم ازدواج کردم. آنها دوست داشتنی و عاشق شدنی هستند".
این جمله خداحافظی عرفان است: حالا باور کردی من خوشبخت‌ترین تن‌فروش جهانم
عجب
اما زنان به خصوص زنان میانسال هم بی تقصیر نیستند ها اینجا خود زنان میان پول هنگفت به پسره میدن پس گناهگار اینجا زنان هستند نه این پسره
__________________
روسپی گری:زنان خیابانی و مردان خیابانی
rezass آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 12-30-2008   #72 (لینک نوشته)
محروم از فعالیت
 
UnforGiiveN's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : روسپی گری:زنان خیابانی و مردان خیابانی

نوشته اصلي بوسيله rezass نمايش نوشته ها
عجب
اما زنان به خصوص زنان میانسال هم بی تقصیر نیستند ها اینجا خود زنان میان پول هنگفت به پسره میدن پس گناهگار اینجا زنان هستند نه این پسره
آخه همه جا میشه زنان!
مثلا اون زنی که میاد خودشو می فروشه می گن تقصیر زنش که جوونارو اغفال کرده
اینجام باز تقصیره زنس که پول میده؟
UnforGiiveN آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 12-31-2008   #73 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
pesare_barooni's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : روسپی گری:زنان خیابانی و مردان خیابانی

نوشته اصلي بوسيله سوها نمايش نوشته ها
روسپی گری:زنان خیابانی و مردان خیابانی



"تن فروشی مردان = ارائه خدمات جنسی به خانمها "



گفتگو با یک مرد تن فروش تهرانی



عرفان را در یکی از پارک‌های شمال شهر تهران می‌بینم. پسر 28 ساله‌ای که کتابی از "کافکا" به دست گرفته و مشغول نت برداری از کتاب است. عرفان 5 سال است که به زنانی که مشتری او هستند خدمات جنسی ارائه می‌دهد. عاشق فلسفه، زن و شغل خود است. به زعم خودش تن فروش حرفه ای و متخصصی است و تفاوت زیادی با نامزد خود دارد که همکار اوست. به نظر او مردی که خدمات جنسی ارائه می‌دهد خوشبخت‌تر است و مثل زنان روسپی افسرده نمی شود.


گفت و گو با عرفان سلسله مراتب فرودستی و فرادستی زنان و مردان را به خوبی نشان می‌دهد. عرفان شغل خود را تخصص بی نظیری می داند و درآمدی بسیار بالاتراز همکاران زن خود دارد. خود را تحقیر شده نمی‌یابد و زندگی خود را مدرن و توام با خوشبختی می‌داند.


وقتی می خواهم از 5 سال پیش بگوید و اینکه چرا چنین فکری به سرش زد، خیلی ساده می‌گوید: درست مثل همه زنان فاحشه. من از زمان نوجوانی مثل اکثر پسرهای جوان متوجه بودم که برای زنان میانسال جذابیت هایی دارم. آن زمان که شروع به کار حرفه‌ای (به این معنی که بخواهم پولی بابت خدماتم بگیرم)کردم، دانشجوی دانشگاه تهران بودم. چند بار از طرف همکلاسی‌های مسن تر و حتی یکی از اساتید به من پیشنهاد شد که فقط با آنها ------ داشته باشم. و بعد یکی از همان ها بود که به من پول خوبی داد و گفت حاضر است این رابطه را به همین شیوه ادامه دهد. شروع کار از همین روابط جسته گریخته بود.


شیوه جذب مشتری عرفان کم کم روشمند می‌شود. او می‌گوید: دو سال بعد از آن که چند مشتری ثابت پیدا کرده بودم خانه ای در شمال شهر اجاره کردم و تردد در شمال شهر من را نسبت به بوق ماشین زنان حساس کرد. با زنها می رفتم و تمام مدت از اینکه مثل بچه نوازشم می کنند و تا 600 هزار تومان برای یک شب به من می دهند احساس غرور می کردم.


او احساس خود را نسبت به زنان اینطور توصیف می کند: اوایل چندان از زنها خوشم نمی‌آمد یعنی فقط به ------ و جنبه های جنسی زنان فکر می‌کردم. ولی بعد از اینکه این کار را شروع کردم عاشق زنها شدم. موجوداتی بسیار ظریف هستند و پیچیدگی هایی دارند که از کشف آنها در هر زنی لذت می‌برم. زنان میانسالی که مشتری من هستند واقعا ترسناک هستند. وقتی با من حرف می‌زنند از درک آنها و از پیچیدگی دنیای ذهنی آنها وحشت می کنم. ساده ترینشان از بزرگترین مردهایی که می‌شناسم پیچیده تر هستند. من با تک تک مشتریانم عاشقانه می خوابم.


عرفان با وجود اینکه سال‌ها کنار خیابان ایستاده و امروز هم همه مخارج سنگین خود را از همین طریق تامین می کند اما هیچ‌گاه احساس حقارت را در مقابل مشتریانش حس نکرده. وقتی در این مورد خاص صحبت می‌کند نشانی از افسردگی و تحقیر شدگی یک زن روسپی در حرف‌هایش نیست. همانطور که نشانی از آن نگاه اومانیستی و عاشقانه نسبت به زن. می‌گوید: این زنها هستند که به من نیاز دارند. زنانی که می دانم حاضرند به خاطر خدمات من پول زیادی بدهند. بارها در رختخواب امتحانشان کردم. آنها تا 10 برابر توافق اولیه را با کمال میل می‌پذیرند.


در حاشیه همین حرف‌ها همکاران زن خود را سرزنش می‌کند و می‌گوید: زنها بیخود موضوع را برای خودشان نکبت‌بار می‌کنند. البته جامعه هم به این موضوع دامن می‌زند. این یک شغل است مثل همه شغل‌ها. وقتی اینطور به موضوع نگاه کنیم قضیه حل می‌شود. من یک تخصص دارم. بدن و قیافه خوبی دارم، پس از آن استفاده می کنم تا خوب زندگی کنم. هیچ چیز هم نمی‌تواند این کار را برای من قبیح و زشت جلوه دهد. زنان زیادی به خدمات من نیاز دارند و من هم به پول زیادی نیازمندم. پس قضیه ایرادی ندارد. یک معامله عادلانه!


عرفان می گوید زنان روسپی همه زندگی خود را وقف شغل خود و دردسرهایش می کنند در حالی که او به تفریح، موسیقی و مطالعه خود هم می رسد. البته او به این نکته توجه نمی کند که درآمد او قابل مقایسه با زنان روسپی نیست. امنیت او تا این حد در خطر نیست و حس خرسندی او را هیچ یک از زنان همکارش تجربه نمی‌کنند.


در منطقه‌ای که مشتریان عرفان زندگی می کنند، قیمت یک روسپی زن بین 50-150 هزار تومان است در حالی که او برای هر سرویسی که ارائه می‌کند بین 300 تا 600 هزار تومان پول می‌گیرد. این رقم باورنکردنی را می توان با دیدن لباس های مارکدار، ماشین گران‌قیمت و منزل شخصی‌اش حدس زد.


عرفان می گوید تا وقتی که توان این کار را دارد بی‌هیچ شرمساری این کار را ادامه خواهد داد و :" خدا را چه دیدی شاید با یکی از مشتریانم ازدواج کردم. آنها دوست داشتنی و عاشق شدنی هستند".


این جمله خداحافظی عرفان است: حالا باور کردی من خوشبخت‌ترین تن‌فروش جهانم


روسپی گری:زنان خیابانی و مردان خیابانیکلا برقراری هر نوع رابطه جنسی رو ،به خاطر دریافت وجه(از هر یک از طرفین) رو خیلی زشت و سخیف میدونم.
روابطی میتونه لذت بخش باشه که دو طرف فقط چون دلشون میخواد بخوان لحظاتی رو کنار هم باشن،نه به خاطر مسائل مادی!!!
با این حال مقاله جالبی بود و ممنون از بانو سوها به خاطر ارسال این پست.
__________________
بارخدایا...از عشق امروزمان برای فرداهایمان چیزی باقی بگذار
برای روزی که فراموش می کنیم عاشق بوده ایم.اندازه یک مشت ،
یک لبخند...یک خاطره.... یک نگاه....تا دوباره بشکفد
تا دوباره ببارد و سیراب گرداند همۀ قلب و روح و جانمان را..


روسپی گری:زنان خیابانی و مردان خیابانی
روسپی گری:زنان خیابانی و مردان خیابانی
روسپی گری:زنان خیابانی و مردان خیابانی
pesare_barooni آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 12-31-2008   #74 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Regent's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : روسپی گری:زنان خیابانی و مردان خیابانی

نوشته اصلي بوسيله pesare_barooni نمايش نوشته ها
روسپی گری:زنان خیابانی و مردان خیابانیکلا برقراری هر نوع رابطه جنسی رو ،به خاطر دریافت وجه(از هر یک از طرفین) رو خیلی زشت و سخیف میدونم.
روابطی میتونه لذت بخش باشه که دو طرف فقط چون دلشون میخواد بخوان لحظاتی رو کنار هم باشن،نه به خاطر مسائل مادی!!!
با این حال مقاله جالبی بود و ممنون از بانو سوها به خاطر ارسال این پست.
صد در صد تاييد ميشـــود روسپی گری:زنان خیابانی و مردان خیابانی
__________________
استاد شجـــریان ، آثار زیبای بسیاری داره ، اما صدا و سیمـــا از همه ی اونهـــا محـــرومه که اجبارا فقط ربنــا ی استاد رو پخش میکنه !
آدمهـــای بزرگ نیازی به پایگاه ندارن ، خودشون ریشه دارن ..
هم میهن هم ، از خوابگاه و خالقش محروم شد !
Regent آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 12-31-2008   #75 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
*nina*'s Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : روسپی گری:زنان خیابانی و مردان خیابانی

تاپيك خوبي زدين ولي براي من جالبش اينه كه اين مرد به كارش افتخار مي كنه و به زنا هم توصيه مي كنه افسرده نشن.چطور تفاوت زنو مردو نمي دونه ؟ از همه مهمتر چرا كارش بد نمي دونه ؟ ادم پستيه نه به خاطر اين كه يه تن فروشه واسه اين كه مشكلات رواني داره و اونارو يه جور طرز فكر ميدونه.اي كاش يه روانشناس حرفاشو بخونه و نظر بده.
از اول تاريخ تن فروشي و روسپي گري كار بدي بوده در ضمن زناي روسپي توو ايران بيشترشون از سر فقرو نداريو چه بدونم هزارتا درد ديگه اين كارو ميكنن چون مجبورن ولي اين آقا يا هر مرد ديگه كه اين كارو مي كنه نمي تونه اين بهونه هارو بياره زنا ضعيفن زنا پشتو پناه ندارن ولي مردا چي؟آيا اين مرد به خاطر پول اين كارو مي كنه؟خوب مث خيلي هاي ديكه بره كار كنه كار نيست؟ باشه بره تي كشي بره جارو كشي ولي شرافتمندانه پول در بياره ولباساي مارك دار بخره و خونه توو شمال شهر بخره در ضمن اين لغت فاحشه يا روسپي ....به زنا نسبت داده ميشه به نظر شمابچه ها به اين مردا چي بايد بگيم ؟
__________________
When I became the sun
I shone life into the man's hearts
When I became the sun
I shone life into the man's hearts
*nina* آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
پاسخ

برچسب ها
مردان, گریزنان, خیابانی, روسپی

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 06:01 PM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.