|
|
|
|||||||
عضویت در هم میهن
|
شبکه اجتماعی
|
پخش زنده |
میکروبلاگ |
کاربران آنلاین |
گروه ها |
|
|
![]() |
|
|
LinkBack | ابزارهاي موضوع | نحوه نمايش |
|
|
#31 (لینک نوشته) |
|
در انتظار بهار ... ![]() |
جمیله یکی از هنرپیشگان سینمای قبل از انقلاب جمیله در سال 1346 با بازی در فیلم نسیم عیار ( دکتر اسماعیل کوشان ) به عنوان بازیگر سینما معرفی شد. او قبل از ورود به سینما رقصنده بود و در کاباره ها می رقصید و همسر محمد کریم ارباب بود که صاحب چندین کاباره در تهران بود و در کار تهیه ی فیلم های سینمایی هم دست داشت. جمیله در کنار بازی در فیلم ، به کار رقصیدن خود در کاباره هم ادامه داد و در واقع رقص ، حرفه ی اصلی او بود. نقش های او در فیلم های سینمایی نیز نقش های قابل توجهی نبود و در واقع از آن گروه از بازیگرانی بود از چهره و تن نمایی آنها بهره گرفته می شد.. اولین فیلم او که نامش ذکر شد ، فیلمی بود از دوران صفویه و عصر شاه عباس اول ، که در این فیلم با همایون و جواد قائم مقامی و شیدا هم بازی بود. جمیله در طول دوران بازیگری خود در سینما ، هفده فیلم بازی کرد از این قرار: خشم کولی ( اسماعیل ریاحی ، ۱۳۴۷) با پوری بنایی و فردین. زن وحشی وحشی ( عزیزالله بهادری ، ۱۳۴۸) با محمدرضا فاضلی. نامادری ( عباس کسایی ، ۱۳۴۹ ) با لی لی و محمدرضا فاضلی. دختر ظالم بلا ( عزیزالله بهادری ، ۱۳۴۹ ) با ویکتوریا و جهانگیر غفاری. خوشگل ترین زن عالم ( قدرت الله احسانی ، ۱۳۵۰ ) با منوچهر وثوق. چهار فیلم آخر که نام برده شد و جمیله در آنها نقش اول را داشت تهیه کننده ی همه ی آنها شوهرش محمدکریم ارباب بود. کاکا سیاه ( امیر شروان ، ۱۳۵۲ ) با بیک ایمانوردی. کج کلاه خان ( صابر رهبر ، ۱۳۵۲ ) با بیک ایمانوردی. مترس ( عزیزالله بهادری ، ۱۳۵۲ ) با ایرج قادری و بهمن مفید. محبوب بچه ها ( جواد طاهری و رضا بیک ایمانوردی ، ۱۳۵۲) با بیک ایمانوردی. غول ( داود اسماعیلی ، ۱۳۵۲ ) با بهمن مفید و مرتضی عقیلی. گل پری جون ( عزیزالله بهادری ، ۱۳۵۳ ) با بیک ایمانوردی و میری. عروس پا برهنه ( سیامک یاسمی ، ۱۳۵۳ ) یا بیک ایمانوردی. رانده شده ( سیامک یاسمی ،۱۳۵۴ ) با بیک ایمانوردی. فراشباشی ( ایرج صادق پور ، ۱۳۵۴ ) با آغاسی. دنیای آبی ( صابر رهبر ، ۱۳۴۸ ) با پوری بنایی و بهروز وثوقی. جدال ( عزیزالله بهادری ، ۱۳۵۵ ) با سعید راد. جدال آخرین فیلم جمیله بود و دیگر در فیلمی بازی نکرد.
__________________
اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول رسد به دولت وصل تو کار من به اصول |
|
|
|
|
|
#32 (لینک نوشته) |
|
در انتظار بهار ... ![]() |
نیلوفر یکی از هنرپیشگان سینمای قبل از انقلاب نیلوفر ( شهین خلیلی ـ ساجدی ) فعالیت سینمایی خود را به عنوان بازیگر در سینمای ایران با فیلم توفان نوح (سیامک یاسمی ، ۱۳۴۶) آغاز کرد . نیلوفر در این فیلم با ناصر ملک مطیعی و فردین هم بازی بود و نقش اول زن در این فیلم را به عهده داشت. نیلوفر در سال 1346 همان یک فیلم را بازی کرد ، اما در سال 1347 در پنج فیلم ایفای نقش کرد به قرار زیر : ببر مازندران ( ساموئل خاچیکیان ، ۱۳۴۷) با امامعلی حبیبی و داریوش طلایی. من هم گریه کردم ( ساموئل خاچیکیان ، ۱۳۴۷ ) با پوری بنایی و بهروز وثوقی. هنگامه ( ساموئل خاچیکیان ، ۱۳۴۷ ) با آذر شیوا و بهروز وثوقی. دنیای پوشالی ( خسرو پرویزی ، ۱۳۴۷) با مجید محسنی و منوچهر وثوق. جهنم سفید ( ساموئل خاچیکیان ، ۱۳۴۷ ) با امامعلی حبیبی و داریوش طلایی. نیلوفر ، چهار فیلم هم در سال 1348 بازی کرد به ترتیب زیر : گرفتار ( محود کوشان ، ۱۳۴۸) با فریبا خاتمی و ناصر ملک مطیعی. نعره ی توفان ( ساموئل خاچیکیان ، ۱۳۴۸) با فردین. شکوه قهرمان ( محمد زرین دست ، ۱۳۴۸) با محمد زرین دست و فرخ ساجدی. نسل شجاعان ( دکتر اسماعیل کوشان ، ۱۳۴۸ ) با فخرالدین. ــ در سال 1349 در پنج فیلم بازی کرد که عبارتند از : شیرین و فرهاد ( دکتر اسماعیل کوشان ، ۱۳۴۹) با فخرالدین. قصه ی شب یلدا ( ساموئل خاچیکیان ، ۱۳۴۹ ) با بوتیمار. میوه ی گناه ( محمود کوشان ، ۱۳۴۹) با فخرالدین. قسمت ( امیر شروان ، ۱۳۴۹) با منوچهر وثوق. شب اعلام ( داود ملا پور ، ۱۳۴۹ ) با بوتیمار و سرکوب. ــ بازی نیلوفر در فیلم های سینمای ایران در سال 1350 ، چهار فیلم بود : جان سخت ( ایرج قادری ، ۱۳۵۰) با ایرج قادری و آرمان. شراره ( احمد نجیب زاده ، ۱۳۵۰) با فرخ ساجدی. دنیا مال منه ( خسرو پرویزی ، ۱۳۵۰) با تقی ظهوری. رضا چلچله ( مهندس مهدی میر صمدزاده ، ۱۳۵۰) با بیک ایمانوردی. ــ در سال 1351 ، نیلوفر در چهار فیلم بازی کرد: حسن دینامیت ( مهندس مهدی میرصمدزاده ، ۱۳۵۱) با بیک ایمانوردی. پخمه ( مازیار پرتو ، ۱۳۵۱ ) با بهمن مفید. شهر آفتاب ( محمد زرین دست ، ۱۳۵۱ ) با حسین حسینی. مطرب ( اسماعیل نوری علاء ، ۱۳۵۱ ) با جمشید مشایخی . ــ سال 1352 نیلوفر با بازی در سه فیلم ، کم کم به کار بازیگری خود در سینمای ایران ، پایان می داد. این سه فیلم عبارت بودند از : زنجیری ( خسرو یحیایی ، ۱۳۵۲ ) با فرخ ساجدی. صخره ی سیاه ( مازیار بازیاران ، ۱۳۵۲ ) با جهانگیر غفاری. هفت مرد دلاور ( منوچهر قاسمی ، ۱۳۵۲ ) با بوتیمار. آخرین فیلم نیلوفر ، در سال 1353 بود. او در این سال همین یک فیلم را بازی کرد و پس از این فیلم فعالیت خود را در سینما متوقف کرد یا متوقف شد. آخرین فیلم نیلوفر ، فیلمی بود به نام کوثر ( (منوچهر قاسمی ، ۱۳۵۳) که در این فیلم با بوتیمار و سهیلا ، همبازی بود. فیلم کوثر به لحاظ مقررات ممیزی ، هیچ وقت به نمایش در نیامد. |
|
|
|
|
|
#33 (لینک نوشته) |
|
در انتظار بهار ... ![]() |
پروین غفاری یکی از هنرپیشگان سینمای قبل از انقلاب پروین غفاری در سال 1340 وارد سینمای ایران شد. اولین فیلمش فریاد نیمه شب نام داشت. پروین غفاری به مدت یازده سال در سینمای ایران فعالیت داشت و آخرین فیلمش را در سال 1351 بازی کرد و بعد از آن در هیچ فیلمی ظاهر نشد.او در بیشتر فیلم هایش نقش اول را داشت و از همان گروه بازیگران زن ایرانی در دهه ی چهل بود. فیلم هایی که پروین غفاری در آنها نقش آفرینی کرد به ترتیب عبارتند از : ۱ ــ فریاد نیمه شب ( ساموئل خاچیکیان ، ۱۳۴۰ ) با آرمان و فردین. ۲ ــ بن بست ( مهندس مهدی میر صمد زاده ، ۱۳۴۳ ) با ایرج قادری. ۳ ــ زن و عروسک هایش ( اسمائیل ریاحی ، ۱۳۴۴ ) با بوتیمار و بیک ایمانوردی. ۴ ــ مو طلایی شهر ما ( عباس شباویز ، ۱۳۴۴ ) با فردین و پوری بنایی. ۵ ــ فردای باشکوه ( صمد صباحی ، ۱۳۴۷ ) با بوتیمار. ۶ ــ سکه ی دو رو ( خسرو پرویزی ، ۱۳۴۷ ) با مجید محسنی. ۷ ــ تونل ( نادر قانع ، ۱۳۴۷ ) با مصطفی تاجیک و داریوش اسدزاده. ۸ ــ رابطه ( ایرج قادری ، ۱۳۴۸ ) با ایرج قادری و آرمان. ۹ ــ گناه مادر ( قدرت الله بزرگی ، ۱۳۴۸ ) با سپهر نیا. ۱۰ ــ گربه کور ( سردار ساگر ، ۱۳۴۸ ) با منوچهر طایفه و داریوش طلایی. ۱۱ ــ فریاد انسانها ( نادر قانع ، ۱۳۴۹ ) با سهیلا و مصطفی تاجیک. ۱۲ ــ آخرین نبرد ( صمد صباحی ، ۱۳۵۱ ) با داریوش طلایی. ۱۳ ــ از بهشت تا جهنم ( سالار عشقی ، ۱۳۴۸ ) با داریوش طلایی. |
|
|
|
|
|
#34 (لینک نوشته) |
|
در انتظار بهار ... ![]() |
لی لی یکی از هنرپیشگان سینمای قبل از انقلاب لی لی در سال 1347 کار خود را به عنوان بازیگر در سینمای ایران آغاز کرد . اولین فیلم او ماجرای شب ژانویه ( نصرت الله وحدت ، ۱۳۴۷ ) نام داشت که در این فیلم نقش دوم را به عهده داشت. کا راو هم مانند اکثر بازیگران زن این دهه بود. سایر فیلم های او عبارتند از : ۱ـ خشم کولی ( اسماعیل ریاحی ، ۱۳۴۷ ) به همراه فردین و پوری بنایی. ۲ــ عشق کولی ( رضا صفایی ، ۱۳۴۸ ) با جواد قائم مقامی و منصور سپهر نیا. ۳ــ پا تو کفش من نکن ( رضا صفایی ، ۱۳۴۸ ) با بن سیرا و سیونا. ۴ ــ گربه را دم حجله می کشند ( داود اسماعیلی ، ۱۳۴۸ ) با کتایون. ۵ ــ گربه کور ( سردار ساگر ، ۱۳۴۸ ) با پروین غفاری . ۶ ــ سکه ی شانس ( ایرج قادری ، ۱۳۴۹ ) با فردین ، ملک مطیعی و مرجان. ۷ ــ عقاب طلایی ( کمال دانش ، ۱۳۴۹ ) با فیروز. ۸ ــ قصه ی شب یلدا ( ساموئل خاچیکیان ، ۱۳۴۹ ) با بوتیمار و نیلوفر . ۹ ــ نامادری ( عباس کسایی ، ۱۳۴۹ ) با جمیله و محمد رضا فاضلی. ۱۰ ــ از یاد رفته ( محمد زرین دست ، ۱۳۴۹ ) با مرجان و محمد زرین دست. ۱۱ ــ جوانی هم عالمی دارد ( عباس دستمالچی ، ۱۳۴۹ ) با فرخ ساجدی. ۱۲ ــ زیبای جیب بر ( رضا صفایی ، ۱۳۴۹ ) با پیمان. ۱۳ ــ دلقک ها ( مهدی رئیس فیروز ، ۱۳۵۰ ) با بیک ایمانوردی و مرجان. ۱۴ ــ فریاد ( سلیمان و هراند میناسیان ، ۱۳۵۰ ) با جمشید مشایخی و سوسن. ۱۵ ــ سه تا جاهل ( پرویز نوری ، ۱۳۵۰ ) با سپهرنیا و متوسلانی و گرشا رئوفی. ۱۶ ــ ایوالله ( منوچهر نوذری ، ۱۳۵۰ ) با آغاسی و سیمین غفاری. ۱۷ ــ مردان خشن ( صابر رهبر ، ۱۳۵۰ ) با فردین و ارحام صدر و جمشید مشایخی. ۱۸ ــ احمد چوپان ( عباس کسایی ، ۱۳۵۱ ) با بیک ایمانوردی و شهین. ۱۹ ــ جدال در کویر ( داود ملاپور ، ۱۳۵۱ ) با سرکوب و آراسته. ۲۰ ــ خوشگله ( اسماعیل پور سعید ، ۱۳۵۱ ) با پوری بنایی. ۲۱ ــ معشوقه ( رضا صفایی ، ۱۳۵۲ ) با بهمن مفید و کتایون. ۲۲ ــ هلوی پوست کنده ( عباس دستمالچی ، ۱۳۵۲ ) با گرشا رئوفی و سهیلا. لی لی بعد از این فیلم به مدت سه سال در فیلمی بازی نکرد یا به بازی دعوت نشد ، به هر صورت در سال 1355 و 1356 در دو فیلم دیگر بازی کرد. ۲۳ ــ حرفه ای ( فدرت الله بزرگی ، ۱۳۵۵ ) با فیروز. ۲۴ ــ گل های کاغذی ( مرتضی عقیلی ، ۱۳۵۶ ) با مرتضی عقیلی و شهرزاد آرمانی. دو فیلم هم در سال 1357 بازی کرد که هیچ یک از آنها به نمایش در نیامدند و کار بازیگری لی لی با این دو فیلم به نمایش در نیامده پایان گرفت : ۲۵ ــ پیشواز ( قدرت الله بزرگی ، ۱۳۵۷ ) با بهمن مفید ، این فیلم در آخرین مراحل ساخت & نیمه تمام رها شد . ۲۶ ــ اشک مادر ( عزیزالله بهادری ، ۱۳۵۷ ) با منوچهر وثوق و میری ، این فیلم هم به لحاظ مقررات ممیزی به نمایش در نیامد. لی لی در مدت ده سال کار بازیگری ، با اولین فیلمش ماجرای شب ژانویه در بیست و هفت فیلم بازی کرد که در حدود ده فیلم در نقش اول ظاهر شد و در باقی فیلم ها نقش دوم را داشت |
|
|
|
|
|
#35 (لینک نوشته) |
|
در انتظار بهار ... ![]() |
فریبا خاتمی یکی از هنرپیشگان سینمای قبل از انقلاب فریبا خاتمی در سال 1342 با فیلم دوستت دارم ( دکتر اسماعیل کوشان ) وارد سینمای ایران شد. او در سال بعد یعنی سال 1343 سه فیلم بازی کرد : جهنم زیر پای من ( رضا صفایی ، ۱۳۴۲ ) با فردین و سهیلا. ابرام در پاریس ( دکتر اسماعیل کوشان ، ۱۳۴۳) با ناصر ملک مطیعی و جمعی از بازیگران فرانسوی ، چون فیلم محصول مشترک ایران و فرانسه بود. شکوفه های امید ( رضا صفایی ، ۱۳۴۳ ) با خلیل عقاب. در اوایل سال 1344 فیلم سه تا نخاله ( صابر رهبر ) از او به نمایش درآمد که با سه تفنگدار معروف فیلم های کمدی آن زمان ( محمد متوسلانی ، گرشا رئوفی و منصور سپهر نیا ) و شهین ، هم بازی بود. بعد از آن در فیلم های : شانس بزرگ ( شکرالله رفیعی ، ۱۳۴۴) با منصور سپهرنیا و شهین. مراد و لاله ( صابر رهبر ، ۱۳۴۴) با محسن مهدوی. دزد بانک ( دکتر اسماعیل کوشان ، ۱۳۴۴) با بهروز وثوقی و سهیلا. نخاله ی قهرمان ( حسین مدنی ، ۱۳۴۵) با بیک ایمانوردی و فرانک میر قهاری. ول معطلی ( عزیز رفیعی ، ۱۳۴۵) با شهین. میلیونر فراری ( ناصر ملک مطیعی ، ۱۳۴۵) با ناصر ملک مطیعی و بیک ایمانوردی. آقا دزده ( خسرو پرویزی ، ۱۳۴۵) با بیک ایمانوردی. دختر کدخدا ( مهدی رئیس فیروز ، ۱۳۴۵) با منوچهر وثوق. ــ پس در سال 1345 پنج فیلم بازی کرد با کارگردان های مختلف ، که هیچ کدام از فیلم ها هم معتبر نبودند . ــ پنج فیلم هم در سال 1346 بازی کرد !!! که عبارت بودند از : زن ها و شوهر ها (نظام فاطمی ، ) با همایون. حقه بازان (رضا صفایی ) با جواد قائم مقامی . دنیای قهرمانان ( اسماعیل پورسعید ) با بوتیمار فراری ( عباس کسایی ) با با شهین و مهین دیهیم. زنی به نام شراب ( امیر شروان ) با بهروز وثوقی. ــ کاملا مشخص است که با چه نوع و چه سطح فیلم هایی می توان در یک سال پنج فیلم بازی کرد. سه فیلم در سال 1347 بازی کرد : سرسخت ( اسماعیل پورسعید ) با بوتیمار. بازی شانس (فاروق عجرمه ) با بوتیمار. محصول مشترک ایران و لبنان. خطاکاران ( فاروق عجرمه ) با ایلوش. محصول مشترک ایران و لبنان. دیگر فیلم های او : گرفتار ( محمود کوشان ، ۱۳۴۸) با نیلوفر و ناصر ملک مطیعی. قصه ی دلها ( حمید مجتهدی ، ۱۳۴۸) با ناصر ملک مطیعی. ساقی ( جمشید شیبانی ، ۱۳۴۹) با عارف. رضا موتوری ( مسعود کیمیایی ، ۱۳۴۹) با بهروز وثوقی. این فیلم با فیلم های دیگری که او بازی کرده بود تفاوت داشت و فیلم مطرحی بود. حادثه جویان ( مهدی امیرقاسم خانی ، ۱۳۴۹) با منوچهر وثوق. حسن فرفره (رضا صفایی ، ۱۳۴۹) با منوچهر وثوق. با شرف ها ( قدرت الله بزرگی ، ۱۳۵۱) با جمشید مشایخی. عروس استانبول ( عثمان سلان ، ۱۳۵۱) با ناصر ملک مطیعی و گروهی از بازیگران ترک. فیلم محصول مشترک ایران و ترکیه و لبنان ( شرکت سورج ) بود. خانوم خانوما ( فتح الله منوچهری ، ۱۳۵۱) با تقی مختار و منوچهری. ماجراجویان خشن ( مهدی رئیس فیروز ، ۱۳۵۳) با منوچهر وثوق. دزد سوم (عباس شباویز ، ۱۳۵۴) با سعید راد. اخم نکن سرکار ( امیر شروان ، ۱۳۵۴) با ناصر ملک مطیعی. عنتر و منتر ( امیر شروان ، ۱۳۵۵) با بیک ایمانوردی. ــ عنتر و منتر ، آخرین فیلم فریبا خاتمی بود و پس از آن در هیچ فیلمی ظاهر نشد. در همین سال ها زندگی خصوصی او هم متلاطم بود و دختر سیزده ساله اش به نام نیلوفر ، خودکشی کرد . |
|
|
|
|
|
#36 (لینک نوشته) |
|
در انتظار بهار ... ![]() |
کتایون یکی از هنرپیشگان سینمای قبل از انقلاب کتایون ( شهپر امیر ابراهیمی ) کار خود را در سینما از سال 1342 با فیلم تار عنکبوت ( مهندس مهدی میر صمدزاده ) آغاز کرد و تا سال 1353 در چهل فیلم بازی کرد. اما غیر از فیلم حسن کچل ( علی حاتمی ، ۱۳۴۹ ) ، فیلم قابل توجهی نداشت. در فیلم درخت ها ایستاده می میرند ( امیر شروان ، ۱۳۵۰ ) او در کنار آذر شیوا بازی کرد. ودر فیلم بده در راه خدا ( رضا صفایی ، ۱۳۵۰ ) به عنوان نقش اول زن در کنار ظهوری و میری بازی کرد. در فیلم ازدواج ایرانی ( احمد نجیب زاده ، ۱۳۴۷) نقش مقابل عارف را بازی کرد ، این فیلم هم فیلمی نبود که اعتباری داشته باشد. کتایون هم مانند خیلی از بازیگران زن سینمای ایران ، بیشتر چهره اش مورد استفاده واقع شد. چند نمونه از فیلم هایی که کتایون در آنها بازی کرد: یک پارچه آقا ( ناصر ملک مطیعی ، ۱۳۴۴ ) با ناصر ملک مطیعی. شمسی پهلوون ( سیامک یاسمی ، ۱۳۴۵ ) با فروزان. هاشم خان ( محمد زرین دست ، ۱۳۴۵ ) با فروزان و بهروز وثوقی. امروز و فردا ( عباس شباویز ، ۱۳۴۵ ) با بهروز وثوقی. مردی از اصفهان ( امیر شروان ، ۱۳۴۶ ) با پوری بنایی. زنی به نام شراب ( امیر شروان ، ۱۳۴۶) با فریبا خاتمی و بهروز وثوقی. شاهراه زندگی ( ایرج قادری ، ۱۳۴۷) با ایرج قادری. دزد سیاهپوش ( امیر شروان ، ۱۳۴۷) با پوری بنایی و بهروز وثوقی. شب فرشتگان ( فریدون گله ، ۱۳۴۷) با گوگوش. قصر زرین ( محمدعلی فردین ، ۱۳۴۸ ) با آذر شیوا. حسن کچل ( علی حاتمی ، ۱۳۴۹) با پرویز صیاد. شهر گناه ( محمدعلی زرندی ، ۱۳۴۹) با پوری بنایی. رسوای عشق ( احمد نجیب زاده ، ۱۳۵۰) با منوچهر وثوق. معشوقه ( رضا صفایی ، ۱۳۵۲ ) با بهمن مفید. بوسه بر لب های خونین ( ساموئل خاچیکیان ، ۱۳۵۲) با منوچهر وثوق و مستانه جزایری. این فیلم ماقبل آخر کتایون است . او پس از بازی در فیلم : نبرد عقاب ها ( ناصر رفعت ، ۱۳۵۳) دیگر فیلمی بازی نکرد. |
|
|
|
|
|
#37 (لینک نوشته) |
|
در انتظار بهار ... ![]() |
ایرن یکی از هنرپیشگان سینمای قبل از انقلاب ایرن یکی دیگر از زنان بازیگر این دهه بود که از زیبایی و تا حدودی استعداد بازیگری بهره مند بود . مردی که رنج می برد (محمدعلی جعفری ، ۱۳۳۶) ، قاصد بهشت (ساموئل خاچیکیان ، ۱۳۳۷) ، چشمه ی آب حیات (سیامک یاسمی ، ۱۳۳۸) ، چشم به راه (عطاالله زاهد ،۱۳۳۷) و دلهره (ساموئل خاچیکیان ، ۱۳۴۱) از معروف ترین فیلم هایی بود که ایرن از اواخر دهه ی سی تا اوایل دهه ی چهل در آن ها ظاهر شد . در میان این فیلم ها ، قاصد بهشت به خاطر پوشش خاص ایرن جنجال آفرید و توقیف شد ، اما این مسئله نام ایرن را هر چه بیشتر زبان گرد محافل سینمایی و مطبوعاتی کرد و باعث افزایش شهرت او گردید. اما با این همه ، محبوبیت ایرن دیری نپایید و با شیوع فیلم های گنج قارونی ، او به کناره گیری موقت از سینما ناگزیر شد ، چرا که در این دوران اغلب بازیگران زن ناگزیر بودند برقصند و با صدای خوانندگان معروف لب بزنند و این کار از ایرن بر نمی آمد. از دهه ی پنجاه ، ایرن بار دیگر به سینما باز گشت و با بازی در فیلم هایی چون محلل (نصرت کریمی ، ۱۳۵۰) ، بلوچ (مسعود کیمیایی ، ۱۳۵۱) و حکیم باشی (پرویز نوری ، ۱۳۵۱) تا حدودی مورد توجه تماشاگران و فیلم سازان قرار گرفت و تقریبا تا واپسین سال های حکومت رژیم گذشته به کار خود ادامه داد. پس از انقلاب نیز در خط قرمز (مسعود کیمیایی ، ۱۳۵۹) و جایزه (علیرضا داوود نژاد) بازی کرد . اما فیلم اول توقیف شد و فیلم دوم نیز با حذف بازی او به اکران در آمد ، پس از آن نیز برای همیشه اجازه ی بازی از او گرفته شد. |
|
|
|
| نوشته را پسندیده است : |
|
|
#38 (لینک نوشته) |
|
شمع جمع ![]() |
علی آقا واقعا" که زحمت کشیده اید من شرمنده ام
موفق باشید
__________________
مرا به جرم چيدن گلي محکوم کردند چون دستم بوي گل ميداد اما کسي فکر نکرد شايد گلي کاشته باشم |
|
|
|
|
|
#39 (لینک نوشته) | |||
|
در انتظار بهار ... ![]() |
|
|||
|
|
|
|
|
#40 (لینک نوشته) |
|
شهروند هم میهن ![]() |
نازنين بنيادی، چهره ای جديد در صنعت سينمای هاليوود نازنين بنيادی چهره جديدی در صنعت سينمای هاليووده از نوع جوون پسند و هنريش! ولی وقتی که تو يکی از ويديوهای افشين بازی کرد توجه ايرانی ها بهش جلب شد، از جمله ما! فرصتی شد که روز تولدش ( اول تير) باهاش آشنا بشيم و به قول معروف شمعهاشو دسته جمعی فوت کنيم. بهزاد: نازنين، اولاً تولدت مبارک. نازنين: مرسی قربانتان برم. نمی خوام ببپرسم چند ساله ميشی، بهتره نپرسم. خانم ها اصولا سنشون رو نميگن ولی می تونم بگم که اصولا نقش های جوونتر از سن اصلی ام رو بازی می کنم. در هاليوود چه نقش هايی بهت ميدن؟ متاسفانه با چيزهايی که تازگی در دنيا پيش آمده، به آدم های اهل خاورميانه بيشتر نقش های تروريستی می دن. البته به نظر من يه هنر پيشه بايد همه نقش ها رو بتونه خوب بازی کنه. ولی برای اول کار، آدم بايد فقط مواظب باشه که ديدی که مردم از فرهنگ ايرانی دارن يک ديد مثبت باشه. در حال حاضر هاليوود خيلی نقش های منفی از آدم های خاور ميانه نشون ميده و برای من اين خيلی مهمه که مردم دنيا مخصوصا در باره ايران ديد خوبی داشته باشن. خوب از نقش هايی که در حال حاضر بازی می کنی چند نمونه برای ما بگو. فيلم "گيم فيس" را که تازه تمام کردم فيلم هاليووديه. "گيم فيس" يک فيلم کمديه و من نقش زنی رو دارم که از عشق بيزار شدم و اجازه نميدم که نه خودم عاشق کسی بشم و نه کسی عاشق من بشه. تو بيشتر نقش های کمدی را دوست داری يا رومانتيک رو، خودت بيشتر چی ترجيح ميدی؟ نه من خودم بيشتر از همه درام رو دوست دارم که بتونم احساسات مختلف را نشون بدم، مثلا بتونم گريه کنم، عصبانی بشم و بتونم آروم باشم، يعنی بتونم همه احساسات رو قشنگ نشون بدم. آيا يک همچين نقشی بازی کردی يا قرار است بازی کنی؟ بله "گيم فيس" اتفاقا با اينکه کمديه، همه اين احساسات در اون نشون داده شده. "دی سينيچ" و خيلی فيلم های ديگه هم همنطور، ولی من اکثرا درام بازی می کنم. سريال هم بازی می کنی؟ نخير در تلويزيون هنوز بازی نکرده ام، بيشتر کارم در فيلمه. تنها کار تلويزيونی که کردم در سن خيلی جوونی در لندن در برنامه کودکان بنام "يرلی برث" بود. ولی در اصل عشق و علاقه ام به فيلمه.
__________________
اگر می توانستم مجازاتت کنم از تو میخواستم,به اندازه ای که تو را دوست دارم مرا دوست داشته باشی با تو هستم |
|
|
|
|
|
#41 (لینک نوشته) |
|
شهروند هم میهن ![]() |
خوب ديگران هم آرزو دارن بتونن برن سينما و خيلی جالبه که تو تونستی به عنوان يه دختر خارجی در اين صنعت آمريکايی راه پيدا کنی، خوب با اينکه در آمريکا بزرگ شدی و با فرهنگ اين کشور خوب آشنايی داری، اين کار خيلی مشکله، تازه در چند فيلم هم بازی کردی. جريان چطور بوده که وارد اين کار شدی؟ راستش واقعا شانس آوردم. دور و برم آدم های مثبت بودن که خيلی به من کمک کردن و ديگه اينکه در هاليوود خيلی راحت بود که به آدم بگن نميشه، سعی خودت رو بکن ولی اميدی نداشته باش. ولی تنها چيزی که ما داريم اميده. بدون اميد و تلاش واقعا آدم به هيچ جای نمی رسه و من تا جاييکه می تونم واقعا سخت کار می کنم و نصيحت هايی که تا به حال به من شده، واقعا نصيحت های خوب و مثبت بوده. و همونطور که گفتم مهمترين چيز اينه که دور و بر آدم مردم خوب و مثبت باشه. ولی خوب چطور آشنا داشتی که بتونه تو رو معرفی کنه و اون چيزی که جرقه زد چی بود؟ چيزی که جرقه زد، در اصل راستش را بخواهيد، استاد هنر پيشگی ام بود. او در دهه هفتاد در هاليوود کارش رو شروع کرد و اونقدر هنر پيشه ماهريه که وقتی من آموزش رو با اون شروع کردم، واقعا چيزهای زيادی در مورد هنر پيشگی ياد گرفتم. انقدر چيزهای مختلف به من ياد داد که وقتی که به مصاحبه رفتم اصلا احساس ترس و نگرانی نمی کردم. به راحتی می تونم بگم کسی که می خواد هنر پيشه بشه و موفق باشه، مهمترين چيز اينه که يک استاد خوب داشته باشه. نازنين آيا فيلم های "گيم فيس" و "دی سنيچ" بيرون آمده يا اينکه بيرون مياد؟ گيم فيس تا ماه ژنويه بيرون مياد و وارد فيستيوال سان دنس ميشه. شب افتتاح هم لباسهای قشنگ می پوشی تا روی فرش قرمز راه بری. اميدوارم، خيلی خوشحال ميشم که بتونم به عنوان يک جوون ايرانی روی فرش قرمز راه برم. ![]() |
|
|
|
|
|
#42 (لینک نوشته) |
|
شهروند هم میهن ![]() |
برای کسانيکه دوست دارن ترو ببينن می تونن روی بعضی از ماهواره ها ببينن چونکه در ويديوی "بيخيال" افشين هم بازی کردی. بله يک نقش داشتم در ويديوی افشين جان. افشين واقعا يکی از ماهرترين خوانندهای ايرانی است و افتخارم بود با اون کار کنم. اتفاقا از اون ويديو در دنيا از جمله در ايران و دوبی چندين طرفدار پيدا کردم. من واقعاً از همه ممنونم که اينقدر از من حمايت می کنن. فکر می کنم در اين ويديو تو نقش اصلی با افشين رو بازی می کنی. آری توی ويديوی بيخيال، افشين جان تو گوشم ميخونه. نازنين جان تو هم در هاليوود بازی می کنی هم در ويديو؟ اصولا من ويديو بازی نمی کنم ولی اون ويديو يک کار تک بود و فکر نکنم که تو هيچ ويديو کليپ ديگه ای بازی کنم، چه ايرانی چه خارجی. توی ويدئوی خواننده های ديگه ای هم بودی؟ نه. تصميم دارم فقط کار سينمايی رو ادامه بدم. مثل اينکه به موسيقی نه تنها علاقه داری، خودت هم ساز ميزنی، درسته؟ بله. پيانو و ويلن می زنم. من عاشق موسيقی هستم. از بچگی پدرم به من می گفت "نازنين جان، برای همه پيانو بزن." در عين حال مثل اينکه توی دانشگاه تحقيقاتی هم در زمينه سرطان کردی؟ بله. قبل از هنرپيشگی تصميم داشتم به دانشگاه پزشکی برم به همين خاطر يک مقدار تحقيق در زمينه سرطان انجام دادم. نقشه ات برای روز تولدت چيه؟ هنوز نقشه ای ندارم! ولی اميدوارم دوستام برام نقشه ای داشته باشن! بهزاد: آهنگی که باهاش می رقصی چيه؟ آهنگ "بی خيال" از افشين ولی خوب من همه نوع موسيقی رو دوست دارم. |
|
|
|
|
|
#43 (لینک نوشته) |
|
در انتظار بهار ... ![]() |
زنان زیر بار تاریخ : بررسی وضع حضور زن در سینمای ایران از ابتدا تا امروز
![]() وقتی عبدالحسین سپنتا تصمیم گرفت دختر لر نخستین فیلم ناطقسینمای ایران را در هند بسازد، مشکل بزرگش انتخاب بازیگران فیلم بودکهمیبایست با زبان فارسی آشنایی میداشتند. ازیگران انتخاب شدند، همسریکی از کارمندان استودیو به نام روحانگیز هم برای ایفای نقش گلنار انتخابشد. به او گفته بودند: نامش به عنوان نخستین بازیگر زن سینمای ایرانبرای همیشه بر جای خواهد ماند. تولد نخستین بازیگر زن و نخستین فیلم ناطقدر سینمای ایران همزمان در سال 1312 اتفاق افتاد. روحانگیز که قبول کردهبود گلنار دختر لر شود،شاید نمیدانست با پذیرفتن این عنوان ناگزیر ازپذیرفتن بیمهریهای مردم کشورش که تا به حال بازیگر زن ایرانی ندیدهبودند نیز هست. |
|
|
|
|
|
#44 (لینک نوشته) |
|
در انتظار بهار ... ![]() |
زنان زیر بار تاریخ : بررسی وضع حضور زن در سینمای ایران از ابتدا تا امروز
1335 سال باد شهلا ریاحی بعد از دوازدهسال تجربهبازی در تئاتر و سینما، در شرایطی که حضور زنان در عرصههای هنری بخصوصسینما با سختیهای زیادی همراه بود، تصمیم میگیرد نخستین فیلم سینمایی خودرا کارگردانی کند و به عنوان نخستین زن کارگردان سینما در ایران، پیشاهنگورود زنان به این عرصه شود. شهلا ریاحی این تجربه را دیگر تکرار نکرد ومرجان نخستین و آخرین ساختهاش بود. او به بازیگری علاقه بیشتری دارد وآن را به کارگردانی ترجیح میدهد و میگوید: وقتی قرار شد به همراه همسرمکار بازی در تئاتر را شروع کنم، بخاطر شرایط آن زمان از سوی خانواده وفامیل طرد شدم. آنها معتقد بودند هنرپیشگی من را از بچه و همسرم غافل کردهو باعث میشود زندگی خانوادگی من از هم بپاشد. اما با این وجود او دربرابر همه این فشارها ایستادگی کرد تا اینکه به گفته خودش آنهایی کهدیروز او را منصرف میکردند، امروز به او اظهار لطف میکنند. سناریوی مرجان تجارینبود و شاید به همین دلیل محمد عاصمی و دکتر کیمرام زیر بار ساخت این فیلمنرفتند. من هم تصمیم گرفتم، خودم این فیلم را بسازم. سرمایهگذار اینفیلم هم یکی از بستگان نزدیکم بود که چون نمیخواست نامی از او برده شود،اسم خودم به عنوان تهیهکننده در تیتراژ آورده شد. به هرحال شهلا ریاحیبا یک فیلم نام خود را به عنوان نخستین کارگردان زن در تاریخ سینمایایران ثبت کرده. مرجان در مقایسه با دیگر فیلمهایی که در همان سالساخته شده بود جنجال زیادی بپا کردأ نظرات متفاوتی در مورد این فیلم وجودداشت. هنرمندان و مطبوعات با هم اختلاف نظر داشتند و دو نوع واکنش کاملامتفاوت نسبت به این فیلم از خود نشان میدادند تا آنجا که این فیلم بعد ازیک شروع خوب و استقبال خوبتر، به دلیل انتقاداتی که از آن میشد، در هفتهسوم فروش مورد بیمهری تماشاگران قرار گرفت و ورشکسته شد. با همه آنانتقادهایی که به مرجان شد این فیلم سرآغاز حرکتی بود که اگر موردبیمهری قرار نمیگرفت، میتوانست در آینده راه را برای زنانی که قصدداشتند فیلمساز شوند،هموارتر کند. اما آنچه تاریخ نشان میدهد تا سالها بعداز این تاریخبه هر دلیل شاهد هیچ نقطه عطفی در تاریخ سینمای زناننیستیم. اگر هم حرکتی شده آنقدر کمرنگ بوده که به چشم نیاید و تنهابماند. خانه سیاه است، یکی از همان حرکتهایی است که تنها ماند،تابستانسال 1341 بود که فروغ فرخزاد به همراه دکتر راجی برای بازدید از جذامخانهبه تبریز رفت. او قصد داشت درباره زندگی جذامیها فیلم بسازد. مخالفتهایبسیاری با او شداما بالاخره فروغ بعد از تلاشهای بسیار برای شکستن مقاومتمسوولان جذامخانه به همراه گروهش از مهرماه همان سال این فیلم را ساخت. یک فیلم مستند که برای همیشه در تاریخ سینمای ایران ثبت شد. فروغ بههمراه پنج نفر دیگر دوازده روز بدون داشتن هیچگونه تماسی با تهران و تبریزدرجذامخانه ماند، با جذامیها زندگی کرد تا بتواند این فیلم را بسازد. یکفیلم تلخ یا بهتر است بگوییم یک شعر تلخ. چرا که فروغ قبل از هر چیز یکشاعر بود و قصد فیلمساز شدن هم نداشت. فقط میخواست خودش را در این عرصهمحک بزند. وجود ابراهیم گلستان و همکاری نزدیک فروغ با او را هم نبایدنادیده گرفت شاید اگر فروغ با کسی مثل ابراهیم گلستان آشنا نمیشد شاید هیچوقت به فکر ساختن فیلم هم نمیافتاد. با این وجود، جسارت فروغ درنزدیک شدن به افرادی که همه از آنها دوری میکردند و نوع نگاه شاعرانهاشبه این فیلم را هرگز نباید نادیده گرفت. |
|
|
|
|
|
#45 (لینک نوشته) |
|
در انتظار بهار ... ![]() |
زنان زیر بار تاریخ : بررسی وضع حضور زن در سینمای ایران از ابتدا تا امروز
سالهای بی ثمر سالهایدهه پنجاه و شصت هم آنطور که باید چیزی برای زنان سینماگر نداشت. باز همهمان حرکتهای جسته و گریخته. البته مرضیه برومند را که حالا سه دهه ازعمر فیلمسازیاش میگذرد را نباید نادیده گرفت چرا که او توانسته درحوزه کارعروسکی و کودک آغازگر یک جریان باشد و به عنوان یکی از شاخص هنرمندان اینعرصه خاص شناخته شود. پوران درخشنده هم سینماگر دیگری است که کار خودرا با ساخت فیلم رابطه در سال 59 آغاز کرد. پرنده کوچک خوشبختی، عبور ازغبار و زمان از دست رفته همگی فیلمهایی با مضامین اجتماعی بودند که درزمان خود با استقبال عمومی هم روبرو شده بودند. دهه شصت برای او دههپرباری بود. فیلم میساخت و جایزه میگرفت اما دهه هفتاد برای او که خوبشروع کرده بود چندان رضایتبخش نبود. عشق بدون مرز تنها ساخته سینماییدرخشنده در آن سالها بود. خودش دلیل این کم کاری را بروز مشکلاتی میداندکه طی این سالها برایش پیش آمده. علاقهیی هم به حرف زدن در مورد اینمشکلات ندارد و ترجیح میدهد بیشتر وقتش را به مونتاژ فیلم جدیدش اختصاصدهد. |
|
|
|