تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > هنر و سینما > ترانه و موسیقی > موسیقی ایرانی
ثبت نام آموزش کار با هم میهن بازی آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 05-25-2007   #1 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Naakas's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض «موسیقی اصیل ایرانی»

«موسیقی اصیل ایرانی»
وقتی صحبت از موسیقی اصیل ایرانی می‌شود منظورمان همان موسیقی ردیفی و دستگاهی ایرانی است. به کار بردن یکی از این دو نام به جای موسیقی سنتی می‌تواند تنین ناخوش‌آید کلمه "سنتی" را از بین ببرد. و نشان دهد که موسیقی اصیل ایرانی در حال حرکت و رشد است.
امیدوارم بعد از هیاهوی کوچکی که بر پا شد. بتوانیم جستار را در آرامش شروع و ادامه دهیم.

ناکس
__________________
صحرا می‌بالد: وای بر آنکس که صحرا‌ها در نهان دارد!

ويرايش توسط Naakas : 05-25-2007 در ساعت 12:32 PM
Naakas آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 05-25-2007   #2 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Naakas's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض مقامهای موسیقی ایرانی

در موسیقی ایران،ردیف رکن اساسی را تشکیل می دهد و هر دستگاه مجموعه ای از قطعات و گوشه هاست که به آن ردیف گویند.
شادروان استاد روح اله خالقی در بارهء ردیف های موسیقی ایران می گوید: در کتاب های قدیم راجع به موسیقی ایرانی، دوازده مقام را موضوع بحث قرار می دادند: عشاق ، نوا ، بوسلیک ، راست، عراق ، اصفهان ،زیر افکند، بزرگ ، زنگوله ، راهوی ، حسینی ، حجازی. برخی چند دایره را هم ملایم طبع دانسته و آنها را چنین نوشته اند: زنگبار ، گلستان ، بهار ، بوستان ، عذری ، وامق ، زیر کش ، حسینی ، نهفت ، حجاز . علاوه بر دوایر فوق ، شش آواز نیز ذکر کرده اند:گوشت (گواشت) ، گردانیا ، سلمک ، نوروز ، مایه ، شهناز. اضافه بر آن 24 شعبه هم تشخیص داده اند : دو گاه ، سه گاه ، چهار گاه ، پنج گاه ، عشیران ، نوروز خارا ، نوروز بیانی ، نوروز عرب ، نوروز صبا ، حصار ، نهفت ، عزال ، اوج ، نیریز ، مبرقع ، ماهور ، همایون ، زابلی ، اصفهانک ، نهاوند ، محیر ، خوزی ، رکب ، روی عراق ؛که چند نام دیگر هم در کتب پیشینیان آمده است.مثل مغلوب ، بسته نگار ، نیشابور (نیشابوری ) و کوچک .
اما در دیوان شاعران پارسی گوی نیز نام بسیاری نغمه های موسیقی به میان آمده است که بیشتر آنها در کتب علمی موسیقی یافت نمی شوند و چون اغلب آنها فارسی خالص هستند یادگاری از موسیقی ایران در زمان دورهء قبل از اسلام می باشد .هر چند معلوم نیست این نغمه ها چه بوده ولی چون خاطرات تاریخی موسیقی کهن ما را به یاد می آورد ، نگاشته می شود :
خسروانی ، آئین جمشید ، نوروز بزرگ ، سروستان ، جامه دران ، بلغ سیاوشان ،پالز بان ، گل نوش ، مشکدانه ، نخجیر کان ، نوش لبنیان ، نهاوندی ، نا قوسی ، حقهء کاووس ، سیوار تیر ، تخت اردشیر ، کین ایرج ، نوروز کوچک ، روشن چراغ ، گنج باد آورد ، شاد باد ، دل انگیزان ، آزاد وار ، مهر گانی ، کبک دری ، سبزه در سبزه ،راح روح ، شیشم ، تخت طاقدیس ، مروای نیک ، باغ شهریار ، کین سیاوش ، شب فرخ ، نیمروز ، گنج کاوه ، سبز بهار ، چکاوک ، سرو سهی ، اورنگی ، اورامن ، نوشین باده ، هفت گنج ، قالوسی ، قفل روی ، شبدیز ، کیخسرو ، بلغ سیرین ، فرخ روز ، گلزار ، گنج سوخته ، راه گل ، در غم ، سروستا ، آرایش خورشید ، شادروان مروارید ، دلنواز ، رامش جان ، ماه بر کوهان ، زیر قیصران ريا، ساز نوروز .
حال اگر بعضی از نام های مکرر را حذف کنیم باز هم نوا های قدیم مو سیقی ، که لااقل نامش باقی مانده از صد متجاوز است .البته علل بسیاری موجب از بین رفتن یا تغییر شکل دادن این نغمه ها هست که می توان مهمترین آنها را دو چیز دانست:حملهء بیگانگان و نداشتن خط مو سیقی .

دستگاه های امروزهء موسیقی ایران :

در حال حاضر موسیقی شامل هفت دستگاه است :
شور ، سه گاه ، چهار گاه ، همایون ، ماهور ، نوا ، راست پنجگاه .

1-دستگاه شور:در آمد ها ، رهاب ،نغمه ،زیر کش سلمک، گلریز ، صفا ، بزرگ ، دو بیتی ، خارا ، قجر ،ملا نازی ،حزین ، عزال ، مجلس افروز ، شهناز ، قرچه ، رضوی ، عاشق کش ، حاجی حسینی ، بسته نگار ، قطار ، قرائی ، بیات ترک ، دو گاه ، فیلی ، شکسته ، جامه داران ، مهدی ضرابی ، روح الارواح ، ابوعطا (سارنگ ) و سیخی ، حجاز ، چهار پاره(چهار باغ ) ، گبری ، دشتی ، بیدگانی ، گریلی ، افشاری ، گوشهء عراق ، مثنوی .

2-دستگاه ماهور:در آمد ها،داد ، مجلس افروز ، خسروانی ، دلکش ، خاوران ، طرب انگیز ، نیشابوری ، نصیر خانی (طوسی )، آذر بایجانی ، فیلی ، زیر افکند ، ابول ، حصار ماهور ، نیریز ، نهیب ، عراق ، محیر ، آشورا وند ، اصفهانک ، حزین ، نغمه ، زنگوله ، راک کشمیر ، راک عبداله ، ساقی نامه، صوفی نامه ، کشته مرده .

3-دستگاه چهار گاه : در آمد ها ، پیش زنگوله ، زنگوله ، نغمه ، زابل ،بسته نگار ، مویه ، حصار ، مخالف ، مغلوب ، حدی ، پهلوی ، رجز ، منصوری .

4-دستگاه سه گاه :در آمد ها ، زابل ، زنگ شتر ، رهاب ، مسیحی ، شاه ختائی ،تخت طاقدیس.

5- دستگاه همایون :در آمد ها ، موالیان ، چکاوک ، طرز ، بیداد ، نی داوود ، باوی ، ابو الچپ ، لیلی و مجنون ،راوندی ، نوروز عرب ، نوروز صبا ، نوروز خارا ، نفیر ، فرنگ ، شوشتری ، جامه دران، بختیاری ، موالف ، عزال ، دناصری ، بیات اصفهان ، بیات راجع ، سوز و گداز ، راز و نیاز ، مثنوی .

6-دستگاه نوا :در آمد ها ، گردانیه ، نغمه ، بیات راجع ، عشاق ، حزین ، نهفت ، گوشت ، عشیران ، نیشابورک ، مجلسی ، خجسته ، حسین ، ملک حسینی ، بوسلیک ، نیریز .

7-دستگاه راست پنجگاه :در آمد ها ، زنگوله ، پروانه ، نغمه ، روح افزا ، خسروانی ، پنجگاه ، سپهر ، عشاق ، نیریز ، بیات عجم ، مبرقع ، قرچه ، بحر نور ، ابولچپ ، لیلی و مجنون ، راوندی ، نوروز ها نفیر ، فرنگ و عراق با تمام ملحقاتشان نیز در دستگاه راست پنجگاه نواخته می شوند .


به نقل از وبلاگ تحریر در تاریخ سیزدهم شهریور ماه 85
Naakas آفلاين است   پاسخ با نقل قول
10 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 05-26-2007   #3 (لینک نوشته)
محروم از فعالیت
 
alimetallica_2's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : «موسیقی اصیل ایرانی»

درود.
مطالب بسیار جالب و مفید بودند. بنده دلداده موسیقی سنتی هستم و اصلا موسیقی را نواختن سنتور آغاز کردم. ولی متاسفانه خیلی زود رهایش کردم و آشنایی مختصری هم با تار و سه تار دارم. اما دستگاهها را به خوبی نمی شناسم.
در میان مطالب شما نامی از دستگاه "اصفهان" ندیدم.
مگر اصفهان نیز از دستگاهها نیست؟!!
همچنین تابحال نامی از راست پنچگاه نشنیده بودم.
alimetallica_2 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 05-26-2007   #4 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
کاکا علی's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : «موسیقی اصیل ایرانی»

ممنون از توجه شما به موسیقی اصیل مان.شاید این تاپیک برای روشن کردن عده ای از افراد بسیار لازم بود من آماده ام هر کمکی رو برای بیشتر پرداختن به موضوع تاپیک انجام بدهم
__________________
تا تو بخاطر منی کس نگذشت بر دلم
مثل تو کیست در جهان تا ز تو مهر بگسلم !؟

ويرايش توسط کاکا علی : 05-26-2007 در ساعت 10:51 AM
کاکا علی آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 05-26-2007   #5 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Naakas's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض نقل قول : پاسخ : «موسیقی اصیل ایرانی»

نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
درود.
مطالب بسیار جالب و مفید بودند. بنده دلداده موسیقی سنتی هستم و اصلا موسیقی را نواختن سنتور آغاز کردم. ولی متاسفانه خیلی زود رهایش کردم و آشنایی مختصری هم با تار و سه تار دارم. اما دستگاهها را به خوبی نمی شناسم.
در میان مطالب شما نامی از دستگاه "اصفهان" ندیدم.
مگر اصفهان نیز از دستگاهها نیست؟!!
همچنین تابحال نامی از راست پنچگاه نشنیده بودم.
درود بر شما
ابتدا از دقت و توجه شما بسیار سپاسگزارم.
همانطور که مشاهده می کنید مثلا "دشتی" هم به صورت یک دستگاه مستقل بیان نشده. قصد داشتم در پستی اینگونه اشکالات را برطرف کنم. که بعد از کاملتر کردن اطلاعات خودم اینکار را خواهم کرد.
اما در مورد "اصفهان" که این روزها خیلی توجه من را به خودش جلب کرده. و فکر می کنم از دیگر دستگاه ها اصیل تر و ایرانی تر است. اصفهان را از شعبه های دستگاه همایون دانسته اند. همانطرو که دشتی زیرمجموعه دستگاه شور قرار می گیرد.

ويرايش توسط Naakas : 05-26-2007 در ساعت 11:28 AM
Naakas آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 05-26-2007   #6 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Naakas's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض شجریان - خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود

هیچگاه تئوری در موسیقی نمی تواند جای گوش سپردن به یک قطعه موسیقی را بگیرد. با پیشنهاد ugly duckling سعی می کنم گاهی امکان دانلود قطعه های موسیقی را نیز فراهم کنم. و تقاضا دارم دوستان دیگر نیز ما را بی بهره نگذارند.

ساز و آواز در دستگاه ماهور با صدای شجریان
در این ساز و آواز به گوشه های زیر توجه کنید
دلکش - قرچه - رضوی و جامه دران - حجاز و جامه دران - دلکش و فرود به ماهور

خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود
به هر درش که بخوانند بی خبر نرود
سواد دیده غمدیده ام به اشک مشوی
که نقش خال توام هرگز از نظر نرود
دلا مباش چنین هرزه گرد و هرجایی
که هیچ کار ز پیشت بدین هنر نرود
مکن به چشم حقارت نگاه در من مست
که آبروی شریعت بدین قدر نرود
سیاه نامه تر از خود کسی نمی بینم
چگونه چون قلمم دود دل به سر نرود
تو کز مکارم اخلاق عالمی دگری
وفای عهد من از خاطرت به درنرود
بیار باده و اول به دست حافظ ده
به شرط آن که ز مجلس سخن به درنرود

دریافت کنید
Naakas آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 05-26-2007   #7 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Naakas's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض بن بست آواز

بن بست آواز


امير ايوبي

آواز ايراني با محمدرضا شجريان به بن بست مي رسد. اين جمله البته نه به شجريان، بلكه به ركود موسيقي ايراني و بخصوص آواز در سالهاي گذشته بر مي گردد. شجريان با فعاليت هايش در اين عرصه نشان داده كه هيچ وقت خواهان چنين سرانجامي براي موسيقي نبوده و نخواسته سد راهي شود كه از يكصد سال گذشته تاكنون با فراز و نشيب هاي بسيار به اينجا رسيده و بزرگان بسياري را به خود ديده است. او سعي كرده شاگردان بسياري را پرورش دهد و حتي اصرارش روي آوردن همايون - كه تا پيش از اين به نواختن تنبك علاقه مند بود - به اين عرصه نشان مي دهد كه نمي خواهد يكه تاز باشد، چرا كه حضور خوانندگان ديگر در اين عرصه و امكان مقايسه كار آنان باعث رونق گرفتن آواز و ايجاد انگيزه در مردم براي گوش سپردن به آثار مختلف و دلزده نشده از تك صدايي و تكنوازي و تكروي مي شود. حتي عقيده دارد كه شاگردانش زماني كسي خواهند شد كه از شجريان تمرد كنند: اگر از شجريان گذر نكنند همان تكرار من هستند. من بارها گفته ام كه اگر شاگردان من موسيقي را در سطح من اجرا كنند، به اين معناست كه موسيقي در جا زده است. آنها بايد چند گام از من و گذشتگان جلوتر باشند. اگر شاگردان تكرار استاد باشند، موسيقي در جا زده است. شاگردان بايد چند گام فراتر از استادان خود باشند. متاسفانه در حال حاضر اين وضع به شكلي ديگر حاكم است. شاگردان از استادان عقب ترند. هنوز به سطح استادان خود نرسيده اند. اين جاي نگراني است. من بر خلاف شما فكر مي كنم. من ناراحت نمي شوم كه شاگردانم از من جلوتر بروند، برعكس خشنود هم خواهم شد! اگر عقب تر باشند براي موسيقي ايراني جاي تاسف خواهد بود .
محمدرضا شجريان خواننده گزيده كاري است. با نوازندگان و آهنگسازان توانايي همكاري كرده و اين به دليل تلاش فراوان او از دوران كودكي است كه در مدرسه قرآن قرائت مي كرد و جوايز بسيار در اين رشته به دست مي آورد. از كودكي روي صداي خود كار مي كرد، بدون اينكه معلمي داشته باشد تا اينكه نزد مرحوم برومند رفت و اين آغاز راهي درخشان بود كه تا به امروز هيچ وقت نشيب نداشته است و از اين رو علاقه مندان آواز ايراني هيچ صدايي را برتر از صداي شجريان نيافته اند. آنان ماهها براي آمدن اثر تازه اي از او به بازار به انتظار نشسته اند. سالها در انتظار اجراي كنسرتي از او در تهران يا هر شهر ديگري بوده اند و اين انتظار گاه آنقدر به طول انجاميده كه عطاي ديدن اجراي زنده شجريان را به لقايش بخشيده اند و بعد ناگهان شنيده اند شجريان در تهران كنسرت خواهد داشت. سيل علاقه مندان او و موسيقي ايراني و حتي كساني كه شناخت چنداني از شجريان و هنرش ندارند، از شهرهاي مختلف به سوي پايتخت سرازير شده، چندين شب در صف خريد بليت خوابيده اند و آدم هاي خوش اقبال بالاخره توانسته اند روبه روي شجريان بنشينند و چشم به دهان او بدوزند كه با صلابت بي مثال موسيقي ديگري مي آفريند.
علاقه به شجريان به صرف هنر او نيست. او با انجام پروژه باغ هنر بم از هنرمند بودن صرف تبديل به انسان نيكوكاري شده كه مصرانه در تلاش است تا در شهري كه ديگر هيچ روحيه اي براي مردمش باقي نمانده، با ساخت مدرسه موسيقي حيات و روحيه اي دوباره بدمد و در اين راه با هر نهادي كه حاضر است به تكميل اين پروژه كمك كند، وارد مذاكره شود؛ اگر چه آن نهاد را از نظر عملكرد هنري و موسيقايي قبول نداشته باشد. اما و اگر براي فعاليت هاي موسيقايي و البته فعاليت هاي اجتماعي اش بسيار است. اگر شجريان هر سال در ايران كنسرت داشت باز اين همه جمعيت براي ديدن كنسرت هاي او شبانه روز براي خريد بليت تلاش مي كردند؟ چرا او كه خواهان اعتلاي موسيقي ايران است در اين سالها تلاش نكرده با گروههاي جوانتر كه حرفي براي گفتن در موسيقي ايراني دارند، اجراي مشتركي داشته باشد؟ مگر شجريان وقتي جوان بود با بزرگان كنسرت برگزار نمي كرد؟
اما شجريان هيچ وقت نخواسته در موسيقي ايراني تبديل به بت شود. او نمي تواند براي اين هنر پدري كند چرا كه جو موجود موسيقي ايران چنين امكاني را به او نمي دهد. در شرايطي كه وجود مشكلات بسيار هنرمندان را از يكديگر دور كرده و فهم مشترك را از بين برده است، او مي خواهد در گوشه اي خلوت شاگردانش را تربيت كند و با رفتن راهي بدون خطا به جوانان علاقه مند به آواز ايراني بياموزد تا با تلاش بيشتر اين بت ها را بشكنند تا موسيقي در اين كشور پوياتر از گذشته به حيات خود ادامه دهد.

به نقل از روزنامه همشهری، 25 اسفند 1384
Naakas آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 05-27-2007   #8 (لینک نوشته)
محروم از فعالیت
 
alimetallica_2's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : نقل قول : پاسخ : «موسیقی اصیل ایرانی»

نوشته اصلي بوسيله Naakas نمايش نوشته ها
درود بر شما
ابتدا از دقت و توجه شما بسیار سپاسگزارم.
همانطور که مشاهده می کنید مثلا "دشتی" هم به صورت یک دستگاه مستقل بیان نشده. قصد داشتم در پستی اینگونه اشکالات را برطرف کنم. که بعد از کاملتر کردن اطلاعات خودم اینکار را خواهم کرد.
اما در مورد "اصفهان" که این روزها خیلی توجه من را به خودش جلب کرده. و فکر می کنم از دیگر دستگاه ها اصیل تر و ایرانی تر است. اصفهان را از شعبه های دستگاه همایون دانسته اند. همانطرو که دشتی زیرمجموعه دستگاه شور قرار می گیرد.
سپاسگذارم.
آیا ابوعطا هم در دستگاه شور است؟!
البته بنده اطلاعات غلطی در باب دستگاهها داشتم که با این تایپیک مفید و ارزشمند امیدوارم اطلاعات بیشتری به دست آورم.
خیلی دوست دارم دستگاه چند آهنگ را بدانم.
یکی:
"آمده ام که سر نهم" استاد شجریان
"رسم عاشقی" همایون شجریان
"اتش در نیستان" استاد ناظری

(البته بنده از نزدیک افتخار آشنایی با استاد شهرام ناظری را دارم. ولی در میان مباحث ایشان و پدرم معمولا جایی برای سوالهای ما نمی ماند و بنده هم نمی خواهم تابلو کنم که از موسیقی سنتی چیزی نمی دانم)
alimetallica_2 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 05-27-2007   #9 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Naakas's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض دستگاه؟

نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
سپاسگذارم.
آیا ابوعطا هم در دستگاه شور است؟!
البته بنده اطلاعات غلطی در باب دستگاهها داشتم که با این تایپیک مفید و ارزشمند امیدوارم اطلاعات بیشتری به دست آورم.
خیلی دوست دارم دستگاه چند آهنگ را بدانم.
یکی:
"آمده ام که سر نهم" استاد شجریان
"رسم عاشقی" همایون شجریان
"اتش در نیستان" استاد ناظری

(البته بنده از نزدیک افتخار آشنایی با استاد شهرام ناظری را دارم. ولی در میان مباحث ایشان و پدرم معمولا جایی برای سوالهای ما نمی ماند و بنده هم نمی خواهم تابلو کنم که از موسیقی سنتی چیزی نمی دانم)
بله ابوعطا هم از جمله زیرمجموعه‌های شور است
تا حدود دو قرن پیش موسیقی ایرانی از 12 مقام تشکیل می‌شد که هر مقام نماد یکی از 12 ماه بود. مفهوم زمان در ساخت و اجرای موسیقی ایرانی نقش عمده‌ای داشت به طوری که بسته به اینکه روز باشد یا شب آهنگ نیز تغییر می‌کرد. همانطور که می‌دانید باربد نیز 360 ترانه مطابق با 360 روز سال ساخته بود و هر روز یکی از آنها را می‌نواخت.
از کمتر از دو قرن پیش این دوازده مقام تبدیل به هفت دستگاه اصلی و 5 آواز شد. (در این باب بیشتر توضیح خواهم داد، البته اطلاعات خود من در این زمینه ناقص است و فقط به عنوان نقطه شروع می‌توانید به آن نگاه کنید)

فکر می‌کنم "آمده ام که سر نهم" یا "در خیال" در دستگاه بیات زند از زیر مجموعه های شور باشد و "رسم عاشقی" یا "آتشی در سینه دارم جاودانی" نیز در دستگاه شور اجرا شده (نمی‌دانم ابوعطا یا دشتی، شاید هم هر دو) و "آتش در نیستان" هم اگر اشتباه نکنم در دستگاه شور و آواز ابوعطا است.
در این پیوند می‌توانید تصنیف "آتشی در سینه دارم جاودانی" با صدای قمر‌الملوک وزیری، ساخته مرتضی نی داوود را دانلود کنید (گرچه کیفیت آن پایین است ولی کار بسیار ارزشمندی است، می‌توانید آن را با صدای همایون مقایسه کنید.)

می‌خواهم سوالی هم مطرح کنم.
کسی می‌داند چرا نام "دستگاه" را برای مقامهای موسیقی ایرانی انتخاب کرده‌اند؟

ويرايش توسط Naakas : 05-27-2007 در ساعت 03:14 PM
Naakas آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 05-27-2007   #10 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Naakas's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض نگاهى به پيشرفت آواز در ايران

گم شده در برهوت
علی شیرازی

موسيقى آوازى ايران، چندين دهه است كه هيچ چهره تازه و شاخصى را در عرصه خوانندگى «آواز» به دوستداران اين هنر معرفى نكرده است. به طورى كه مى توان ركود كلى موسيقى اصيل ايرانى در سال هاى اخير را به نوعى به اين مقوله نيز مربوط دانست. در موسيقى ايرانى خوانندگان را دست كم به سه گروه تقسيم مى كنند: «رديف دان»، «آواز خوان» و «تصنيف خوان». با ذكر اين نكته كه گاه ممكن است فردى به لحاظ توانايى در آن واحد، در هر سه دسته مذكور جاى بگيرد؛ به شرح هر يك از اين سه گروه مى پردازيم:

• رديف دانان
«رديف، به مجموعه متحولى از موسيقى مقامى گذشته، متشكل از الحان طبقه بندى شده- شامل دستگاه، آواز، نغمه، گوشه، تيكه، كرشمه، چهارمضراب، رنگ و.. گفته مى شود كه از قرن يازدهم هجرى تا به امروز به نام «رديف موسيقى ايران» ثبت شده است. مأخذ رديف هاى موجود دو رديف «ميرزا عبدالله» و «ميرزا حسينقلى» است...» (به نقل از واژه نامه موسيقى ايران زمين، مهدى ستايشگر، جلد اول، ص ۵۱۹)
بديهى است در موسيقى ايرانى دو نوع رديف «سازى» و «آوازى» موجود است كه اندك تفاوتى در نوع اجراى ملودى ها و بيشتر در قالب هايى نظير چهار مضراب، رنگ و... با هم دارند. دليل آن نيز ويژگى ها و كاركردهاى متفاوت ساز و حنجره آدمى است. دو رديف معتبر «ميرزا عبدالله» و «ميرزا حسينقلى» سازى و دو رديف «عبدالله دوامى» و «محمود كريمى» آوازى هستند. در رديف آوازى، «رديف دان» معمولاً به كسى مى گويند كه با دقايق و ظرايف گوشه ها و دستگاه ها به خوبى آشنا باشد. اين فرد لزوماً خود خواننده اى خوش صدا نيست؛ اما مى تواند به تربيت شاگردان و هنرجويان آواز همت بگمارد. مثلاً در گذشته مرحوم «نورعلى برومند» با داشتن صدايى بسيار معمولى در كنار تربيت نوازندگان بزرگ تار، در رشته آواز نيز شاگردى چون «شجريان» را تربيت كرد. در مقابل چون نوازندگان همه سازهاى ايرانى حتماً بايد با جزئيات رديف سازى-و حتى آوازى- آشنا باشند، آن را امرى بديهى فرض مى كنند و ديگر به نوازندگان عنوان «رديف دان» را اطلاق نمى كنند. اين اصطلاح بيشتر در مورد استادان و آموزگاران «رديف آوازى» به كار مى رود.
مثلاً امروزه هنرمندانى مانند «نصرالله ناصح پور» و «كريم صالح عظيمى» را كه _ به هر دليلى- چندان به دنبال اجراى كنسرت و ارائه كاست و سى دى نبوده اند و بيشتر بر حفظ گنجينه رديف آوازى و تربيت شاگردان مستعد اين رشته همت گماشته اند با عنوان «رديف دان» مى شناسند.

• آوازخوانان
در موسيقى دستگاهى ايران، «آواز» مفهومى وسيع تر از (Song) به معناى آواز، آهنگ، آواز پرنده، چهچهه و شعر در زبان بين المللى دارد. مهدى ستايشگر در «واژه نامه موسيقى ايران زمين» پس از بيان معنى «عام آواز» (نغمه، سرود، آهنگ و بانگ موزون زيروبمى كه از گلوى انسان- كه اكمل آلات الحان است- و يا از سيم انواع سازها برآيد) به چند نوع آواز مثل ضربى و دسته جمعى اشاره كرده و افزوده است: «آواز در موسيقى ايرانى داراى وزن (ميزان) خاصى نيست و اجراى موزون آن به ذوق و تخصص خواننده و نوازنده منوط و وابسته است. (وزن آواز در رديف موسيقى ايرانى مقوله اى جداگانه است) ديگر از خصوصيات آواز در موسيقى ايران، متد معين تحرير، نحوه درآمد و فرود، اوج و حضيض، انتخاب شعر و اداى مفهوم صحيح واژه ها و رعايت تناسب حالات است. تناسب در آوازها موجب زيبايى در استماع است چه، آوازها داراى كيفيات گوناگونى هستند. مانند آهستگى، بلندى، نرمى، سختى، جنبش و نشاط و جز اينها...» (صفحه۳۸)
از آوازهاى مشهور ايرانى مى توان به اينها اشاره كرد: «آواز ديلمان» با صداى غلامحسين بنان و شعر حافظ (چنان در قيد مهرت پاى بندم، كه گويى آهوى سردركمندم)، «آواز همايون» با صداى تاج اصفهانى و شعر سعدى (از تو با مصلحت خويش نمى پردازم، همچو پروانه كه مى سوزم و در پروازم)، آواز «نوا، مركب خوانى» محمدرضا شجريان با شعر سعدى (بگذار تا مقابل روى تو بگذريم، دزديده در شمايل خوب تو بنگريم.)
آنچه در اين مقاله تحت عنوان «آواز» بدان پرداخته شده، مهم ترين ركن موسيقى آوازى ايران و اجراى مطلوب آن نشان دهنده اوج هنر يك خواننده كامل است. هر سه استادان نامبرده (بنان، تاج و شجريان) و هنرمندانى نظير قمرالملوك وزيرى، سيدحسين طاهرزاده، اقبال آذر، روح انگيز و بسيارى ديگر خوانندگانى كامل به شمار مى روند؛ هم از نظر تسلط بر رديف و هم از نظر نوآورى در اجراى آواز (و البته به يادگار گذاشتن تصنيف ها و ضربى هاى ارزشمند).

• تصنيف خوانان
از در هم آميختن شعر و موسيقى با ريتم و وزن معين و شناخته شده تصنيف و ترانه پديد مى آيد. از مهم ترين ويژگى هاى هنرمند تصنيف ساز، آشنايى و تسلط او با هر دو مقوله شعر و موسيقى و همچنين گنجاندن واژه ها و ترجيع بندى هاى مناسب در جاى خود در هر تصنيف است. از تصنيف سازان معروف ايرانى مى توان به «عارف» و «شيدا» اشاره كرد. تصنيف و ترانه به دليل روان بودن كلام و ملودى و ريتم آن همواره با استقبال توده هاى مردم مواجه و ورد زبان آنها شده است. تصنيف هاى «خزان عشق» با صداى بديع زاده، «سرگشته» با صداى قوامى، «الهه ناز» با صداى بنان، «مرغ سحر» با صداى قمرالملوك وزيرى و «نگاه گرم تو» با صداى عبدالوهاب شهيدى از مشهورترين تصنيف هاى ايرانى هستند. گاه يك تصنيف، ترانه يا سرود به سمبل و نشانه اى از يك دوره تاريخى بدل مى شود مانند ترانه «مراببوس» با صداى گل نراقى و سرود مشهور «اى ايران» با صداى بنان.

•••

پس از عارف و شيدا، هنرمندانى چون كلنل علينقى وزيرى، مرتضى محجوبى، جواد معروفى و روح الله خالقى رونقى به تصنيف سازى ايرانى بخشيدند. اين افراد عموماً در برنامه «گل هاى» راديو ساخته هاى خود را ارائه مى كردند. به اين صورت كه هر برنامه گل ها معمولاً با يك تصنيف آغاز مى شد. پس از مقدارى تكنوازى، چهارمضراب و شعرخوانى توسط گوينده قطعه اى آواز در همان دستگاهى كه تصنيف در آن اجرا شده بود، به سمع شنوندگان مى رسيد و در نهايت با تكرار تصنيف برنامه پايان مى يافت. گاهى خواننده تصنيف و آواز يك نفر بود و گاه مثلاً تصنيف را يك خواننده و آواز را خواننده اى ديگر اجرا مى كرد.
از اوايل دهه پنجاه با گردهم آمدن هنرمندانى چون محمدرضا شجريان، محمدرضا لطفى، حسين عليزاده در گروه هاى عارف و شيدا- كه دست پروردگان استاد نورعلى برومند بودند- و همچنين خوانندگانى مانند پريسا و هنگامه اخوان، بازسازى تصنيف هاى قديمى آغاز شد. همچنين با رونق گرفتن برنامه راديويى «گلچين هفته» تصنيف هايى مخصوص اين برنامه بازسازى يا اجرا و سپس پخش مى شد. با وقوع انقلاب و خانه نشين شدن و كوچ بيشتر آهنگسازان و ترانه سرايان، در عرض دو دهه بسيارى از تصنيف هاى تاريخ صدساله ضبط موسيقى در ايران براى يك يا چند بار توسط خوانندگان و گروه هاى مختلف موسيقى اجرا و منتشر شد. البته در بيشتر اجراها فقط كيفيت ضبط آثار از نسخه اصلى بهتر بود و كيفيت هنرى و معنوى كار قديمى به خوبى خود را از لابه لاى خش ها و پارازيت هاى اين ساليان دراز، به رخ مى كشيد. كار به جايى رسيد كه گاه با جرح و تعديل هاى كلامى دستگاه هاى نظارتى وزارت ارشاد و صداوسيما در بعضى مواقع اجراهاى جديد فاصله اى بعيد با اجراى قديمى پيدا كردند.
در بخش آوازخوانى نيز يكباره با وقوع انقلاب، گسستى تاريخى ميان خوانندگان نسل گل هاى راديو و نسل بعدى كه در راه بود ايجاد شد. به طورى كه هنرمندانى چون بنان، قوامى، تاج اصفهانى، عبدالوهاب شهيدى، محمودى خوانسارى، اديب خوانسارى و بقيه به همراه كليه خوانندگان زن، يك شبه خانه نشين شدند و از آن نسل تنها شجريان مجال ادامه كار يافت. جوانانى مانند شهرام ناظرى، افتخارى، تعريف، ايرج بسطامى و حسام الدين سراج نيز به مرور توانستند نام خود را به سياهه خوانندگان موسيقى اصيل ايرانى اضافه كنند. اما اين نسل و افراد ديگرى چون كاوه ديلمى، على رستميان، بهرام باجلان و... تنها سايه اى از آوازخوانان قديمى را با خود حمل مى كردند. آنان هر از گاه با ارائه يك آواز نسبتاً شسته رفته- و بيشتر تحت تاثير قديمى ها- به تيرى كه در تاريكى رها شده بود مى مانستند و به طور معمول فقط از عهده اجراى همان تصنيف هاى دست چندم برمى آمدند. از شما چه پنهان همين تصنيف ها هم بودند كه در موسيقى بعد از انقلاب نام هاى اين خوانندگان را براى مدتى سرزبان ها انداخته و بار ارتباط مردم با موسيقى ايرانى را به دوش كشيدند. تصنيف هايى از آلبوم هاى «گل صدبرگ» شهرام ناظرى، «تمناى وصال» عبدالحسين مختاباد، مجموعه كارهاى افتخارى، «باغ ارغوان» حسام الدين سراج و... از زمره اين آثار بودند. به مرور و تحت نفوذ و سيطره شركت هاى توليد و پخش نوار، حجم ارائه آواز در آلبوم هاى موسيقى به حداقل رسيد و نوارها و سى دى ها مملو از تصنيف شدند. مثلاً افتخارى در سال ۱۳۷۷ در «ياد استاد» تعداد ۸ تصنيف بدون حتى يك قطعه آواز ارائه كرد و تنها به خواندن يكى دو بيت و اجراى مقدارى تحرير در لابه لاى يك تصنيف بسنده كرد. در سال ۱۳۸۰ نيز همايون شجريان در «نسيم وصال» در مقابل اجراى ۶ و۷ تصنيف فقط يك قطعه آواز اجرا كرد.
در آن سال ها شنيده هاى ما از شركت هاى توليد و پخش و مناسباتى كه در آنها جارى بود حكايت مى كرد كه به عقيده توليدكنندگان آثار موسيقى در روزگار جديد ديگر مردم تحمل شنيدن آواز را ندارند و اين هنر يگانه فاقد قدرت جذب آدم هايى با شرايط و دغدغه هاى امروزى است. اما واقعيت اين بود كه موسيقى ايرانى سال ها بود- و هست- كه از ظهور حتى يك چهره برجسته در رشته «آواز» محروم بوده است. به معناى دقيق تر «محمدرضا شجريان» آخرين چهره موسيقى آوازى ايران، نخستين بار در سال ۱۳۴۵ يعنى دقيقاً چهار دهه پيش صداى خود را به گوش مردم رسانده است. پس از او هر خواننده اى كه ظهور كرده يا عمر ارائه هنرش كوتاه بوده- مانند پريسا و هنگامه اخوان- يا از مسير آوازخوانى- به هر دليل- خارج شده و به تصنيف خوانى بسنده كرده- مانند عليرضا افتخارى- يا آنكه كيفيت آوازهايش فاصله بسيارى با آثار نخبگان اين عرصه داشته است- مانند شهرام ناظرى. علاوه بر آن اگر هم گاهى اثر برجسته اى ارائه شده اين كار تداوم نيافته است. مثلاً نوار «ترجيع بند» با صداى «استاد صديف» اثرى بديع و زيبا بود كه در سال ۱۳۶۹ بارقه هاى اميد را در دل تشنگان هنر آواز، زنده كرد؛ اما استاد صديف پس از آن صرف نظر از اجراى چند كنسرت هرگز نوار و آلبوم ديگرى را ارائه نكرد.
در مقابل بعضى از هنرجويان و خوانندگان ديگر آواز با فاصله گرفتن هرچه بيشتر از كاراكتر و شخصيت صداى خود به تقليد از استادان قديمى پرداختند و ماكتى از آثار آن بزرگان را براى مردم عرضه كردند. به اين ترتيب «كاوه ديلمى» تحت تاثير «استاد بنان»، سراج، حميدرضا نوربخش، عليرضا قربانى و بسيارى ديگر تحت تاثير «استاد شجريان» و حتى «بهرام حصيرى» با صدايى ملهم از «اكبر گلپايگانى» كوشيدند تا در اين عرصه هنرنمايى كنند. در مقابل علاقه مندان آواز ترجيح دادند تا با شنيدن چندين و چندباره آثار قديمى و ناب خود را از سرچشمه سيراب كنند؛ چرا كه يك تحرير طاهرزاده و ظلى و اقبال و يك بيت از ديلمان با صداى مخملى و نرم بنان با قدمت چندين ساله و كيفيت صوتى پايين بسيار مى ارزيد به صداى ضبط شده و ديجيتال بعضى از آوازخوانان مصنوعى جديد كه با هزار نوع ادا و اصول مى خواندند.
اما به راستى در اين چند دهه چه بر سر اين هنر ملى آمده است؟ چرا ديگر يك «بنان»، «قوامى»، «شهيدى» و حتى «جمال وفايى»- منظور فقط آوازخوانى او در «گل ها» است و نه چيز ديگر- ظهور نمى كند؟ مگر آواز ايرانى برگرفته از رنج ها، شادى ها، تاريخ، فرهنگ و مليت ما نيست؟ مگر لحن و بيان عواطف و احساسات ما ايرانيان تغيير كرده است؟ پس چرا هنوز هم آثار موسيقايى كه بار ملوديك پررنگ دارند- حتى در «موسيقى پاپ» - با استقبال توده هاى مردم مواجه مى شوند؟ مگر رديف دستگاه ها پربارترين و متنوع ترين گنجينه آهنگ و ملودى نيست؟ پس به راستى چه بر سر ما آمده است؟
در همه اين سال ها دلايل زيادى را براى ركود موسيقى سنتى- كه آواز جزء مهمى از آن است- برشمرده اند: بى اعتنايى و سياست هاى غلط وزارت ارشاد و صدا و سيما، پيرشدن يا فقدان نسل طلايى موسيقى ايرانى به همراه ساير نوابغ دهه هاى گذشته- و كلاً به سر رسيدن عصر نوابغ-، تحولات تاريخى و اجتماعى و تغيير سليقه و ذائقه انسان امروزى، جاى نگرفتن شعر نو در قالب موسيقى سنتى و نابسنده بودن شعر كلاسيك براى آدم هاى جديد و... اينها همه و همه دلايلى هستند كه درست يا غلط هر كسى به فراخور درك خود از شرايط بر زبان مى راند.اما به نظر نگارنده چند علت اصلى و مهم ركود آواز تاكنون از نظرها پنهان مانده و يا ابراز نشده است. يكى از آنها اينكه فراگيرى هنر آواز، نيازمند سال ها شاگردى، كاوش، جست و جو، تحقيق، تمرين و ممارست در رشته هاى مختلف موسيقى و شعر و ادبيات است. حال ممكن است براى كسى اين توهم پيش بيايد كه مگر فلان آوازخوان صد سال پيش- كه صفحه هاى صداى او موجود است- استاد ادبيات بوده كه چنان خوب مى خوانده است؟ پاسخ اين است كه در آن سال ها مدل زندگى و طبعاً «استاد- شاگردى» به گونه اى بوده كه شاگرد در طول روزها، هفته ها و سال هاى متمادى آنچنان با استاد خود مأنوس مى شده كه در نهايت تمام گنجينه موجود در سينه استاد به شاگرد منتقل مى شده است. اينها را مقايسه كنيد باكلاس هاى ۱۰ ، ۲۰ نفره امروزى كه معمولاً به صورت يك جلسه يكى دو ساعته در هفته برگزار مى شوند. در اين كلاس ها اصلاً فرصتى گير كسى نمى آيد تا خلاقيت و استعدادش شكوفا شود.
تازه آدم ها اعم از استاد و شاگرد در چنبره مناسبات و روابط زندگى امروزى چنان گرفتارند كه اگر فرصتى بيابند و تمرين بكنند و فقط صداى خود را گرم نگه دارند، راضى و خشنود خواهند شد. صاحبان همين معدود صداهاى كال و نارسى نيز معمولاً از اولين موقعيتى كه براى توليد آواز و تصنيف نصيبشان مى شود استفاده مى كنند تا صداى خود را به گوش مردم برسانند و احياناً با استفاده از «زحمات»ى كه چند سال در راه يادگيرى هنر كشيده اند به پول و شهرت و اعتبار برسند! در هر حالت و با وجودى كه پول و شهرت و اعتبار هنرى و اجتماعى ممكن است به دليل درخشش يك هنرمند به سراغ او بيايد، اما در كار هنر هيچ گاه نمى تواند هدف و آرمان يك هنرمند قرار گيرد. پس نتيجه كار خواننده اى كه صرفاً براى رسيدن به اين مقاصد آواز بخواند از پيش معلوم است و اين مدار بسته اى است كه سال ها است هنر آواز در آن گرفتار شده و بدين ترتيب «عصر ركود آواز ايرانى» فرا رسيده است.
البته فراموش نكنيم كه گاه ريشه يابى علل رونق و ركود پديده ها بسيار پيچيده به نظر مى رسد: مثلاً اينكه چگونه در يك دوره زمانى در حيطه شعر ايران نيما، شاملو، فروغ، سهراب و اخوان ثالث ظهور مى كنند؛ يا پس از دهه ۴۰ تئاتر ايران آرام آرام افول مى كند و اينكه مثلاً چند صد سال ديگر بايد بگذرد تا يك «حافظ» يا «مولوى» ديگر پديد بيايد- يا نيايد؟!
نگارنده در زمينه ركود آواز با تاكيد بر «گسست تاريخى ۵۷» به زعم خود يك دليل ديگر را نيز موثر مى داند.
خاطرم هست كه چند سال پيش هنگام ضبط يك مسابقه تلويزيونى آواز «منوچهر همايون پور» به عنوان كارشناس به داورى كار آوازخوانان مى پرداخت. تا امروز از فرجام پخش شدن يا نشدن اين برنامه بى خبرم؛ اما «همايون پور» خواننده پيشكسوت موقع داورى در مورد كار دو شركت كننده جوان به نكته بديعى اشاره كرد.ماجرا از اين قرار بود كه از ميان اين دو جوان اولى آواز نسبتاً خوب و شسته رفته اى خواند و دومى آوازى متوسط و حتى ضعيف. همايون پور در بحث كارشناسى اولى را به دليل هنرش تحسين كرد و دومى را به دليل «هنر ارائه هنر»!او تاكيد كرد كه ارزش «هنر ارائه هنر» كه بعد از پيداكردن تسلط نسبى بر هر هنرى براى هنرجو لازم است به هيچ وجه از تسلط محض بر خود «هنر» و ابزار و تكنيك آن كمتر نيست. «همايون پور» مى خواست به نوعى هم از شركت كننده دوم كه به هر دليلى _ مثلاً شايد رابطه دوستى و آشنايى با برگزاركنندگان مسابقه- توانسته بود خود را وارد گردونه مسابقه و حضور در عرصه آواز بكند ستايش كرده باشد و هم اينكه بر دو شرط لازم و كافى حضور در عرصه هنر صحه بگذارد.
به نظرم در تمامى اين سال ها يكى از معضلات آواز، جمع نشدن اين دو ويژگى- داشتن توأمان «هنر» و «هنر ارائه هنر» - در آوازخوانان جديد بوده است؛ چرا كه در گوشه و كنار هنوز هم كم نيستند صداهاى مستعدى كه متفاوت مى خوانند. البته هر اثر هنرى در نهايت اعتبار خود را با اقبال مردم به دست مى آورد و بيان اينكه صاحبان اين صداها در صورت امكان پخش صداى خود در طول اين سال ها مى توانستند بر جايگاهى در هنر آواز تكيه بزنند، تنها يك پيش فرض به نظر مى رسد.
«راز حافظ بعد از اين ناگفته ماند
اى دريغا رازداران ياد باد
كامم از تلخى غم چون زهر گشت
بانگ نوش شادخواران ياد باد
روز وصل دوستداران ياد باد
ياد باد آن روزگاران ياد باد»
از ترتيب نامتعارف چند بيت ذكر شده از غزل معروف «حافظ» در سطور بالا زياد تعجب نكنيد؛ به گمان من اگر «خواجه بزرگ شيراز» امروز در قيد حيات بود؛ احساس دورى خويش را در باب موضوع مورد بحث اين نوشتار به شكل فوق بيان مى كرد.
به نقل از روزنامه شرق، 12 آذر 84
Naakas آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 05-27-2007   #11 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Naakas's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض نقل قول : «موسیقی اصیل ایرانی»

در پست پیش از چند خواننده و آواز و تصنیف نام برده شد.
در این پست تعدادی از آوازها و تصنیفهایی که در پست قبل نام برده شد را برای فروبار (دانلود) قرار داده‌ام

آواز دیلمان - استاد بنان
آواز نوا - شجریان
آوازی از تاج اصفهانی
آوازی از بانو قمر

تصنیف خزان عشق - بدیع زاده
سرگشته - قوامی
الهه ناز - بنان
مرغ سحر - قمر الملوک وزیری
مرا ببوس - گل نراقی
نگاه گرم تو - عبدالوهاب شهيدى

از دیگر خوانندگانی که نام برده شد به مرور کارهایی برای فروبار خواهم گذاشت
Naakas آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 05-27-2007   #12 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
کاکا علی's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : «موسیقی اصیل ایرانی»

اي مطرب دل زآن نغمه خوش
زان نغمه خوش
اين مغز مرا پر مشغله كن . . .
کاکا علی آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 05-27-2007   #13 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
کاکا علی's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : «موسیقی اصیل ایرانی»

با تشكر فراوان از آقاي ناكس بخاطر معرفي دستگاه هاي موسيقي

برنامه ي راديويي شبستانه پيشنهاد من به دوستان مشتاق ميباشد كه خود نيز به پيشنهاد يكي از كاربران همين سايت شروع به گوش كردن آن نمودم

يادي ميكنم از خانم مريم دوست با ذوق مان
کاکا علی آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 05-27-2007   #14 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
MARC's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : «موسیقی اصیل ایرانی»

عاليه.. و ممنون.. من هم از دوست داران موسيقي سنتي ام.. و البته هيچ چيزي در موردش نميدونم.. فقط لذت ميبرم
__________________
لطفا زحمت کشیده و این پرسشنامه رو برای من پر کنید. توضیحات تکمیلی در تاپیک مربوطه. لطفا مطالعه کنید. با تشکر
MARC هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 05-27-2007   #15 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Naakas's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض نقل قول : «موسیقی اصیل ایرانی»

درود بر یاران و دوست‌داران موسیقی اصیل ایرانی. و درودی ویژه بر یار جدید جستار.

کاکا علی گرامی
وقتی شعری که نوشته‌اید را خواندم، با خودم گفتم باید اول با این موسیقی دل یک‌دله کرد. اگر سر ننهادیم آنگه گله کنیم.
مدتی هست که با رادیو بیگانه شدم. این برنامه چه ساعتی و از کدام شبکه پخش می‌شود؟

از این پیوند می‌توانید یکی از برنامه‌های چکاوک که به معرفی ردیفهای آوازی می‌پردازد را دریافت کنید. اتفاقا برنامه با همان شعری شروع می‌شود که در امضای شما موجود است.
ـــــــــــــــــــــــــ ــــــ
کسی سایتی را سراغ دارد که بتوان از اینگونه برنامه‌ها از آن دانلود کرد؟
Naakas آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
پاسخ

برچسب ها
«موسیقی, ایرانی», اصیل

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 06:29 PM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.