تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum              

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > هنر و سینما > سينما و تلويزيون > سریال و برنامه تلویزیونی
ثبت نام آموزش کار با هم میهن بازی آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 12-31-2008  
شهروند هم میهن
 
Samira's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض صحنه های سانسور شده سریال متشکرم!

سلام..
من چون خودم خیلی خیلی این سریال رو دوست دارم! و همیشه هم خودش رو هم تکرارش نگاه می کنم گفتم بد نیست تیکه های سانسور شدش رو برای شما هم بذارم!

تازهههههههه وقتی این تیکه ها رو دیدم فهمیدم که چه کلاه گشــــــــــادی سرم رفتــــــــــــــــــــه!! !!!
هرچی گیرشون اومده رو سانسور کردند.
یه عالمه صحنه های احساس و عشقولانه دکتر مین و یونگ شین که من خیلی دوست داشتم رو سانسور کردم!
اصلا حس فیلم رو خراب کردن اینا!!
تازههه وقتی این تیکه ها رو دیدم فهمیدم اون پیرزنه و پدربزرگه هم عاشق همند و کلی با هم رفتند بیرون و حرفهای عشقولانه به هم زدن
اونوقت این نامردا طوری سانسور کردن که بیننده اصلا نمی فهمه اینا همدیگرو میشناسند اصلا!!!!

حالا هم می خوام نسخه دوبله شده بدون سانسورش رو بخرم و داشته باشم..
چون این سریال رو خیلی دوست دارم........ !!!!

چند نمونه از تیکه هاش رو براتون میذارم باقیش رو می تونید از این سایت ببینید.
هر عکسی رو که خواستید تو سایت ببینید از اون زیر "ادامه" رو بزنید تا عکس های اون سری رو کامل بیاره براتون.

بعضی از صحنه هاش هم چون مورد دار بود دیگه اینجا نمی شه بذارم..

خدا حافظي پوم با سگش حذف شد كهمبادا ايروني ها با داشتن سگ عادت كنن نيست كه هيشكيسگ نداره و هيشكي هم با حيوون ها اخت نيست



سانـسور های سریال متشکرم!











سانـسور های سریال متشکرم!











سانـسور های سریال متشکرم!



















سانـسور های سریال متشکرم!

سانـسور های سریال متشکرم!

اول سريال كه يونگ شين به ندبالپوم مي ره و غش مي كنه دكتر بغلش مي كنه و مي برتشخونه


سانـسور های سریال متشکرم!

سانـسور های سریال متشکرم!

اونجايي كه آقاي لي پرستاره را ميزنه دكتره مي ياد بغلش مي كنه و مثلا مي خواد كمكشكنه كه پرستاره بدش مي ياد.


سانـسور های سریال متشکرم!


سانـسور های سریال متشکرم!

وقتي كه دكي جون براييونگ شين لباس مي ياره صحنه هاش حذف شد و گاهي همزوم شد ولي ديالوگ ها حذف نشد و تو همون سانسور هاگنجونده شد.


سانـسور های سریال متشکرم!

سانـسور های سریال متشکرم!

سانـسور های سریال متشکرم!

سانـسور های سریال متشکرم!

سانـسور های سریال متشکرم!

سانـسور های سریال متشکرم!



اونجايي كه يونگ شين غش مي كنه همدستخوش تغييراتي بود

سانـسور های سریال متشکرم!



سانـسور های سریال متشکرم!

سانـسور های سریال متشکرم!

سانـسور های سریال متشکرم!




و بلاخره گل سانسور اين قسمت بردن يونگ شين به داخل ماشين وقتي كه سردش مي شه و دكتر بغلش مي كنه كه گرم بشه



سانـسور های سریال متشکرم!

سانـسور های سریال متشکرم!

سانـسور های سریال متشکرم!


__________________

عيب کار اينجاست که من '' آنچه هستم '' را با '' آنچه بايد باشم ''اشتباه مي کنم ،

خيال ميکنم آنچه بايد باشم هستم، در حاليکه آنچه هستم نبايد باشم "

ويرايش توسط Samira : 12-31-2008 در ساعت 11:57 PM
Samira آفلاين است   پاسخ با نقل قول
7 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-28-2009   #46 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Samira's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سانـسور های سریال متشکرم!

نوشته اصلي بوسيله شعله نمايش نوشته ها
ای وای روم به دیفال این تصاویر چیه ؟قربونش برم هر جا هم با یه نفره !
منم خیلی این سریالو دوست دارم و
خیلیم ناراحت شدم که داره توم میشه
آخه تقصیر این یونگ شین بیچاره نیست!
این سوکه بیشعور اومد تا به هوش اومد زورکی بوسیدش!
الهی که جز جیگر بگیره!!!
منم خیلی غصه می خورم از این که داره تموم میشه..
حالا چیکار کنم!!!!!!
Samira آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 01-28-2009   #47 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
شعله's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سانـسور های سریال متشکرم!

اشکال نداره بیا با هم سی دی شو میگیریم شبا تو شب نشینی باهم نگاه میکنیم . تخمه هم از من . اینجوری دوست داری ؟


ولی من از این دکتره خیلی خوشم میاد خیلی رو داره .
__________________
من هنوز وجود دارم .
شعله آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 01-28-2009   #48 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Samira's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سانـسور های سریال متشکرم!

نوشته اصلي بوسيله شعله نمايش نوشته ها
اشکال نداره بیا با هم سی دی شو میگیریم شبا تو شب نشینی باهم نگاه میکنیم . تخمه هم از من . اینجوری دوست داری ؟


ولی من از این دکتره خیلی خوشم میاد خیلی رو داره .
باشه سی دی شو میگیریم یه شب تو بیا خونه ما یه شب من میام خونه شما..
ولی ولی شام هم با خودت ها ..
آره منم از این دکتره خیلی خوشم میاد.. رفتاراش واقـــــعا جذذذذذابه
می دونی خیلی پر رو و غیر قابل پیش بینیه.. و محکم!
کاراش رو که می بین قند تو دلم آب میشه..
Samira آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 01-28-2009   #49 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
شعله's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سانـسور های سریال متشکرم!

باشه حالا بهت پی ام میدم قرارمونو ردیف میکنیم

آره خیلی با حاله .
شعله آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 01-28-2009   #50 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
esfandiyar's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سانـسور های سریال متشکرم!

نوشته اصلي بوسيله Samira نمايش نوشته ها
باشه سی دی شو میگیریم یه شب تو بیا خونه ما یه شب من میام خونه شما..
ولی ولی شام هم با خودت ها ..
آره منم از این دکتره خیلی خوشم میاد.. رفتاراش واقـــــعا جذذذذذابه
می دونی خیلی پر رو و غیر قابل پیش بینیه.. و محکم!
کاراش رو که می بین قند تو دلم آب میشه..
حالا زیاد قند تو دلتون اب نشه !!

از این دکترها گیر شما و شعله خانم نمی یاد
esfandiyar آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 01-28-2009   #51 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Samira's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سانـسور های سریال متشکرم!

نوشته اصلي بوسيله esfandiyar نمايش نوشته ها
حالا زیاد قند تو دلتون اب نشه !!

از این دکترها گیر شما و شعله خانم نمی یاد
حالا مگه من وایسادم گیرم بیاد؟!
تازه این که خودش نیست فقط نقشیه که فیلمنامه نویس براش نوشته..!
خودش سوسکی بیشتر نیست مطمئنم!
مثل ماست می مونه.. این کره ای ها همشون همینطورند!
Samira آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 01-29-2009   #52 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
شعله's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سانـسور های سریال متشکرم!

دکتر می خوام چی کار ؟ بنا نجار معمار در همین حد کافیه
شعله آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 02-02-2009   #53 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
sayan_67's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سانـسور های سریال متشکرم!

نوشته اصلي بوسيله pesare_barooni نمايش نوشته ها
متشکرم!

سانسوریهای قسمت دهم سریال متشکرم:

سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!

سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!


سانـسور های سریال متشکرم!


سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!


سکانس های مقایسه ای :
سانـسور های سریال متشکرم!


سانـسور های سریال متشکرم!


سانـسور های سریال متشکرم!

سانـسور های سریال متشکرم!
آقا قبول نیست قسمت 10 و11 هیچکدوم عکساش باز نمیشه خب من میخوام آخه!چرا باز نمیشه؟چرا ؟چرا؟ آخه چرا؟
sayan_67 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 02-02-2009   #54 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Samira's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سانـسور های سریال متشکرم!

نوشته اصلي بوسيله sayan_67 نمايش نوشته ها
آقا قبول نیست قسمت 10 و11 هیچکدوم عکساش باز نمیشه خب من میخوام آخه!چرا باز نمیشه؟چرا ؟چرا؟ آخه چرا؟
اینجا که باز می شند عزیزم..
شاید سرعتت کمه ، می تونی هر عکسی که باز نمی شه رو روش رایت کلیک کنی و گزینه show picture رو بزنی تا بیاد..
Samira آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 02-02-2009   #55 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Samira's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سانـسور های سریال متشکرم!

پدربزرگ امشب مرد.. !
چرا چرا چرا چرااااااااااااااااااااا ؟!!! من نمی خواستم اون بمیره ...
Samira آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 02-03-2009   #56 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Samira's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سانـسور های سریال متشکرم!

خلاصه قسمت پانزدهم 15 سریال متشکرم - بخش اول


سانـسور های سریال متشکرم!
مین گی داره صورت پدربزرگ رو اصلاح میکنه و پدربزرگ هم قلقلکش میاد و میخنده . مین گی یاد حرفهای سوکه میفته :
سانـسور های سریال متشکرم!
من برای رسیدن به اینجا خون دل زنی به مهربونی یونگ شین رو ریختم . کارهایی رو کردم که هیچ انسانی نمیتونست انجام بده و از هر راهی برای رسیدن به این نقطه استفاده کردم . من آدم پستی ام که حالا هیچ کس نمیتونه برام کاری کنه . من یه نفهم خودخواه و نفرت انگیزم . اگه یه جایی پایینتر از جایی که الان ایستادم وجود داره مشکلی برای رفتن به اونجا ندارم اگه به این معنی باشه که بتونم کنار بوم و یونگ شین باشم
چون من پدر بوم هستم . حتی اگه تمام این زمین فروبریزه من پدر بوم هستم نه تو .
سانـسور های سریال متشکرم!
مین گی اصلاح پدربزرگ رو تموم میکنه و میگه : وای ... تو همیشه اینقدر خوش تیپ بودی؟
و آینه بهش نشون میده و میگه اینجا دنبال خودت بگرد . آخرین بار کی حموم کردی پدربزرگ ؟
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
یونگ شین به بوم میگه بیا بریم مدرسه و ببینیم اونا چقدر عوض شدن . باشه؟
بوم میگه نمیخوام . یونگ شین میگه میدونی حتی اگه اون کت رو نپوشی ایدز رو منتقل نمیکنی ؟
اگه به دقت به حرف مادرت و معلمت گوش بدی هیچ کس ایدز نمیگیره
بوم : اگه تی چانگ دوباره سنگ پرتاب کنه چی ؟
اگه بورام و جی سون برا اینکه کت جادویی نپوشیدم با من بازی نکنند چی ؟ من نمی خوام بمیرم
یونگ شین : اگه همینطور از مردم دوری کنی همیشه مجبور میشی با دوری از اونها زندگی کنی
چون تو ایدز گرفتی نمی خوای هرگز به مدرسه بری ؟ تو باید از مدرسه فارغ التحصیل بشی و به دانشگاه بری
بوم : بهت گفتم نمیرم . نمیرم . فقط می خوام با شما و عمو و آقای لی و دونگ داری بازی کنم
سانـسور های سریال متشکرم!
یونگ شین : تا کی ؟
بوم : تا وقتی بمیرم
یونگ شین : کی میخوای بمیری ؟
بوم : نمیدونم
یونگ شین : میدونی من و عمو و اقای لی و دونگ داری قبل تو میمیریم؟ بعدش کی میخواد با تو بازی کنه ؟
بوم : مجبور نیستین بمیرین
یونگ شین : مگه میشه ؟ پس بهتره با دوستات باز یکنی . اونها مثل تو فکر میکنند و همون خواننده هایی رو دوست دارن که تو دوست داری . پس باید بری بیرون و با دوستات باز یکنی
بوم : من می خوام با مادربزرگ یونگ جو بازی کنم
و میدوه و میره
یونگ شین دنبالش میکنه و میگه نرو اونجا و بوم میگه تو مثل آدمای غرغرو میمونی
بوم میدوه و میخوره به ماشین سوکه . سوکه پیاده میشه و بوم میگه می خوام برم خونه مادربزرگ گربمو نشونش بدم
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
و سریع میدوه که بره . یونگ شین دنبالش میکنه و میگه تونمیتونی بری اونجا که سوکه میگیرتش و میگه اینطور نیست که نتونه بره
بوم برمیگرده زبون دراز میکنه !
سانـسور های سریال متشکرم!
یونگ شین میگه ولم کن برم . تو کی هستی که در کار یکی دیگه دخالت میکنی ؟
سوکه ناگهانی بغلش میکنه و یونگ شین میگه چرا اینکارو میکنی مگه دیوونه شدی؟
سانـسور های سریال متشکرم!
درهمین موقع یونگ شین میبینه که اهالی ده دارن میان : اوه خدا این ... ؟ بی شرم ...
نمیتونم باور کنم . اون فکر میکنه که چکار داره میکنه؟ اون کل محله رو معذب میکنه
یونگ شین دست از مقاومت میکشه : هنوز هم اعتقاد داری که من اینقدر مزخرفم؟
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
آیا منو به عنوان زنی میخوای که میتونی هرکاری بخوای باهش بکنی؟ چرا هرطور می خوای با من رفتار میکنی؟ مگه من چکار کردم که اینقدر بی ملاحظه رفتار میکنی؟ به خاطر اینه که من هیچ والدینی ندارم ؟ چون من مثل تو زیاد درس نخوندم یا فقیرم ؟ چون من بچه ای رو بزرگ میکنم که پدر نداره ؟
سوکه : یونگ شین
یونگ شین : نفهم کثیف . تو باید اجازه بدی که خاطرات خوبمو از تو نگه دارم . تو برام مثل خاطره بد نبودی .
من هرگز قبلا ازت بدم نمیامد و از تو ناراحت نمیشدم . من واقعا تلاش کردم که تورو درک کنم .
سانـسور های سریال متشکرم!
سوکه : من گناه بزرگی نسبت به تو و بوم مرتکب شدم که مستحق مرگم .
یونگ شین : گناه بزرگ ؟ منظورت اون شرط بندی که با دوستات کردی درحالیکه داشتی شراب میخوردی به خاطر این بود که یونگ شین وسوسه تو میشه یا نه؟ میدونی ، من واقعا تورو دوست داشتم . اون فقط یه شوخی بود و بازی گرفتن تو ولی اون برای من نبود . پس بهش گناه بزرگ نگو . و بوم بچه تو نیست اون فقط دختر منه
من اینو بیشتر از 100 دفه به تو گفتم
سانـسور های سریال متشکرم!
یونگ شین میره خونه مادر سوکه . میخواد زنگ بزنه ولی تردید داره . بالاخره زنگو میزنه . مادر سوکه میگه چی شده اینجا اومدی ؟
یونگ شین : من واقعا متاسفم . ولی بوم اینجا نیومده؟
مادر سوکه : چرا باید بیاد اینجا ؟ فکر میکنی اینجا کجاست که بخواد بیاد ؟
سانـسور های سریال متشکرم!
یونگ شین خداحافظی میکنه ولی مادر سوکه میگه : فکر کنم داری پاتو بیشتر از حدت دراز میکنی . من کسی هستم که مطلقا کاری هرچند کوچک باهات ندارم . فکر میکنی من سوکه رو چطور بزرگ کردم . فکر میکنی فرستادمش سئول درس بخونه فقط برای اینکه بتونه اینجا با آدمهایی مثل تو سروسامان پیدا کنه ؟
قبل اینکه بمیرم هیچ شانسی نداری . فهمیدی ؟ سوکه من فعلا دیوونه شده که با اون دختر قطع رابطه کرده ولی وقتی عقلش سرجاش بیاد و درست فکر کنه پیشش برمیگرده و تورو ترک میکنه .
پس قبل اینکه قلبت بشکنه تصمیمتو بگیر .
سانـسور های سریال متشکرم!
سوکه هم که حرفهارو شنیده داد میزنه و میگه : ساکت باش . چرا باز بدون فکر حرفاتو میزنی
سانـسور های سریال متشکرم!
بوم از دستشویی درمیاد و میگه : مامان بزرگ این عجیبه ولی هر وقت که من خونه شما هستم نفسم راحت تر بیرون میاد .
مادر سوکه جلوی دهنشو میگیره که صداش بیرون نره .
سانـسور های سریال متشکرم!
سوکه : من بوم رو پیدا میکنم و برش میگردونم . اون گفته میخواد بیاد اینجا پس مطمئنم که اینجا میاد . برو خونه . دلیلی هم نداره که به هر چیزی که مادرم گفت توجه کنی .
یونگ شین : ما باهم دوستیم مگه نه ؟ چویی سوک هیون . به عنوان دو تا دوست اگر احساسی بین ما مونده . پس لطفا از زندگی من دور بمون .
من واقعا متاسفم ولی من دیگه هیچ احساسی نسبت به تو ندارم . تو دیگه در قلب من نیستی .
سوکه : مین گی سو اونجا هست ؟ تو مین گی رو دوست داری؟
صداشو بلند تر میکنه و باز میپرسه تو مین گی سو رو دوست داری؟
یونگ شین : بله
سوکه هم ناراحت میشه

سانـسور های سریال متشکرم!
مین گی پدربزرگ رو حموم میکنه . ایا سرحالی ؟
مین گی میاد تو خونه و بوم رو میبینه . شیم شیم میگه مادرت تو حموم قایم شده !
مین گی به شیم شیم میگه بوم رو ببر بیرون . و به بوم میگه من میخوام با مادربزرگ صحبت کنم میتونی با شیم شیم بازی کنی
مادر سوکه نگرانه که سوکه محکم در میزنه و میگه مادر من برات چی هستم ؟
سانـسور های سریال متشکرم!
من باید موفقیتم را به مردی نشون بدم که به یه زن دیگه ای 15 سال احساسی داشته و همسر و پسرش را ترک کرده ؟ در این 15 سل گذشته هرگز روزی رو نگذروندی که نگی من باید سعی کنم فردی قابل تحسین باشم . تا بتونیم اینجوری از پدر انتقام بگیریم .
بیا بریم بهش نشون بدیم که بدون پدر چقدر عالی شده ام . من هم میخواستم همین کارو بکنم . میخواستم در دنیا بهترین باشم . تا بتونم دستت رو نگه دارم و پدر را با اعتماد به نفس ملاقات کنم . تا اون در پشیمانی خون گریه کنه . این ضروری ترین هدف زندگیم بود .
ولی مادر میدونی . مجازاتی که بوم دریافت کرد مثل منه . ولی پدرم حداقل 12 سال با من زندگی کرد .
بوم حتی نمیدونه پدرش چه شکلیه . ولی اون اعتقاد داره پدرش مهربان ترین مرد هست . این چیزیه که یونگ شین یادش داده . من بهتر از هرکس دیگه ای رنج اونو میدونم . خواهش میکنم حالا پدرم رو ببخش حتی اگه باز هم نمیتونی درکش کنی . این به خاطر خودته .
فقط اینجوری میتونی در آرامش باشی . ولی اینطور نیست که حتی میتونی فرد بدی باشی و چون مادربزرگ بوم هستی . چون تو مثل یه مادربزرگ فرشته گون برای بوم هستی .
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
یونگ شین میرسه خونه و بهش اس ام اس میزنن که بوم اونجاست
مین گی موهای پدربزرگ رو شونه میکنه و میگه عالی شدی . اگه خانم سونگ نشناسته چه اتفاقی میفته . یونگ شین از پدربزرگ تعریف میکنه و پدربزرگ میگه سوکه کجاست ؟ و خطاب به مین گی میگه سوکه دوست یونگ شینه احمق .
سانـسور های سریال متشکرم!
به مین گی زنگ میزنند . و با یونگ شین میرن درمانگاه .
دکتر جزیره رفته سمیناری خارج جزیره . برا همین اینها میرن اونجا
یونگ شین درباره یکی از پیرزنهای دهکده صحبت میکنه که چند تا پسر داره و حاضر نیستن نگهش دارن و این حرفها
سانـسور های سریال متشکرم!
مین گی میگه من نمی خوام درباره اون صحبت کنیم . نظرت چیه که درباره خودمون حرف بزنیم ؟
تو هنوز چیزی رو که ازت پرسیدم جواب ندادی . ایا ممکنه که منو کنار خودت بوم و پدربزرگ به حساب بیاری؟ ایا باید یه ارتباط خانوادگی وجود داشته باشه ؟ آیا شرط ؟ شجره خانوادگی ؟
سانـسور های سریال متشکرم!
بوم داره با گربش بازی میکنه و میگه دونگ داری رو دوست داری؟
سوکه میاد و بوم باهاش صحبت میکنه . سوکه میگه من می خوام برم اداره تو هم بیا و تو ماشین منتظرم بمون
سانـسور های سریال متشکرم!
مین گی می خواد اون پیرزنه که یونگ شین گفت رو معاینه کنه . و میگه کجات و چطور درد میکنه .
یونگ شین براش نقاشی میکشه و میگه این اقا دکتره . اون تورو خوب میکنه
سانـسور های سریال متشکرم!
یونگ شین دست مین گی رو میزاره رو دست پیرزنه و میگه اگه 5 دقیقه دستش رو نگه داری خلوص نیت تورو حس میکنه . بعدش احتیاجی به مترجم نداری .

سانـسور های سریال متشکرم!

سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
یونگ شین داره غذا میپزه که مین گی میاد قاشق رو از دستش میگیره و غذا رو تست میکنه و میگه به من هم کمی بده .
تو غذا رو اینجا خیلی خوب درست میکنی ولی چرا تو خونت اینطور نیست ؟ به خاطر اینکه فقط دونگ داری میتونه رشته بخوره؟
سانـسور های سریال متشکرم!
مین گی داره هیزم میکشنه . یونگ شین میاد میگه داری سیر خورد میکنی؟ اینجوری کاری پیش نمیبری . بگو نمیتونی انجامش بدی . ولش کن بعدا انجامش میدم .
مین گی : یه دکتر باید کارهارو اینطوری انجام بده ؟ فکر نمیکنی که سوار ماشین شدن و تمام راه رو تا اینجا رانندگی کردن کافی باشه ؟ تا دارو بدی و معاینه کنی ؟ هیزم هم باید بشکنم ؟ این چه نوع محله ایه ؟ مگه من یه فروشنده دوره گردم یا اسب ؟
یونگ شین : تو گفتی اینکارو انجام میدی . هیچ کس اینو نخواست از تو . تو گفتی میدونی چطور انجامش بدی .
مین گی : آره من گفتم میتونم تمام این کارهارو انجام بدم . من خیلی از کارهایی رو میکنم که مین گی سو تاحالا در زندگیش نکرده . به خاطر تو ، بوم و پدربزرگ .
یه حرومزاده خونسردی که حتی اگه بدنش رو میشکافتی یه قطره خون بیرون نمیامد . پسر مغرور و خودخواه . تو و بوم و پدربزرگ آدم پستی مثل منو عوض کردین .
حالا متوجه میشی چه موجود شگفت انگیزی هستی؟ چقدر بی نظیری که حتی نمیتونی آدم جریحه داری مثل من رو کنار خودت تحمل کنی ؟ میتونی حتی یه کمی از این رو متوجه بشی ؟
یونگ شین سرشو میندازه پایین .
مین گی : در سوپرمارکت هیزم نمیفروشون؟
بالاخره مین گی موفق میشه هیزم بشکنه و هردوتا میخندن
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
Samira آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 02-03-2009   #57 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Samira's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سانـسور های سریال متشکرم!

سوکه داره با همکاراش درمورد کار صحبت میکنه . به سوکه میگن شما برا همیشه اومدی سرکار ؟
ولی سوکه میگه به خانوم قول دادم کارهارو روبه راه کنم .
سانـسور های سریال متشکرم!
میاد بوم رو بغل میکنه که برن . بهش میگن این خواهرزادته ؟ تاحالا کسی رو نیاورده بودی سر کارت ؟
و به هم میگن ایندوتا خیلی شبیه هم به نظر میرسن . شما دوتا مثل پدر و دختر به نظر میایین
سانـسور های سریال متشکرم!
بوم میخنده و میگه اونا میگن من شبیه عمو سوک هیون هستم . این خیلی خنده داره
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
سوکه و بوم دارن برا بچه گربه خونه میسازن !
سانـسور های سریال متشکرم!
بوم هنوز میخنده . سوکه میپرسه باز چرا میخندی . بوم هم میگه داشتم درباره چیزی که اون خانوم گفت فکر میکردم که باعث میشه بخندم . فکر میکردم اگه عمو سوک هیون پدرم بود واقعا خنده دار می شد .
سانـسور های سریال متشکرم!
سوکه : چیه این موضوع خنده داره؟ فکر نمیکنم اصلا خنده دار باشه . راستش وقتی شنیدم من هم دربارش فکر کردم . واقعا فکر نمیکنم اینقدر خنده دار باشه
بوم ساکت میشه و میگه آره خنده دار نیست
سانـسور های سریال متشکرم!
ولی بعدش ولو میشه زمین و میخنده و میگه : پس مادربزرگ یونگ جو میشه مادربزرگ من و این امکان نداره
سوکه میگه : بوم متاسفم . برای همه چیز و برای همه چیز پشیمان
بوم میره نزدکی سوکه و میگه پدر ... بعد میگه دیدی خنده داره ؟ عمو سوکه فقط باید فرشته نگهبان شماره 2 باشه
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
مین گی از ماشین پیاده میشه و میگه یه لحظه بیا بیرون . و میرن کنار ساحل قدم میزنن . ( همراه ترانه زیبای متن )
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
مین گی : تو امروز خیلی تلاش کردی
یونگ شین داد میزنه و پدر و مادر مادربزرگشو صدا میزنه و میگه حالتون خوبه ؟ من خوبم
پدربزرگ میگه گاهی باید از اونهایی که دیگه با ما نیستن دیدن کنیم .
چون مرگ مثل رفتن به یه اتاق دیگه برای مدت کوتاهیه . اونها همیشه کنار زندگی می کنند ولی ما اونهارو نمیبینیم . فکر میکنم که منو باور نداری ؟یه بار سعی کن .و کسی هست که ملاقاتش مکنی ؟ نامزد قبلیت مثلا
سانـسور های سریال متشکرم!
اون فقط خاک شده ولی فراموش نشده . تو فراموشی نداری پس چطور یه نفر میتونه یکی دیگه رو فراموش کنه ؟
یونگ شین نگاهی به قلب مین گی میکنه و میگه اون اینجاست ؟ سلام . من قیافتونو به یاد دارم . تو اون خرس رو به بوم دادی درسته ؟ اون براش مثل یه خواهر میمونه . ممنونم
سانـسور های سریال متشکرم!
سرشو میبره نزدیکتر و میگه : تو چیزی برای گفتن به من نداری؟ مگه نه ؟ باشه من حرفم تموم شد .
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
بیا بریم خونه . بوم و پدربزرگ منتظرند . نمیای بریم ؟
سوکه : اون ازم خواست که بهت بگم متاسفه . این تقصیر اون نبود ولی خیلی متاسف بود که اوضاع اینطوری شد . قلبش درد میکرد و اون رو در قلبش نگه داشت تا روزی که مرد .
سانـسور های سریال متشکرم!
یونگ شین : چی ؟ چه کسی؟
مین گی به قلبش اشاره میکنه و میگه : بوم . بیماری بوم .
یونگ شین : بیماری بوم و نامزدت چه چیز مشترکی با هم دارن ؟
مین گی : اون هم یه دکتر بود ...
یونگ شین به فکر میره : ایا امکان داره ... که بوم من ... اون خون ... اون دکتر ...
مین گی : این فقط اتفاق افتاد . دوست من هم دربارش اطلاعی نداشت . وای اگر به خاطر اون خون نبود خیلی زود برای بوم بد تر میشد . من متاسفم واقعا متاسفم
یونگ شین : تو متاسفی؟ این خیلی راحته .
مین گی : من اینو با بی توجهی نمیگم .
یونگ شین : پس همش به خاطر وجدان گناهکارت هست . به همین خاطر خیلی به بوم وفادار بودی و با ما خیلی خوب بودی . چون متاسف بودی . آدم نفهم کثیف
سانـسور های سریال متشکرم!
یونگ شین برمیگرده خونه . تو راه سوکه میبینشه .
سانـسور های سریال متشکرم!
سوکه هم حالش گرفتست !
سانـسور های سریال متشکرم!
یونگ شین میرسه خونه و بوم میگه کجا بودی . دارم برا گربه جشن خوشامد گویی میگیرم . آقای لی کجا رفته ؟ رفته خانومه رو ببینه ؟
سانـسور های سریال متشکرم!
یونگ شین نگاهش میره به طرف خرسه . و برمیدارتش و بوم میگه بوم دونگ ای رو کجا میبری . یونگ شین برمیداره و میندازه تو دریا . بوم میگه چرا اینکارو کردی ؟
سانـسور های سریال متشکرم!
یونگ شین : اون فقط عروسکه . مامان یه عروسک قشنگتر برات میگیره .
بوم زار میزنه . چرا اینکارو کردی ؟
یونگ شین : من از بوم دونگی بدم میاد. محبتم رو نسبت بهش از دست دادم . دیگه دوسش ندارم .
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!

یه اقایی داره از پدربزرگ و خانوم سونگ سی عکس میگیره و بهش میگه : فقط به خاطر اینکه شمادوتا صحنه خیلی زیبایی رو بوجود میارین . من عکستوتنو بدون اجازه میگیرم .
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
پدربزرگ میگه بیا اینجا . و میگه بشین اینجا و سر خانومه ور میزاره رو پاش و میگه برم جیش کنم برمیگردم
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
دستشو هم جور ینگه میداره که نور تو صورت خانوم نخوره ! و بهش تعظیم میکنه و میره
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
مادر سوکه نزدیک ساحل نشسته و به شوهرش بدوبیراه میگه . پیرمرد کثیف . من بهش ایمان داشتم . خانوادم رو دور انداختم و نصف شب باهاش فرار کردم ! به من گفت هرگز طلاقم نمیده و کتکم نمیزنه .
من نمیتونم مثل یونگ شین زندگی کنم . مثل یه احمق . نمیتونم با درک کردن و بخشیدن زندگی کنم .
نمیتونم اینطوری زندکی کنم
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
و میره تو دریا . خودکشی کنه که پدربزرگ میرسه و میگه کجا داری میری بودا . بیا با هم بریم
مادر سوکه هم میگه دارم میرم دنیای بعدی . نه گردش و تفریح .
پدربزرگ میگه پسرم عروسم و همسرم اونجا هستند .
در جروبحثشون مادر سوکه آقای لی رو هل میده تو اب و پدربزرگ میفته . مادر سوکه داد میزنه کسی نیست اینجا نجاتش بده
مین گی میاد خونه و به بوم میگه داری چکار میکنی ؟
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
بوم : مادر بوم دونگی رو انداخت تو دریا . اون مامان خیلی بدیه
مین گی : مامانت کجاست؟
بوم : رفته درمانگاه . شنیده آقای لی اونجاست رفته بیارشه
اقایی که عکس گرفته برادر دکتر جزیرست که از شغل دادستانی اخراج شده .
سانـسور های سریال متشکرم!
مین گی میاد و دکتر بهش میگه الان حالش خوبه.
سانـسور های سریال متشکرم!
مین گی پدربزرگ رو معاینه میکنه . پدربزرگ بیدار میشه و میگه 100 تا برام شوکوپای بخر .
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
مین گی میگه 1000 تامیخرم .
مادر سوکه هم داره ذکر میگه که سوکه میاد . و میگه میگن حال پدربزرگ خوبه نگران نگران نباش . باید بخوابی
سانـسور های سریال متشکرم!
مادر سوکه میگه اگه اون بمیره تو باید عزادار اصلی باشی . تنو مثل دامادش هستی . به نظرم اون میخواد بمیره . مهم نیست هزینه کفن و دفن چقدر باشه تو باید بهترین هارو آماده کنی . اون پیرمرد فرشته گون میخواد بجای مادرت بمیره .
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
مین گی شوکوپای خریده و پدربزرگ میگه متشکرم و اشاره میکنه دنبالش بیان .
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
صبح پسر خانم سونک سی میبینه پشت درش شوکوپای هست .
پدربزرگ برا همه خونه ها شوکوپای گذاشته !
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
صبح بوم به مادرش میگه پدربزرگ بیدار نمیشه ...
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
سانـسور های سریال متشکرم!
Samira آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 09-23-2012   #58 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Regent's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سانـسور های سریال متشکرم!

نوشته اصلي بوسيله meysam20eminent نمايش نوشته ها
الان بصورت خیلی خلاصه میگم


خلاصش اینه
اوشین در (حدود ) 7-8 قسمت سریال نقش یک زن (( گیشا )) رو بازی میکنه
گیشا یعنی زنی که برا کسب در آمد دست به تن فروشی میزنه

این سریال در اون زمان طوری سانسور شد که با وجود اینهمه سانسور از محبوبترین سریالهای اون موقع و موندگارترینشون شد
و به همین خاطر شخصی مانند هاشمی (برادر هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور وقت ) که در اون زمان بمدت 10 سال رئیس صدا سیمای 2 کانالهء سیما بود این فرم سانسور کردن رو از افتخارات خودش میدونه که با وجود سانسور 7-8 قسمتی تونسته بودن سر مخاطب رو گول بمالن
اگه بیشتر مطلب خواستید براتون از گوگل یا جای دیگه ای مطلب پیدا میکنم
نوشته اصلي بوسيله oghyanoos نمايش نوشته ها
فیلم عیر اخلاقی سالهای دور از خانه یا همون اوشین
طوری در ایران سانسور شد
که از اوشین فاحشه یک زن با ایمان و پاکدامن

و از شوهر فاحشه بازش یک رزمندهء جنگ و شهید ساخته بود

و پیام فیلم که حاکی از ناامیدی و رنج داشت با امید و ایثار عوض شده بود

نسخهء سانسور شدهء فیلم توسط کشور سازنده(اگر اشتباه نکنم ژاپن بود)
از ایران حریداری شد و دوباره در اون کشور پخش شد

من اول فکر میکردم این موضوع یک جک باشه ولی در روزنامه هم این مطلب رو خوندم

عجب !

دلـــم خواست یه بار دیگه اوشین رو ببینم
__________________
استاد شجـــریان ، آثار زیبای بسیاری داره ، اما صدا و سیمـــا از همه ی اونهـــا محـــرومه که اجبارا فقط ربنــا ی استاد رو پخش میکنه !
آدمهـــای بزرگ نیازی به پایگاه ندارن ، خودشون ریشه دارن ..
هم میهن هم ، از خوابگاه و خالقش محروم شد !
Regent آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 09-23-2012   #59 (لینک نوشته)
مدیر تالار تاریخ
 
Archimonde's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سانـسور های سریال متشکرم!

نوشته اصلي بوسيله oghyanoos نمايش نوشته ها
فیلم عیر اخلاقی سالهای دور از خانه یا همون اوشین
طوری در ایران سانسور شد
که از اوشین فاحشه یک زن با ایمان و پاکدامن

و از شوهر فاحشه بازش یک رزمندهء جنگ و شهید ساخته بود

و پیام فیلم که حاکی از ناامیدی و رنج داشت با امید و ایثار عوض شده بود

نسخهء سانسور شدهء فیلم توسط کشور سازنده(اگر اشتباه نکنم ژاپن بود)
از ایران حریداری شد و دوباره در اون کشور پخش شد

من اول فکر میکردم این موضوع یک جک باشه ولی در روزنامه هم این مطلب رو خوندم
اگه درست باشه جای افتخار کردن داره برای ما
چه نوابغی داریم در ایران
Archimonde هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 09-23-2012   #60 (لینک نوشته)
مدیر تالار جشن ها
 
aryana621's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سانـسور های سریال متشکرم!

یه لحظه با دیدن موضوع تاپیک فکر کردم دوباره داره پخش میشه!

من خریداری کردم این سریال رو ولی دوبله نشدس با همین تفاسیر هر وقت که خیلی حالم گرفته باشه

میشینم از اول تا هر چند قسمتش رو میبینم.
__________________

سانـسور های سریال متشکرم!


من از پایان شروع کردم...
aryana621 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
پاسخ

برچسب ها
متشکرم, سانـسور, سریال

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 11:22 PM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.