تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum              

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > کتاب و ادبیات > شعر و شاعران > دیوان اشعار
ثبت نام آموزش کار با هم میهن بازی آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 03-30-2008  
شهروند هم میهن
 
ruya's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

Smile مجموعه اشعار محمد رضا آقاسی

سلام به همه خسته نباشید




از دوستان عزيز خواهشمندم كه در اين تايپيك اشعار مرحوم آغاسي اهل بيت رو جمع آوري كنيم .
__________________
شرح دیدار مهرورزان

آلبوم خاطرات تصویری دیـدار مهرورزان

گلـــخونــه زیبــای مـن کلیک کن

هیچــ
گاه ادعـای خاص بودن نکردم ،
اما خــاص بودن عشق ” تو ”
مرا هـــم خاص کرد ..

ruya آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-09-2012   #31 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
ruya's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مجموعه اشعار محمد رضا آقاسی

بادهاي هرزه در دشت و دمن پيچيده اند
خار و خس خود را به دامان چمن پيچيده اند
خواستم دروازه باغ ِ فدک را وا کند
ديدم اما باغبان را با رَسَن پيچيده اند
عندليبان ناله در کنج قفس سر مي دهند
باغ را درزوزه زاغ و زغن پيچيده اند
غنچه مردانگي نشکفته مي ماند، مگر
کسوت تهمينه را بر تهمتن پيچيده اند
آسمان آبي شد از اظهار رحمت، از چه رو
طوطيان، پرواز خود را در سخن پيچيده اند
شهريارا چارده منزل عقوبت ديده ام
چشم ما را بر در بيت الحزن پيچيده اند
شيشه جان مرا الماسها درهم شکست
نعره مستانه ام را در کفن پيچيده اند
تير، تابوت مرا فردا مشبک مي کند
نسخه مرگ مرا همچون حسن پيچيده اند
«زهر» ميداني که با پرورده زهرا چه کرد؟
لاله را در برگ سبز نسترن پيچيده اند
آهِ نِي داني چرا در نينوا گل مي کند؟
بوريا بر نعش هفتاد و دوتن پيچيده اند
ruya آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 01-09-2012   #32 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
ruya's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مجموعه اشعار محمد رضا آقاسی

دل مستمندم اي جان به لبت نياز دارد
به هواي ديدن تو هوس حجاز دارد

به مكه آمدم اي عشق تا تو را بينم
تويي كه نقطه عطفي به اوج آيينم

كدام گوشه مشعر ، كدام كنج منا
به شوق وصل تو در انتظار بنشينم

اي زليخا دست از دامان يوسف باز كش
تا صبا پيراهنش را سوي كنعان آورد

ببوسم خاك پاك جمكران را
تجلي خانه پيغمبران را

خبر آمد خبري در راه است
سرخوش آن دل كه از آن آگاه است

شايد اين جمعه بيايد ، شايد
پرده از چهره گشايد ، شايد
ruya آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 02-04-2012   #33 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
ruya's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مجموعه اشعار محمد رضا آقاسی

مرغ دلم راهی قم می شود
در حرم امن تو گم می شود


عمه ی سادات سلام علیک
روح عبادات سلام علیک


کوثر نوری به کویر قمی
آب حیات دل این مردمی


عمه ی سادات بگو کیستی؟
فاطمه یا زینب ثانیستی؟


از سفر کرب وبلا آمدی؟
یا که به دنبال رضا آمدی؟


من چه کنم شعله ی داغ تو را
درد وغم شاهچراغ تورا


کاش شبی مست حضورم کنی
با خبر از وقت ظهورم کنی
ruya آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 04-28-2012   #34 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
ruya's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مجموعه اشعار محمد رضا آقاسی

یکی گوید سراپا عیب دارم
یکی گوید زبان از غیب دارم

نمی دانم که هستم هرچه هستم
قلم چون تیغ می رقصد به دستم

نه دِئبـِل نه فَرَزدَق نه کُمِیتَم
ولیکن خاک پای اهل بیتم

الا ساقی مستان ولایت
بهار بی زمستان ولایت

از آن جامی که دادی کربلا را
بنوشان این خراب مبتلا را

چنان مستم کن از یکتا پرستی
که از آهم بسوزد ملک هستی

هزاران راز را در من نهفتی
ولی در گوش من اینگونه گفتی

زاحمد تا احد یک میم فرق است
جهانی اندرین یک میم غرق است

یقینا میم احمد میم مستیست
که سرمست ازجمالش چشم هستیست

زاحمد هر دو عالم آبرو یافت
دمی خندیدو هستی رنگ وبو یافت

اگر احمد نبود آدم کجابود
خدا را آیه ای محکم کجا بود

چه می پرسند کین احمد کدام است
که ذکرش لذت شُرب مدام است

همان احمدکه آوازش بهار است
دلیل خلقت لیل النهار است

همان احمد که فرزند خلیل است
قیام بت *** هارادلیل است

همان احمدکه ستارُالعیوب است
دلیل راه و علّامُ الغیوب است

همان احمدکه جامش جام وحی است
به دستش ذوالفقار امر و نهی است

همان احمد که ختم الانبیاء شد
جناب کُنتُ کنزاً مخفیا شد

همان اوّل که اینجا آخر آمد
همان باطن که برما ظاهرآمد

همان احمد که سرمستان سرمد
بخوانندش ابوالقاسم محمّد

محمد میم و حاء و میم و دال است
تدارک بخش عدل و اعتدال است

محمد رحمةٌ للعالمین است
شرافت بخش صد روح الامین است

محمد پاک و شفاف و زلال است
که مرآت جمال ذوالجلال است

محمد تا نبوت را برانگیخت
ولایت را به کام شیعیان ریخت

ولایت بادۀ غیب و شهود است
کلید مخزن سرّ وجود است

محمد با علی روز اخوت
ولایت را گره زد بر نبوت

محمد را علی آیینه دار است
نخستین جلوه اش در ذوالفقار است

به جز دست علی مشکل گشا کیست
کلیدکُنتُ کنزاًمخفیا کیست

کسی دیگر توانایی ندارد
که زخم شیعه را مرهم گذارد

غدیر ای باده گردان ولایت
رسولان الهی مبتلایت

ندا آمد ز محراب سماوات
به گوش گوشه گیران خرابات

رسولی کز غدیر خم ننوشد
ردای سبز بعثت را نپوشد

تمام انبیاء ساغر گرفتند
شراب از ساقی کوثر گرفتند

علی ساقی رندان بلاکش
بده جامی که می سوزم در آتش

مرا آیینۀ صدق و صفا کن
تجللی گاه نور مصطفی کن
ruya آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 04-28-2012   #35 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
ruya's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مجموعه اشعار محمد رضا آقاسی

خبر آمد خبری در راه است

سرخوش ان دل که از آن آگاه است

شاید این جمعه بیاید شاید

پرده از چهره گشاید شاید

دست افشان پای کوبان می روم

بر در سلطان خوبان می روم

می روم بار دگر مستم کند

بی سر و بی پا و بی دستم کند

می روم کز خویشتن بیرون شوم

در پی لیلا رخی مجنون شوم

هر که نشناسد امام خویش را

برکه بسپارد زمام خویش را

با همه لحن خوش آوایی ام

در به در کوچه تنهاییم

ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر

نغمه تو از همه پرشورتر

کاش که این فاصله را کم کنی

محنت این قافله را کم کنی

کاش که همسایه ما می شدی

مایه ی آسایه ما می شدی

هر که به دیدار تو نایل شود

یک شبه حلال مسایل شود

دوش مرا حال خوشی دست داد

سینه ما را عطشی دست داد

نام تو بردم لبم آتش گرفت

شعله به دامان سیاوش گرفت

نام تو آرامه جان منست

نامه تو خط امان منست

ای نگهت خواستگه آفتاب

بر من ظلمت زده یک شب بتاب

پرده برانداز زچشم ترم

تا بتوانم به رخت بنگرم

ای نفست یار و مددکار ما

کی و کجا وعده دیدار ما

دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد

به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد

به مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم

تویی که نقطه عطفی به اوج آیینم

کدام گوشه مشعر کدام کنج منا

به شوق وصل تو در انتظار بنشینم

ای زلیخا دست از دامان یوسف بازکش

تا صبا پیراهنش را سوی کنعان آورد

ببوسم خاک پاک جمکران را

تجلی خانه پیغمبران را

خبر آمد خبری در راه است

سرخوش آن دل که از آن آگاه است

شاید این جمعه بیاید شاید.....روحش شاد
ruya آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 04-28-2012   #36 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
ruya's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مجموعه اشعار محمد رضا آقاسی

ای گل نرگس ببین عشاق را

چشم های خسته ی مشتاق را


ای گل نرگس چمن بی تو فسرد

سینه ی دشت ودمن بی تو فسرد

دل میان سینه پاره پاره شد

در پی تو روح ما آواره شد

ای گل نرگس جماعت خسته اند سینه سرخانت همه پر

بسته اند

ای گل نرگس نگاهت آبی است جمکران با نام تو مهتابی

است

ای گل نرگس هلا صاحب زمان

از فراقت از فراقت الامان
ruya آفلاين است   پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
مجموعه, محمد, آقاسی, اشعار, رضا

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 10:47 AM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.