تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > خانواده و زندگی > خانواده و زندگی زناشویی
ثبت نام آموزش کار با هم میهن بازی آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

خانواده و زندگی زناشویی مباحث مربوط به خانه و خانواده ، ازدواج ، زندگی زناشویی ، و بهره گیری از تجارب دیگر کاربران

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 10-16-2006   #1 (لینک نوشته)
رهگذر
 
midnight sun's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض با دخالت های مادر شوهر يا مادر زن ... در زندگی چگونه برخورد می کنيد؟

با دخالت های مادر شوهر يا مادر زن ... در زندگی چگونه برخورد می کنيد؟
نظرتون راجب به دخالتهاش يا واضح تر بگم دو به هم زنی مادر شوهر ... چيه؟
__________________
Ani
midnight sun آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 10-17-2006   #2 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Saeed_Professional's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : با دخالت های مادر شوهر يا مادر زن ... در زندگی چگونه برخورد می کنيد؟

فقط مادر شوهر نیست که...
فضولی خواهر زن...دخالت مادر زن...اینها رو هم بگید...
__________________
تا که بودیم نبودیم کسی ... کشت مارا غم بی همنفسی.
تا که رفتیم همه یار شدند ... خفته ایم و همه بیدار شدند.
قدر آیینه بدانیم چو هست ... نه در آن وقت که اقبال شکست.

به اومدنم اعتباری نیست
Saeed_Professional آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 10-17-2006   #3 (لینک نوشته)
رهگذر
 
midnight sun's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : با دخالت های مادر شوهر يا مادر زن ... در زندگی چگونه برخورد می کنيد؟

خيلی ها هستن ولی راه حل چيه؟ مخصوصا اگه خيلی با سياست وکئنه ای باشن؟
midnight sun آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-17-2006   #4 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Saeed_Professional's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : با دخالت های مادر شوهر يا مادر زن ... در زندگی چگونه برخورد می کنيد؟

نوشته اصلي بوسيله midnight sun نمايش نوشته ها
خيلی ها هستن ولی راه حل چيه؟ مخصوصا اگه خيلی با سياست وکئنه ای باشن؟
2 حالت داره:
1. جنگیدن.
2. فرار کردن

حالت اول خیلی مشکلات داره پس حالت دوم رو بست میدیم.
فرار کردن خودش 2 حالت داره:
1. در برابرشون کوتاه بیایی
2. بری یک شهر دیگه زندگی کنی.

اگه رفتی یک شهر دیگه که هیچی...
ولی اگه خواستی کوتاه بیای...2 حالت داره
1. دوام میاری.
2. دیگه نمیکشی.

اگه دوام آوردی که هیچی
ولی اگه نکشیدی 2 حالت داره:
1. دادت در میاد
2. میشینی گریه میکنی.

اگه گریه کردی که هیچی.
ولی اگه دادت در اومد 2 حالت داره
(ادامه بدم؟)
Saeed_Professional آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-17-2006   #5 (لینک نوشته)
رهگذر
 
midnight sun's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : با دخالت های مادر شوهر يا مادر زن ... در زندگی چگونه برخورد می کنيد؟

نه ديگه خيلی دارين تند ميرين
با وجود Tel ,internet که دوری دردی دوا نمی کنهه

ويرايش توسط midnight sun : 10-17-2006 در ساعت 12:26 AM
midnight sun آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-02-2006   #6 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
nastaran's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : با دخالت های مادر شوهر يا مادر زن ... در زندگی چگونه برخورد می کنيد؟

بستگی به نوع دخالت ها داره یکی یکی بپرس جواب بدیم
__________________
<div align=center>قسم به عشقمون قسم،  همش برات دلواپسم
قرار نبود این جوری شه ، یهو بشی همه کسم
راستی چی شد چه جوری شد ، این جوری عاشقت شدم
شاید میگم تقصیر توست تا،  کم شه از جرم خودم  </div>
nastaran آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-02-2006   #7 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
Maryam_M.A's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : با دخالت های مادر شوهر يا مادر زن ... در زندگی چگونه برخورد می کنيد؟

من از همون اول محدوده ها رو مشخص میکنم
یعنی نمیتونم دخالت کسی رو تو زندگی خصوصیم تحمل کنم...
__________________
با دخالت های مادر شوهر يا مادر زن ... در زندگی چگونه برخورد می کنيد؟
Maryam_M.A آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-03-2006   #8 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
nastaran's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : با دخالت های مادر شوهر يا مادر زن ... در زندگی چگونه برخورد می کنيد؟

منم کاملا با مریم جون موافقم باید از همون اول حد و مرز ها رو مشخص کرد به هیچ عنوان دخالت کسی رو توئی زندگیم نمی تونم منم تحمل کنم
nastaran آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 12-01-2011   #9 (لینک نوشته)
رهگذر
 
soleimany58's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : با دخالت های مادر شوهر يا مادر زن ... در زندگی چگونه برخورد می کنيد؟

سلام دوستان یه مشکل دارم امیدوارم کمک کنید .
مدت 5 ساله ازدواج کردم . و همسرم رو دوست دارم ولی مادرزنم خیلی دخالت میکنه و انسان بسیار کینه ای
سعی میکنه همیشه دخالت بی جا انجام بده . تاحالا تو این چند سال تحمل کردم ولی حالا دیگه صبرم تموم شده نمیدونم چی کار کنم من همسرم رو دوست دارم لطفا راهنمتیی کنید .
soleimany58 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 12-01-2011   #10 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
honest's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : با دخالت های مادر شوهر يا مادر زن ... در زندگی چگونه برخورد می کنيد؟

نوشته اصلي بوسيله soleimany58 نمايش نوشته ها
سلام دوستان یه مشکل دارم امیدوارم کمک کنید .
مدت 5 ساله ازدواج کردم . و همسرم رو دوست دارم ولی مادرزنم خیلی دخالت میکنه و انسان بسیار کینه ای
سعی میکنه همیشه دخالت بی جا انجام بده . تاحالا تو این چند سال تحمل کردم ولی حالا دیگه صبرم تموم شده نمیدونم چی کار کنم من همسرم رو دوست دارم لطفا راهنمتیی کنید .
بهترین کار اینه که با خانومتون صحبت کنید و بهش بگید که دیگه مستقل شدین وقتی ایشون حسن نیت شما رو ببینه به هیچ کسی اجازه دخالت تو زندگیتون رو نمیده حتی مادرش
__________________

چشمان ما به راه عافیت تو سفید شد ای مانثارعافیت تو!
honest هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 02-27-2012   #11 (لینک نوشته)
رهگذر
 
ghasemi_1214's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : با دخالت های مادر شوهر يا مادر زن ... در زندگی چگونه برخورد می کنيد؟

سلام به نظر من اگه دو سه بار که دخالت کرد محل نذاریدو براتون مهم نباشه دیگه این کارو نمیکنه وقتی حرف میزنه یه جوری برخورد کن که انگار نه انگار که حرف میزنه قول میدم اگه حساسیت به این موضوع نشون ندید خودش دیگه دخالت نمیکنه
ghasemi_1214 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 02-29-2012   #12 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
dilak's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : با دخالت های مادر شوهر يا مادر زن ... در زندگی چگونه برخورد می کنيد؟

دوري و دوستي!
__________________
دو چیز نهایت ندارد :وقاحت و جهالت

****
نشریه هم میهن منتشر شد
قسمت سی و نهم
dilak آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 03-25-2012   #13 (لینک نوشته)
رهگذر
 
elenaz's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : با دخالت های مادر شوهر يا مادر زن ... در زندگی چگونه برخورد می کنيد؟

اول با همسرتون صحبت کنید و صادقانه احساستون رو در میون بذارید ضمنا حتما یاداور بشید که مادرزنتون رو خیلی دوست دارید وبراش احترام زیادی قائلید و احتمال داره شما اشتباه کنید تا جبهه نگیره و نخواد مقابل به مثل کنه و از رفتار اعضای خانواده ی شما ایراد بگیره و براش توضیح بدید که دوست دارید کمی مستقل تر باشید و ازش خواهش کنید که کمکتون کنه کمی این رفتارهارو کاهش بدید . بهش بگید برای اصلاح این احساس ناخوشایند احتیاج به زمان و کمک همسرتون دارید . روی رفتارهای مادرزنتون بیشتر دقت کنید وسعی کنید بفهمید چه زمانی دخالتها محسوستر هستند سپس کوشش کنید توی اون موقعیت ها درگیر نشید . حساسیتون رو کم کنید و توجهی نکنید تایید کنید ولی انجام ندهید . این مسئله رو هم در نظر بگیرید که شاید شاید ایشون فقط قصد کمک و نصیحت دارند نه دخالت و شما رو مثل بچه ی خودشون میدونند که هنوز کوچکید و نیاز به کمک دارید .
elenaz آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 03-25-2012   #14 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
navid_ogs's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : با دخالت های مادر شوهر يا مادر زن ... در زندگی چگونه برخورد می کنيد؟

به نظر من تو زندگی زناشویی بایستی دخالت کننده اصلی خود زن و شوهر باشن بقیه هم صرف نظر از جنبه های عاطفی و ... نباید دخالت کنن چون زن و شوهرن کی زندگیشونو میسازنن تصمیم گیرنده اونا هستن خودشون باید راجب به زندگیشون تصمیم بگیرن مطابق میل هم رفتار کنن با هم بسازن البته مشورت و دخالت خیلی مجزا ولی ای کاش به این فرهنگ میرسیدیم که تو زنگی دیگران اگرم خیلی بهمون نزدیک باشه سرک نکشیم چون هر چی باشه زندگی شخصیه خودشونه خودشون
__________________
خودت باش و هميشه بخند
navid_ogs آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 03-27-2012   #15 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
kymya's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : با دخالت های مادر شوهر يا مادر زن ... در زندگی چگونه برخورد می کنيد؟

دختری بعد از ازدواج نمی توانست با مادرشوهرش کنار بیاید و هر روز با او جر و بحث می کرد.
عاقبت دختر نزد داروسازی که دوست صمیمی پدرش بود رفت و از او تقاضا کرد سمی به او بدهد تا بتواند مادر شوهرش را بکشد!داروساز گفت اگر سم خطرناکی به او بدهد و مادرشوهرش بمیرد،همه به او شک خواهند کرد،پس معجونی به دختر داد و گفت که هر روز مقداری از آن را در غذای مادرشوهر بریزد تا سم معجون کم کم در او اثر کند و او را بکشد و توصیه کرد در این مدت با مادرشوهر مدارا کند تا کسی به او شک نبرد. دختر معجون را گرفت و خوشحال به خانه برگشت و هر روز مقداری از آن را در غذای مادرشوهر می ریخت و با مهربانی به او می داد.هفته ها گذشت و با مهر و محبت عروس،اخلاق مادرشوهر هم بهتروبهتر شد تا آن جا که یک روز دختر نزد داروساز رفت و به او گفت : دیگر از مادرشوهرم متنفر نیستم. حالا او را مانند مادرم دوست دارم و دیگر دلم نمی خواهد که بمیرد، خواهش می کنم داروی دیگری به من بدهید تا سم را از بدنش خارج کند.
داروساز لبخندی زد و گفت : دخترم، نگران نباش. آن معجونی که به تو دادم سم نبود بلکه سم در ذهن خود تو بود که حالا با عشق به مادرشوهرت از بین رفته است .
__________________


***
رهرو آن نيست كه گه تند و گهي خسته رود
رهرو آن است كه آهسته و پيوسته رود
***

kymya آفلاين است   پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
مادر, کنيد؟, برخورد, دخالت, زن, زندگی, شوهر

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 12:54 PM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.