|
|
| 20 نفر نوشته را پسندیده اند : |
|
|
#421 (لینک نوشته) |
|
شهروند هم میهن ![]() |
چگونه از خود یک انسان علی گونه و انقلابی بسازیم
خویش را انقلابی بار آوردن،به عنوان یک اصل و یک اصالت و یک هدف، یعنی به جوهر وجودی خویش تکامل بخشیدن که لارمه ی آن شرکت در سرنوشت مردمی ست که انسانیت و تکامل وجودی ما آن را ایجا می کند دکتر علی شریعتی
__________________
http://kolbehhamid.blogspot.com مائیم و هوای یار مه رو شب روز چون ماهی تشنه اندر این جو شب و روز
زین روز شبان کجا برد بو شب و روز خود در شب وصل عاشقان کو شب و روز |
|
|
|
|
|
#422 (لینک نوشته) |
|
شهروند هم میهن ![]() |
در اینکه دکتر شریعتی یک نابغه بود شکی نیست جامعه شناسی کم نظیر تاریخ دانی قابل سخنرانی متبحر بوده و در فلسفه هم دستی داشتن ایشان.
__________________
![]() با آنکه تنها بودم ولی چشمانم به دنبال آشنا یی می گشت... انسانم آرزوست... |
|
|
|
| نوشته را پسندیده است : |
|
|
#423 (لینک نوشته) |
|
شهروند هم میهن ![]() |
هرگز از دوباره جان گرفتن ابليس بي جان شده غافل مباش !
كه انقلاب پس از پيروزي نيز هماره در خطر انهدام است ؛ در خطر ضد انقلاب است . ***************** كفر و دين ؛ تعصب و تفرقه نيست ؛ خيال بافي هاي بي درد و جدال بيدردان فيلسوف و صوفي نيست ؛ كفر و دين غي و رشد انسان است . **************** حسين يك درس بزرگتر از شهادتش به ما داده است و آن نيمه تمام گذاشتن حج! و به سوي شهادت رفتن است ... تا به همه حج گزاران تاريخ ؛ نمازگزاران تاريخ؛ مومنان به سنت ابراهيم بياموزد كه اگر امامت نباشد ؛ اگر رهبري نباشد ؛ اگر هدف نباشد ؛ اگر حسين نباشد و اگر يزيد باشد ؛ چرخيدن بر گرد خانه خدا با بت خانه مساوي است . **************** متن پشت جلد كتاب حج دكتر شريعتي |
|
|
|
| نوشته را پسندیده است : |
|
|
#424 (لینک نوشته) |
|
شهروند هم میهن ![]() |
یک، جلوش، تا بی نهایت، صفر ها! یکی بود یکی نبود، غیر از "خدا"، هیچ چی نبود. هیچ کی نبود. خدا تنها بود خدا مهربان بود خدا بینا بود خدا دوستدار زیبایی بود خدا دوستدار نیکی بود خدا دوستدار شایستگی بود خدا از سکوت بدش می آمد خدا از سکون بدش می آمد خدا از پوچی بدش می آمد خدا از نیستی بدش می آمد... خدا " آفریننده " بود مگه میشه " نیافریند" ؟ ناگهان ابر های را آفرید و در فضای نیستی رها کرد ابرهایی از " ذره " ها هر ذره: منظومه ای کوچک، نامش اتم آفتابی در میان و پیرامونش ، ستاره ای ، ستاره هایی، پروانه وار در گردش، (کعبه ای، بر گردش، پرستندگان ، در طواف! از سنگ سیاه تا سنگ سیاه) ... زندگی پدید آمد، گیاه ها: از خزه های کوچک تا درختهای بزرگ، و حیوان ها: از میکروب ها تا ماموت ها، و در آخر، انسان: بد ها و خوب ها، بد ها، بدتر از همه بد ها، خوب ها، خوب تر از همه خوب ها بد ها مثل شیطان خوب ها مثل خدا. .... اولین کتابی که از دکتر شریعتی خواندم حدود پنج سال پیش بود همین کتاب بود. کتابی کوچیک ساده اما بسیار پر معنا... |
|
|
|
|
|
#425 (لینک نوشته) |
|
شهروند هم میهن ![]() |
ای خداوند!
به علمای ما مسؤولیت و به عوام ما علم و به دینداران ما دین و به مؤمنان ما روشنایی و به روشنفكران ما ایمان و به متعصبین ما فهم و به فهمیدگان ما تعصب و به زنان ما شعور و به مردان ما شرف و به پیران ما آگاهی / و به جوانان ما اصالت / و به اساتید ما عقیده / و به دانشجویان ما نیز عقیده / و به خفتگان ما بیداری / و به بیداران ما اراده و به نشستگان ما قیام / و به خاموشان ما فریاد / و به نویسندگان ما تعهد و به هنرمندان ما درد / و به شاعران ما شعور/ و به محققان ما هدف/ و به مبلغان ما حقیقت / و به حسودان ما شكاف / و به خودبینان ما انصاف و به فحاشان ما ادب / و به فرقههای ما وحدت / و به مردم ما خودآگاهی و به همهی ملت ما، همت تصمیم و استعداد فداكاری و شایستگی نجات و عزت ببخش! دکتر شریعتی |
|
|
|
|
|
#426 (لینک نوشته) |
|
شهروند هم میهن ![]() |
آلبوم عکسهای دکتر علی شریعتی
وصیت دکتر شریعتی به استاد محمدرضا حکیمی آثار صوتی دکتر علی شریعتی کتابهای دکتر شریعتی ويرايش توسط پرنده مهاجر : 09-23-2007 در ساعت 03:49 AM |
|
|
|
|
|
#427 (لینک نوشته) |
|
شهروند هم میهن ![]() |
به من بگو نگو ، نمي گويم ، اما نگو نفهمم ، كه من نمي توانم نفهمم ، من مي فهمم . دکتر علی شریعتی ويرايش توسط پرنده مهاجر : 09-23-2007 در ساعت 03:49 AM |
|
|
|
| نوشته را پسندیده است : |
|
|
#428 (لینک نوشته) |
|
شهروند هم میهن ![]() |
در این قسمت مقالات برخی از موافقان و مخالفان آثار و عقاید شریعتی را خواهید خواند:
|
|
|
|
|
|
#429 (لینک نوشته) |
|
شهروند هم میهن ![]() |
...اگر شما به عنوان مسلمان , به عنوان شیعه , به عنوان شخص مومن و مسئولی که به ایمانش عمل می کند و به عنوان کسانی که می دانید خدا به آن شکلی که دیگران فهمیده اند نیست , و حج به معنایی که آنها مسخره می کنند , هو می کنند و نقد می کنند نیست و اگر معتقدید که علی آن بت , آن قهرمان ملی که ما می پرستیم و نمی شناسیم نیست , بلکه مظهر نجات و حیات و بیداری و حرکت و مسئولیت بخشیدن به انسان است , اگر معتقدید که تشیع ساخته ملت ایران برای از بین بردن اسلام نیست , بلکه حقیقت راستین خود اسلام است و اگر معتقدید تشیع راستین به آن معنی که دیروز می فهمیدیند امروز می تواند نسل فراری از دین و فراری از مذهب را بر اساس خواستها و شعارهایی که دارد پاسخ بگوید و اگر معتقدید که این مراسم دینی و مذهبی و اعتقادی که در این مملکت انجام می شود , نمی تواند نیاز زمان و عصر را برآورده کند , نمی گویم جان خودتان را در این راه از دست بدهید و فداکاری کنید و از زندگی تان دست بکشید (آنها کسانی هستند استثنائی که احتیاج به این پیام ندارند) می گویم لااقل در این تهران سه میلیونی و این مملکت سی میلیونی که به نام علی و به نام تشیع و به نام حقیقت راستین و به نام اسلام و به نام مذهب نامیده می شود - و همه اینها دارد از زمان و از زبان نسل امروز و فردای ما دور می شود - برای نسلی که از آن سخن گفتم کاری کنید!... یادش تا ابد در اذهانمان ماندگار
|
|
|
|
|
|
#430 (لینک نوشته) |
|
شمع جمع ![]() |
افسوس . . .
با تشکر از پاسخ سه کاربر ایران دوست نیک اندیش . . .
__________________
|
|
|
|
|
|
#431 (لینک نوشته) | |||
|
رهگذر ![]() |
|
|||
|
|
|
|
|
#432 (لینک نوشته) |
|
شمع جمع ![]() |
بر حذر باش که این دست و دهن آب کشان
خانمان سوزتر از سیل فنا می باشند صائب تبریزی |
|
|
|
|
|
#433 (لینک نوشته) |
|
شهروند هم میهن ![]() |
عکسهايي از دکتر شريعتي که عمراً ديده باشين! ![]() كانون نشر حقايق اسلامي، مشهد 1324-25 ![]() علي (سمت چپ) با يكي از دوستانش، طرقبه مشهد 1328 ![]() با دوستان دانشسراي عالي، مشهد 1330 ![]() با جمعي از دوستان نهضت ملي، عزت الله سحابي (نفر دوم از سمت چپ) طاهر احمدزاده (نفر سوم) مشهد 1335-6 ![]() با همسرش پوران شريعت رضوي در حياط دانشكده ادبيات مشهد 1337 ![]() در مراسم عروسي مشهد 1337 ![]() در مراسم عروسي مشهد 1337 ![]() با همسرش در پاريس 1339 ![]() علي شريعتي، همسرش و احسان در پاريس- 1340
![]() با همسر، سارا و سوسن مشهد- 1348 ![]() علي شريعتي در حسينيه ارشاد تهران- 1349 ![]() در سفر به مصر- 1349 ![]() با همسر و خانواده اش فرداي روز آزادي از زندان - اول فروردين 1354 ![]() در يك جشن عروسي- 1355 ![]() با همسرش- 1355 ![]() از چپ ابراهيم يزدي، احسان شريعتي و صادق قطب زاده در مراسم خاكسپاري دكتر شريعتي ![]() استاد شريعتي، آيت الله طالقاني و احسان شريعتي در اولين سالگرد درگذشت دكتر شريعتي - حسينيه ارشاد 1358 |
|
|
|
|
|
#434 (لینک نوشته) |
|
شهروند هم میهن ![]() |
ما تنها بر دردی می گرییم که از شمشیر ابن ملجم در فرقش احساس می کند. اما این درد علی نیست. دردی که چنان روح بزرگی را به ناله درآورده، تنهایی است که ما آن را نمی شناسیم.باید این درد را بشناسیم، نه آن درد را، که علی درد شمشیر را حس نمی کند و ما درد علی را..............(دکتر شریعتی)
|
|
|
|
| نوشته را پسندیده است : |
|
|
#435 (لینک نوشته) |
|
شهروند هم میهن ![]() |
وصیت نامه دکترشرعتی:
امروز دوشنبه سیزدهم بهمن ماه پس از یک هفته رنج بیهوده و دیدار چهره های بیهوده تر و شخصیت های مدرج ، گذرنامه را گرفتم و برای چهارشنبه جا رزرو کردم......... عازم سفرم و به حکم شرع ،در این سفر باید وصیت کنم. وصیت یک معلم که از هیجده سالگی تا امروز ، جز تعلیم کاری نکرده و جز رنج چیزی نیندوخته است ، چه خواهد بود؟ جز اینکه همه قرض هایم را از اشخاص و از بانکها با نهایت سخاوت و بی دریغی « تماما » واگذار می کنم به همسرم که از حقوقم ( اگر پس از فوت قطع نکردند ) و حقوق اش و فروش کتابهایم و نوشته هایم و آنچه دارم و ندارم ، بپردازد....... من می دانستم که به جای کار در فلسفه و جامعه شناسی و تاریخ اگر آرایش می خواندم یا بانکداری و یا گاوداری ، امروز وصیتنامه ام به جای یک انشای ادبی ، شده بود صورتی مبسوط از سهام و املاک و منازل و و مغازه ها و شرکت ها و دم و دستگاهها که تکلیفش را باید معلوم می کردم و مثل حال « به جای اقلام » الفاظ ردیف نمی کردم...... فرزندم ! تو می توانی « هر گونه بودن » را که بخواهی باشی ، انتخاب کنی. اما آزادی انتخاب تو در چهارچوب حدود انسان بودن محصور است. با هر انتخاب باید انسان بودن نیز همراه باشد وگر نه دیگر از آزادی و انتخاب سخن گفتن بی معنی است ، که این کلمات ویژه خداست و انسان و دیگر هیچ کس...... تو هر چه می خواهی باش ، اما آدم باش . اگر پیاده هم شده است سفر کن . در ماندن می پوسی . هجرت کلمه بزرگی در تاریخ « شدن » انسان ها و تمدن هاست . اروپا را ببین . اما وقتی ایران را دیده باشی ، وگر نه کور رفته ای ، کر باز گشته ای.... اما تو ، سوسن ساده مهربان احساساتی زیباشناس منظم و دقیق ، و تو ، سارای رند عمیق عصیانگر مستقل ! برای شما هیچ توصیه ای ندارم . در برابر این تند بادی که بر آینده پیش ساخته شما می وزد ، کلمات که تنها امکاناتی است که اکنون در اختار دارم ، چه کاری می توانند کرد؟.......... و اما تو همسرم ، چه سفارشی می توان به تو داشت ؟ تو که با از دست دادن من هیچ کس را در زندگی کردن از دست نداده ای . نبودن من خلایی در میان داشتن های تو پدید نمی آورد ، و با این حال که چنان تصویری از روح من در ذهن خود رسم کرده ای ، وفای محکم و دوستی استوار و خدشه ناپذیرت به این چنین منی ، نشانه روح پر از صداقت و پاکی و انسانیت توست.......... آرزوی دیگرم این بود که یک سهم آب و زمین از کاهه بخرم به نام مادرم وقف کنم و درآمدش صرف هزینه تحصیل شاگردان ممتاز مدرسه این ده شود که در سبزوار تحصیلات شان را تا سیکل یا دیپلم ادامه دهند..... و خدا را سپاس می گزارم که عمر را به خواندن و نوشتن و گفتن گذراندم که بهترین « شغل » را در زندگی ، مبارزه برای آزادی مردم و نجات ملتم می دانستم و اگر این دست نداد بهترین شغل یک آدم خوب ، معلمی است و نویسندگی و من از هیجده سالگی کارم این هر دو........... و آخرین وصیتم به نسل جوانی که وابسته آنم ، و از آن میان به خصوص روشنفکران و از این میان بالاخص شاگردانم که هیچ وقت جوانان روشنفکر همچون امروز نمی توانسته اند به سادگی ، مقامات حساس و موفقیت های سنگین به دست آورند ، اما آنچه که در این معامله از دست می دهند ، بسیار گرانبها تر از آن چیزی است که بدست می آورند. و دیگر این سخن لاادری فرنگی که در ماندن من سخت سهیم بوده است که « شرافت مرد همچون بکارت یک زن است . اگر یک بار لکه دار شد دیگر هیچ چیز جبرانش را نمی تواند . » « علی شریعتی »
۱۳۴۸/۱۱/۱۳ |
|
|
|