تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > کتاب و ادبیات > شعر و شاعران > آرشیو تالار شعر
ثبت نام آموزش کار با هم میهن بازی آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

گفتگو قفل شد
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 03-17-2008   #1 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Hamid's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض سبک های ادبی در شعر فارسی

سبک های ادبی در شعر فارسی
در این مبحث قصد دارم در چند تا از مهمترین سبکهای موجود در شعر فارسی توضیحات مختصر و کوتاهی بدهم. فقط امیدوارم دوستان دست ياري بدهند.

سبک خراسانی
سبک عراقی
سبک هندی
بازگشت ادبی
سبک شعر معاصر

__________________
http://kolbehhamid.blogspot.com

مائیم و هوای یار مه رو شب روز
چون ماهی تشنه اندر این جو شب و روز
زین روز شبان کجا برد بو شب و روز
خود در شب وصل عاشقان کو شب و روز
Hamid آفلاين است  
نوشته را پسندیده است :
قديمي 03-17-2008   #2 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Hamid's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سبک های ادبی در شعر فارسی

که در این تقسیم بندی " بازگشت ادبی " و " شعر معاصر " در یک طبقه بندی قرار گرفتند. " این سبکها مربوط به زمان است نه مکان ، و مکان را در آن تأثیری نبوده و نیست و همچنین سبکهای بین بین نیز هست که استادانی داشته است."

اما به نظر شخصی من می توانیم " باز گشت ادبی " را هم به صورت یک سبک مستقل در نظر بگیریم.در مورد سوال دوم ( سبک های آزاد )1 اطلاعات زیادی ندارم و به جای ارائه نظرات شخصی بهتره بگم : " نمی دانم " .
در مورد عامل زمان به عنوان معیار جدا سازی سبکها ... تا حدودی به این مساله انتقاد دارم اما گویا بیشتر تقسیم بندی ها با توجه به همین موضوع انجام گرفته !

اصولا این نوع تقسیم بندیها برای طبقه بندی راحت تر شعر فارسی و در دوران بعد از آن شاعران ایجاد شده . معرفی این سبکها و مکاتب فکری برای آشنایی
با شاعران و شرایط اجتماعی زمان آنها بسیار مفید است. همانطور که در پست قبلی هم اشاره کردم بحثها و نظرات در مورد سبکهای ادبی خیلی زیاد
و متنوع هستند اگه اجازه بدهید اول به معرفی کلی آنها بپردازیم بعدا در مورد هر تقسیم بندی مفصلا صحبت کنیم. ضمن اینکه به نظر من بحث در مورد انواع
تقسم بندیها و جزییات آنها نهایتا به همین اختلافاتی که بین صاحب نظران و اساتید ادبیات هست منتهی خواهد شد و چندان مفید نمی باشد . ( البته این نظر شخصی من هست و حتما بقیه دوستان نظرات دیگری دارند)


اساسا سبک چیست ؟ :


سبک شعر، یعنی مجموع کلمات و لغات و طرز ترکیب آنها، از لحاظ قواعد زبان و مفاد معنی هر کلمه در آن عصر، و طرز تخیل و ادای آن تخیلات از لحاظ حالات روحی شاعر، که وابسته به تأثیر محیط و طرز معیشت و علوم و زندگی مادی و معنوی هر دوره باشد، آنچه از این کلیات حاصل می شود آب و رنگی خاص به شعر می دهد که آن را « سبک شعر» می نامیم، و پیشینیان گاهی به جای سبک « طرز» و گاه « طریقه» و گاه « شیوه» استعمال می کردند.

شعر فارسی ، به طور کلی ، از زیر سیطره و تسلط چهار سبک بیرون نیست ، اگر چه باز هر سبکی به طریقه و طرزهای مختلفی تبدیل می شود تا می رسد به جایی که هر شاعری استیل و طرز خاصی را به خود اختصاص می دهد که قابل حصر نیست و در پایان گفته شد که این سبک به تنزل و سقوط گرایید _ به قول ملک الشعرا بهار : زان سبب شد سبک هندی مبتذل _ بر این مبنا بود که شاعران دوران زندیه و اوایل دوران قاجاریه به فکر بازگشت ادبی و رجوع به سرچشمهء زلال ف شعر و زبان روشن و رسای فارسی افتادند و بازگشت به سبک های خراسانی ونیز سبک عراقی را که یاد آور دوران های طلایی شعر فارسی بود، سرلوحه کوشش ها و زبان ورزی های شاعرانه و زیباشناسانهء ادبی خود قرار دادند.

پس شعر دورهء بازگشت ،همانا بازگشت به شعر دوران گذشته و رجوع به دو سبک پیشین ف خراسانی و عراقی بود.

شعر دری چون ملول گشت و تن آسان

آمد، از هند زی عراق و خراسان



روی سرایش ز سبک هندی برتافت

روح خراسانی و عراقی دریافت



ذوق و هنر را به روشنی و رسایی

کرد بدین «بازگشت» ، راهگشایی



ذهن و زبان را ز نهر گم شده ای خفرد

جانب رود بزرگ شعر دری برد



گرچه به مضمون و نکته از پی تقلید

رخ ننمود آستان شعر اساتید ،



لیک زبان زنده گشت و ناطقه آزاد

شاعر آینده را مجال سخن داد

Hamid آفلاين است  
نوشته را پسندیده است :
قديمي 03-17-2008   #3 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Hamid's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سبک های ادبی در شعر فارسی

اساس ايدوئولوژيك سبك هندي :


يك نگاه سطحي به اشعار نمايندگان سبك هندي نشان مي*دهد كه نگرش و طرز تفكر آنها از هر گونه محدوديت و تعصب و خشك مغزي بدور است و وسعت نظري غريب و نگرشي همه جانبه در آنها موج مي*زند. براي اينكه درك كنيم كه اين خصوصيت مهم تا چه اندازه با آگاهي و هوشمندي شكل گرفته است لازم است كه به تحليل و فهم درست مفهوم «وسعت مشرب» كه در آثار اين شاعران به تكرار آمده است دست يابيم.

براي درك درست مفهوم «وسعت مشرب» بايد از تذكره*ي محمد طاهر نصرآبادي، دوست ومعاصر صائب، كمك گرفت. نصرآبادي سي بار در رابطه*هاي مختلف اين مفهوم را به كار برده و در ضمن تحليل پاره*هاي شعر اين مفهوم را نه چون مجاز مشرب بلكه چون گشادگي شخصيت معنا كرده است. و دو بار هم مترادف «وسعت خلق» را براي اين مفهوم مي*آورد

از طرف ديگر «مشرب» در ميان معناهاي گوناگوني كه دارد در اساس به معناي « آب نوشيدن» «نوشابه نوشيدن» «جاي نوشيدن آب، آشاميدنگاه» و همچنين به معناي « آب» و «شراب» است و در معناي مجازي «مذهب»، «عقيده»، «مسلك»، «نگرش ديني، فلسفي، سياسي»، «كاراكتر» «خاصيت» و «طبيعت» را مراد مي*كند.)منبع 4)

«چنان با نيك و بد سر كن كه بعد از مردنت عرفي
مسلمانت به زمزم شويد و هندو بسوزاند
“1- «بنا بر افسانه*اي، پس از مرگ كبير (شاعر بزرگ هندي)، هندوان و مسلمانان بر سر جنازه*ي او به نزاع ايستادند كه آيا بايد او را بسوزانند يا به خاك بسپارند. اما آنان گرم نزاع بودند كه يكي كفن را به كناري زد، و جز خرمني گل چيزي در ميان نيافتند. هندوان بخشي از آن گل*ها را در بنارس سوزاندند، و مسلمانان مابقي را به خاك سپردند.»ويل دورانت: تاريخ تمدن: جلد اول: مشرق زمين گاهواره*ي تمدن. كتاب دوم: هند و همسايگان*اش. ترجمه:ع.پاشايي: ص 658
شايد عرفي شيرازي، كه در هند مي*زيست، در سرودن اين بيت اين واقعه را در نظر داشته است.(ع.پاشايي)

به همين سبب هم صائب كفر و دين را تعبیرهای مختلف يك خواب مي*داند.منبع 3 وص 75 اگر كه چنين است پس اين مناقشات «حق و باطل» به چه معناست؟ اين سوال چندر بهاون را، كه از نمايندگان برجسته*ي سبك هندي است، به فكر وا مي*دارد:
گذشت عمر در اين فكر و من ندانستم
كه جرم كفر كدام و ثواب ايمان چيست؟
چو هر دو را نظري بر بهار رحمت اوست
به هم نزاع دل كافر و مسلمان چيست؟
منبع 2 . ص183
چنين است كه صاحب كاراكتر باز، به فرق*هاي ملي، ديني، طبقاتی اهميت نمي*دهد و به همه كس با دلي يكسان نزديك مي*شود چنان كه « خورشيد، به گل و خار گرمايي يكسان مي*بخشد» 694 ، منبع 3 او براي پايان دادن به اينگونه اختلافات، همه را دعوت به يكدلي و مدارا مي*خواند:
قطره*اي از قلزم توحيد باشد هر دلي
دست رد بر هيچ مخلوقي مزن گر واصلي
779 ، منبع 3
درست از همين پرنسيب است كه راه حل و واسطه*ي همه*ي اختلافات و تضادها به دست مي*آيد. و آن توانايي صلح كردن با كل است. مفهوم «صلح كل» در شعر شاعران سبك هندي، دقيقا همين معنا را مي*رساند.
بر سر جنگ است با ما بي سبب دايم كليم
گر چه صلح كل به هفتاد و دو ملت كرده*ايم
114 ، منبع 1
مير عظمت*الله بيخبر(وفات 1729 ) معاصر با استعداد و دوست عبدالقادر بيدل، مي*نويسد:
ما به هفتاد و دو ملت صلح كل داريم و بس
جاده*اي دارد به هر مذهب طريق دين ما
منبع 5 ، ص317
«باقيا نائيني» كه در دوران خود از نمايندگان خيلي شناخته شده سبك هندي بوده، همين ايده را در اين بيت به پيش مي*كشد.
همه حاصل جهان را به نشاط صرف مل كن
بر كافر و مسلمان بنشين و صلح كل كن
307 ، منبع 6

در اصل اين «صلح كل» غايت و هدف نهایی «وسعت مشرب» است. نبايد از نظر دور داشت كه اين ايده با اهداف "دين الهي" اكبر شاه همخواني دارد. روشن است كه اين نگرش آگاهانه و تبليغ هدف*مند آن توسط شاعران، از محيط هندوستان در نتيجه*ي فعاليت*هاي اكبرشاه و فضاي معنوي ـ ايدئولوژيك كه در دوران خلف*هاي او نزديك دوام آورده، تاثير كمي نگرفته است. اين حرف كه نصرآبادي در حق «واله شيرازی» گفته است، سخن ما را تصديق مي*كند.
«بواسطه*ي وسعت مشرب كه در هند باب است اعتباري به هم رسانيده…» 288 ، منبع 6
از اين نظر اطلاعاتي كه مولف «تاريخ*ـ*حسن» در باره*ي فاني كشميري به دست مي*دهد، مسئله را روشن*تر مي*كند:
« ملا محسن فاني بعد از فراگيري علوم عقلي و نقلي به گشت و گذار در سرزمين هندوستان پرداخت، بد و خوب زمانه را به سنجش گرفت به هر ملتي نزديك شده و وضعيت عقيده و مذهب آنها را خوب مطالعه كرد، مي*گويند كه بيش از همه آزاد منش بود و با تمام ملت*ها «صلح كل» داشت…» 149 ،منبع 2
لازم به تذكر است كه «صلح كل» تنها به مناسبات ديني و يا قومي محدود نمي*شود؛ بلكه كل مناسبات انساني را در بر مي*گيرد. قبل از همه، مسئله، از زاويه*ي منافع شخصي انسان مورد مدافعه قرار مي*گيرد:
با گردش دهر و خلق پر شور و شرش
كاري كه نداري چه غم است از ضررش
خاري كه تمام مايه*ي آزار است
در پا نخلد تا نزني پا به سرش
156 ، منبع 1

________________________________________

فهرست منابع

1- بهترين آثار كليم كاشاني. به اهتمام: كشاورز صدر، تهران،1327 صص 36 ، 114 ، 156، 64
2- عبدالحميد عرفاني. ايران صغير يا تذكره*ي شعراي پارسي زبان كشمير. تهران 1335 ، صص 183 ، 149
3- كليات صائب تبريزي، مقدمه و شرح حال به قلم استاد اميري فيروز كوهي، تهران، 1336 ، صص 75، 779،16،267 ، 198 ، 55، 796
4- لغت*نامه*ي دهخدا
5- ميرغلامعلي آزاد بلگرامي، سرو آزاد، لاهور، 1913 صص 317 ، 152 ، 8 ، 107
6- ميرزا محمد طاهر نصرآبادي: تذكره*ي نصرآبادي با تصحيح وحيد دستگردي، تهران 1317 صص117 ، 65*،128،366 ،307 ،288 ،0 44، 341 ،420 ، 427 ، 257 ، 129

اشاره: کتاب "صائب تبریزی و سبک هندی در شعر فارسی" در آذربایجان شمالی از طرف آکادمی جمهوری آذربایجان، در زمینه ی صائب شناسی نوین حادثه ای بزرگ است در این پژوهش علمی دکتر "مسیح آقا محمدی" برای نخستین بار مراحل تکاملی سبک هندی و پایه های ایدئولوژی و زیبایی شناسی آن سبک را روشن می کند. این مقاله فصلی است از آن کتاب نامبرده.
مسیح آقا محمدی بر خلاف صائب شناسان ایران، ضرورت تحلیل مفهوم "وسعت مشرب" را که در شعر شاعران این سبک به کرات آمده، درک کرده است و مفهوم وسعت مشرب را به عنوان فکر بنیادی این سبک ، به معنای عدم توجه به هر گونه اختلافهای دینی ، مذهبی و طبقاتی، در نظر گرفته و آن را به طور همه جانبه مورد بررسی قرار داده است


Hamid آفلاين است  
قديمي 03-17-2008   #4 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Hamid's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سبک های ادبی در شعر فارسی

سبك خراساني

بیشتر گویندگان این سبک از مردم خراسان بودند. این سبک به اشعار اولین دوره های بعد از اسلام گفته می شود؛ چون دوره های سامانی، سلجوقی و غزنوی.

شعرای معروف این سبک عبارتند از: رودکی، شهید بلخی، قردوسی، منوچهری، عنصری، ناصرخسرو، فرخی و ... .

در سبک خراسانی آرایه هایی چون تشبیه و استعاره و ایهام وجود دارد؛ اما غالباً محسوس و قابل درک است و نیازی به تأمل زیاد ندارد. اشعار این سبک از حیث نوع بیشتر قصیده است و از لحاظ لفظ ساده ساده و روان و عاری از ترکیبات دشوار است و لغات عربی در آن اندک است.

همچنین از لحاظ معنی صداقت و صراحت لهجه، تعبیرات و تشبیهات ساده و ملموس و محسوس، از اختصاصات مهم این سبک است.

به عبارت دیگر در سبک خراسانی اصل بر ساده گویی است و هر کلمه درست برای همان معنی وضع می شود که شاعر اراده کرده و همه از آن یک معنی دریافت می کنند.

مضمون بیشتر اشعار این سبک وصف طبیعت و مدیحه و شرح فتوحات پادشاهان و گاهی نیز پند و اندرز بود است.

این سبک تا قرن ششم هجری رواج داشته است.
Hamid آفلاين است  
قديمي 03-17-2008   #5 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Hamid's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سبک های ادبی در شعر فارسی

سبک عراقی

سبک عراقی با ظهور
سلجوقیان در خراسان و اتابکان در عراق و آذربایجان به وجود آمد و به تدریج شعر "دری" که مرکز اصلی آن در خراسان و ماوراءالنهر است، به عراق و آذربایجان راه یافت.

از طرفی در این دوران بر اثر سیاست سلجوقیان، مدارس مختلف دینی تأسیس شد و معارف اسلامی مانند تفسیر و منطق و حکمت و علوم بلاغی و
ادبیات عرب در این مدارس تدریس می شد و ترویج علوم و معارف اسلامی باعث شد که شاعران و ادیبان نیز با علوم رایج زمان آشنا شوند.

در این دوره علوم مدرسه ای در شعر تأثیر فراوان گذارد تا آنجا که فرا گرفتن علوم از لوازم شاعری شد و مایه تفاخر و مباهات شاعران.

رواج شعر دری در عراق و آذربایجان و تاثیر علوم اسلامی و ادبیات عرب در آن سبب شد که در شعر فارسی تحولی اساسی به وجود آید.



این تحول هر چند در شعر شاعران آذربایجان و عراق مشهودتر است اما می توان آن را قبل از همه در شعر"انوری"و "ظهیر فاریابی" مشاهده کرد.

"انوری" نخستین کسی است که این شیوه جدید را ارائه می دهد و از یک طرف قصاید و مدایح اغراق آمیز و پرصنعت را وارد شعر رهایش کرد و از طرف دیگر غزلهای لطیف و پرشور سرود.

در آذربایجان "خاقانی " و "
نظامی " پرچم دار شیوه تازه شدند و در عراق "جمال الدین اصفهانی" و پسرش "کمال الدین" و این شیوه را برگزیده و در ادامه ی این روند "سعدی " و "حافظ" آن را به اوج می رساندند.

معانی شعری در این شیوه تازه گذشته از مدح که با اغراق و خضوع و خشوع فراوان نسبت به ممدوح همراه است دارای هجو و هزل نیز هست اگر بعضی از شاعران این دوره مانند "انوری" و "سوزنی سمرقندی" هجوهای تند و هزل هایی (مطالب طنز گونه) زشت دارند ولی دیگر شاعران این سبک مانند "خاقانی
" نیز سرودن در مایه های هجو و هزل را آزموده اند.

عرفان و اخلاق و زهد از معانی رایج در شعر این دوره است.

غزل که ابتدا انوری آن را به صورت یک نوع جدید ارائه می دهد، در شعر غالب شاعران این دوره آزمایش می شود اوج آن در غزل سعدی و حافظ جلوه گر می شود.

عرفان و
تصوف نیز در این عصر یک مضمون رایج است که غالباً در شعر کسانی مانند مولوی و عطار و عراقی به چشم می خورد.

اغلب قالبهای شعری مانند
قصیده و مثنوی و غزل در این دوره رواج دارند.

در میان شاعران این دوره
نظامی گنجوی در "خمسه" نوعی جدید از انواع ادبی را در قالب مثنوی ارائه می دهد. او کلام خود را نو می داند و حتی با فردوسی به چالشگری بر می خیزد.

در این دوره است که
سعدی بوستان را می آفریند و امیر خسرو دهلوی و جامی گذشته از مثنوی های داستانی، اخلاق و حکمت را در قالب مثنوی رواج می دهند.

شاعران فارس و اصفهان قالب
غزل را بر قالبهای دیگر ترجیح می دهند و "فارس" مرکز غزلسرایی به سبک عراقی می شود و سعدی و حافظ خداوندان غزل، هر یک شیوه تازه ای می آفرینند.

توجه به زیبایی کلمه و سادگی و خوش آهنگی که در واقع سبک خاص سعدی است در
غزل تاثیر می گذارد و شاعران بسیاری از او تقلید می کنند ولی با این همه حافظ تحولی بزرگ در غرل فارسی ایجاد می کند و سبکی مستقل و آزاد می آفریند. در سبک عراقی قالب مثنوی و غزل اهمیت بیشتری پیدا می کند و تا دوره های بعد ادامه می یابد.

به طور کلی خصایص شعر سبک عراقی به طور خلاصه عبارتند از:

کثرت لغات و ترکیبات عربی و از میان رفتن لغات دور از ذهن فارسی، رواج اشارات و
تلمیح های فراوان مربوط به معانی علوم و اظهار فضل کردن و توجه و گرایش شاعران به حکمت و فلسفه و منطق، تضمین و اشاره به آیات و احادیث و اشعار مشهور عربی و اشاره به اخبار و احوال انبیا و مشایخ رو آوردن به بیان غیرمستقیم و استفاده از استعاره و معما و ایهام، استفاده از اغراق و صنایع مختلف بدیع، رواج بیان مسائل مذهبی و کم رنگ شدن حس وطن پرستی و گذشته از اینها توجه به اموال شخصی و زن و فرزند و اظهار بدبینی و تأسف از زندگی و گاه نفرت از شعر و شاعری که غالباً روحیات شاعر را نشان می دهد، از خصایص ممتاز و چشمگیر سبک عراقی به شمار می روند.

برخي از ويژگيهاي سبك عراقي عبارتند از:
1- ورود لغات و تركيبات متعدد از لهجه هاي محلي به زبان فارسي دري؛
2- نفوذ عميق تر و گسترده تر فرهنگ اسلامي؛
3- نفوذ افكار و اصطلاحات صوفيه در شعر و رواج عرفان اسلامي؛
4- بدبيني شاعران نسبت به اوضاع زمان بر اثر نابسامانيهاي اين دوره؛
5- ورود روز افزون لغات عربي و استفاده فراوان از استعاره و كنايه و اصطلاحات فلسفي، كلامي، طبي، نجومي، و غيره كه فهم شعر را اندكي دشوارتر مي ساخت؛
6- گسترش حوزه زبان و ادبيات فارسي در نقاط مختلف ايران و شعبه قاره هند..


مقايسه سبك خراساني و عراقي:


در سبك خراساني لغات و اصطلاحات عربي به كار نرفته است در صورتي كه در سبك عراقي از كلمات و اصطلا حات عربي زياد استفاده شده است.
در سبك خراساني تشبيه و استعاره و كنايه جايي نداشت اما سبك عراقي سرشار از تشبيه و استعاره و كنايه است. در سبك خراساني تعصب ديني به چشم نمي خورد اما در سبك عراقي نكات و اصطلاحات مذهبي در شعر وارد شده است. اين موارد نشان دهنده ي تفاوت اين دو سبك شعري و طرز تفكرو نگرش شاعران اين دو سبك است و اينكه در هر دوره خصوصيات شعري با توجه به شرايط آن زمان تغيير تغيير مي كند.
براي مثال رودكي در سرودن قصيده هاي مدحي و وصفي استاد بوده در حالي كه مولوي در سرودن اشعار عرفاني مهارت داشته است.كه اين موضوع نشان دهنده ي تفاوت دوران رودكي( سبك خراساني) با دوران مولوي(سبك عراقي) است.
در سبك خراساني غزل رواج نداشته است و شاعران اين سبك
علاقه اي به غزل نداشتند در صورتي كه شاعران سبك عراقي علاقه زيادي به قالب غزل داشتند.
لغات كه در سبك عراقي مورد استفاده قرار مي گرفت دوام بيشتري در طول زمان نسبت به كلمات مورد استفاده در سبك خراساني دارد..


تفاوت سبك عراقي و سبك خراساني در چيست ؟


سبک خراسانی از نظر تاریخی چند قرن قبل ار سبک عراقی است اگرچه نهایتا در نقطه ای به هم می رسند و از هم جدا می شوند - در سبک خراسانی شاعر بیشتر برونگرا و توصیف کننده است و زبان هم درشتی های خاص خودش را دارد اما در شعر عراقی دورنگرا و اهل تاملات عرفانی است و زبان شعر نسبت به سبک خراسانی نرم تر است

منابع:
1-سايت پرشين تولز«ادبيات«سبكهاي ادبي در شعر فارسي
2-سايت انجمن ادبي شفيق
3-سايت تاريخ ادبيات ايران و جهان
4-سايت ائينه هاي رو در رو
4-سايت تبيان

Hamid آفلاين است  
نوشته را پسندیده است :
قديمي 03-17-2008   #6 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Hamid's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سبک های ادبی در شعر فارسی

شعراي معروف هر دوره

1- شعراي معروف سبك خراساني: رودكي: شهيد بن حسين بلخي، ابوشكور بلخي، خسروي سرخسي، خسرواني ابوطاهر، ابوعبدالله ربنجي و لوالجي، لوكري، كسائي، دقيقي، فردوسي طوسي، عنصري بلخي، فرخي سيستاني، غضاير رازي، عسجدي، منوچهري، لامعي گرگاني، فخرالدين اسعد گرگاني، مسعود سعد سلمان لاهوري، سنائي غزنوي، امير معزي نيشابوري، ابوالفرج روني لاهوري، سوزني سمرقندي، قطران ارموي، و غيره...
شعراي موجد سبك بين بين: سيد حسن غزنوي، انوري ابيوردي، رشيد وطواط، عمادي شهرياري، خاقاني شيرواني، نظامي گنجوي، ظهيرفارياب، جمال الدين اصفهاني.


2- سبك عراقي: كمال الدين اسمعيل اصفهاني، مجيرالدين بيلقاني، رشيد الدين اخسيكتي، امامي هروي، همام تبريزي، سعدي شيرازي، مجدالدين بن همگر شيرازي، اوحدي مراغه اي، حافظ شيرازي، سلمان ساوجي، مكتبي شيرازي، عبدالرحمن جامي، هلالي جغتائي استرآبادي.
شعراي بين بين اينجا بسيارند از جمله: بابا فغاني شيراز، محتشم كاشاني.


3- سبك هندي: صائب تبريزي، زلالي خوانساري، علي نقي كمره اي، عرفي شيرازي، كليم كاشاني، فيض دكني، وحيد قزويني، بيدل، غني كشميري.

منابع و مراجعي كه تا الان استفاده شده :
*سبك شناسي زبان و شعر فارسي- ملك الشعراي بهار
*سايت انجمن ادبي شفيق
*سايت تاريخ ادبيات ايران و جهان
Hamid آفلاين است  
قديمي 03-17-2008   #7 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Hamid's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سبک های ادبی در شعر فارسی

پيش تر در مورد سبك هندي ؛ خراساني و عراقي صحبت شد . در ادامه بحث به معرفي سبك بازگشت ادبي مي پردازيم :

این شیوهء شعری اگرچه نخست، هدفش گریز از تقلید و تکرار مضامین کهن و در جستجوی مضامین ودرونمایه های تازه بود، بعد ها به علت مضمون بافی ها و تأکید بر پیچیدگی های لفظی و کنایی و تصویری و به کار بردن تشبیهات پر ابهام و بی مورد و تعقیدات نابه جا و نیز مبالغه در مضمون یابی های دور از ذهن ، تقریباً به سقوط شعر فارسی انجامید و اگر نبود وجود ابیات بسیار زیبا و پراکنده از برخی شاعران به ویژه صائب تبریزی و بیدل دهلوی ، چیز زیادی از شعر فارسی در این دورهء چند قرنی باقی نمی ماند


اما عامل مهم دیگری هم در این تغییرات در شعر فارسی نقش داشت و آن تغییر شرایط فکری و اجتماعی مردم ایران بود . به هر حال :

بر این مبنا بود که شاعران دوران زندیه و اوایل دوران قاجاریه به فکر بازگشت ادبی و رجوع به سرچشمهء زلال ِ شعر و زبان روشن و رسای فارسی افتادند و بازگشت به سبک های خراسانی ونیز سبک عراقی را که یاد آور دوران های طلایی شعر فارسی بود، سرلوحه کوشش ها و زبان ورزی های شاعرانه و زیباشناسانهء ادبی خود قرار دادند.


پس شعر دورهء بازگشت ،همانا بازگشت به شعر دوران گذشته و رجوع به دو سبک پیشین ِ خراسانی و عراقی بود.

شعر دری چون ملول گشت و تن آسان

آمد، از هند زی عراق و خراسان


روی سرایش ز سبک هندی برتافت

روح خراسانی و عراقی دریافت


ذوق و هنر را به روشنی و رسایی

کرد بدین «بازگشت» ، راهگشایی


ذهن و زبان را ز نهر گم شده ای خُرد

جانب رود بزرگ شعر دری برد


گرچه به مضمون و نکته از پی تقلید

رخ ننمود آستان شعر اساتید ،


لیک زبان زنده گشت و ناطقه آزاد

شاعر آینده را مجال سخن داد

از : م. سحر

این نهضت ادبی حاصل روزگاران آرام سلطنت کریمخان زند است ، چرا که در این دوران مراکز علمی و ادبی درنواحی مرکزی و جنوبی ایران رشد کرد . به خصوص در شیراز و اصفهان و کاشان.


نشاط اصفهانی انجمنی به نام انجمن نشاط دایر کرد . قصد پایه گذاران و پیروان ِ این جنبش احیای شعر فارسی و نجات آن از انحطاط و ابتذال سبک هندی بود.

در این مکتب ، ابهام و پیچیدگی رو به صراحت و سادگی آورد و استحکام و سلاست و فصاحت شعر سبک خراسانی و عراقی سرمشق کار شاعران قرار گرفت.


می توان گفت که از نظر صراحت در بیان و فصاحت کلام ، رودخانهء شعر فارسی ، از مسیری که با ورود به سبک هندی آغاز کرده بود به جریان اصلی خود یعنی به بستر شعر سبک خراسانی و عراقی بازگشت.

شعر از پیچیدگی و تعقید رها شد و آمادهء بیان مضامین ِ جدید گشت.


مضمون شاعران سبک بازگشت، همان مضامین قدیمی و تکراری بود و آثار این شاعران در بهترین و موفق ترین سروده ها هم با شعر دوران غزنوی یعنی با مدل های اصیل ِ خود برابری نمی کردند. شاعران حرفه ای و زبان آور این عصر همه از موقعیت رسمی دولتی و درباری برخوردار بودند. از این رو به مضامین اجتماعی و سیاسی نمی پرداختند .از تحولات اجتماعی و انقلابات دوران خود هیچ اطلاعی نداشتند و شعرشان گویای محیط و روزگارشان نبود.


اما در میان اینان دو استثناء هست که این دو استثناء را می توان به نوعی طلایه دار یا منادی ظهور شاعران مشروطیت به حساب آورد.


این دوتن عبارت بودند از

فتحعلی خان شیبانی و میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی.


در کنار این دو تن می توان از یغما جندقی هم نام برد که به خاطر هجویه ها و انتقادهایش ، به شیوهء خویش بر شاعران دورهء بعدی خود بی تأثیر نبوده است زیرا هجو نیز یکی از شعبات شعر بود که در آثار برخی از شاعران دوران مشروطیت (البته با هدف و در خدمت بیان نظریات و مجادلاتِ سیاسی برخی شاعران مورد استفاده قرار گرفت که در میان آنان به ویژه از عشقی می توان نام برد).


چنین بود که شاعران دوران مشروطیت از حاصل تجربیات شاعران دورهء بازگشت و نیز از زمینهء مناسبی که به کوشش شاعران این دوران در حوزهء زبان و شیوهء بیان شعر فراهم شده بود ، به نحو کامل و شاملی برخوردار گشتند.


منبع مورد استفاده از مقالات [07 Dec 2006] [ محمد جلالی چیمه (م . سحر)] می باشد
Hamid آفلاين است  
قديمي 03-17-2008   #8 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Hamid's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سبک های ادبی در شعر فارسی

ادامه سبک بازگشت ادبی

پیش تر گفته شد که در بازگشت ادبی " شعر از پیچیدگی و تعقید رها شد و آمادهء بیان مضامین ِ جدید گشت. " در دوران معاصر ما که آن را می توان ادامه سبک باز گشت ادبی نیز دانست تغییر و تحولات سریع فکری فرهنگی و اجتماعی بر شعر فارسی تاثیر فراوان داشت و تنوع انواع روش ها و اندیشه ها و نوع شعر در این دوران بسیار زیاد است بنا بر این مجبورم بیشتر شاعران این دوره را هم معرفی و آثاری از آنها نقل کنم. ادامه مطالب :


پیش از آن که افکار تجدد خواهانه و آزادی طلب بر علیه استبداد قاجاری و جامعهء قرون وسطایی ایران در شعر فارسی تبلور یابد، زمینه های فکری اندیشه های جدید که متأثر از انقلاب صنعتی و تحولات جامعهء اروپا و به خصوص انقلاب کبیر فرانسه بود ، ابتدا به وسیلهء نویسندگان و متفکران و روشنفکرانی چون میرزا فتحعلی آخوندزاده، میرزا ملکم خان ، جلال الدین میرزا قاجار، میرزا یوسف مستشار الدوله ، میرزا جعفر قراچه داغی، طالبوف تبریزی، زین العابدین مراغه ای، میرزا آقاخان کرمانی ، میر زا آقا تبریزی و دیگران ـ که افکار خود را در رسالات و مقالات متعدد و به شکل های گوناگون عرضه می کردند ـ به وجود آمد.


در این میان کسانی همچون میرزا فتحعلی آخوندزاده ، میرزا آقاخان کرمانی و زین العابدین مراغه ای (در سیاحتنامهء ابراهیم بیک ) خود به نقد ِ ادبیات گذشته پرداختند و برای نخستین بار بر ضرورت رئالیسم ِ اجتماعی در ادبیات و دید و نگاه انتقادی از اوضاع نابسامان جامعه و به طور خلاصه به نقش روشنگر و آگاهی دهندهء شعر به عنوان یک رسانهء بسیار مهم فرهنگی و هنری تأکید ورزیدند.


خودِ میرزا فتحعلی آخوند زاده با نوشتن نمایشنامه ها و میرزا آقاخان کرمانی با سرودن شعرهای اجتماعی و سیاسی نمونه هایی از «ژانر» های ادبی مثل نمایشنامه و انواع شعر که از نظر مضمون در ایران سابقه ای نداشت ، نمونه هایی به دست دادند.


این نویسندگان و روشنفکران که درواقع پیام آوران و بشارت دهندگان دنیای جدید و منادیان افول استبداد و خود رأیی دنیای کهن بودند ، با طرح چشم اندازهای جدید ِ اندیشگی و بر بنیادِ آرمانشهر متکی بر قانون و آزادی و حاکمیت ملی ، درواقع ، آبشخور فکری و فرهنگی و زیباشناسی و سرچشمهء ایدآل های شعر مشروطه را در ایران فراهم کردند.


بر این زمینه بود که شعر مشروطه و کمابیش شاعران این دوره بر سه عنصر قانون و آزادی و حاکمیت ملی تأکید می ورزیدند و ستایشگر آن بودند.

که همراه با انتشار و طرح نظریات متفکران و منتقدانی همچون میرزا آقاخان و آخوند زاده و رواج بیانیه ها و بحث های ادبی و نیز وجود بعضی از شعرهای فتحعلی خان شیبانی و قائم مقام فراهانی زمینهء ظهور شاعرانی چون ادیب الممالک فراهانی، علی اکبر دهخدا ، محمد تقی بهار ، ایرج میرزا ، سید اشرف گیلانی ، عارف قزوینی ، فرخی یزدی ، ابوالقاسم لاهوتی ، میرزادهء عشقی و سرانجام علی اسفندیاری ـ یعنی نیما یوشیج ...


منبع مورد استفاده : از مقالات محمد جلالی چیمه (م . سحر)
Hamid آفلاين است  
قديمي 03-17-2008   #9 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Hamid's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سبک های ادبی در شعر فارسی

درباره سبک شناسی ...(علمی جدید)

سبک‌شناسى علمى است که در نتيجهٔ ترقى زبان فارسى و
توجه دولت و مردم به نشر و ترويج اين زبان
در اين چند سال آخر موجود گرديد و
نمونه‌هاى کوچکى از آن در حواشى و
مقدمهٔ کتب مطبوعه که به‌وسيلهٔ
فضلاى متبحّر به‌طرز جديد با تحقيقات علمى تصحيح شده است
گاه به گاه ديده مى‌شد.
اين علم گذشته از آشنا کردن طلّاب ادب با کتب قديم
و جديد، و شناساندن نويسندگان و استادان نثر فارسي،
و تاريخ کتاب‌ها، و شرح حال مؤلفان هر کتاب،
که خود علمى است مستقل، فوايد ديگرى
نيز دربر دارد از قبيل مأنوس شدن با تاريخ قديم ايران و تمدن آداب باستان،
و فهرست زبان‌ها و خطوط و لهجه‌هاى کهن،
و به‌دست آوردن رشتهٔ ارتباط بين امروز و ديروز.
Hamid آفلاين است  
قديمي 03-17-2008   #10 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Hamid's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سبک های ادبی در شعر فارسی

مقایسه سبک خراسانی و عراقی



در سبك خراساني لغات و اصطلاحات عربي به كار نرفته است در صورتي كه در سبك عراقي از كلمات و اصطلا حات عربي زياد استفاده شده است.

در سبك خراساني تشبيه و استعاره و كنايه جايي نداشت اما سبك عراقي سرشار از تشبيه و استعاره و كنايه است. در سبك

خراساني تعصب ديني به چشم نمي خورد اما در سبك عراقي نكات و اصطلاحات مذهبي در شعر وارد شده است. اين موارد نشان

دهنده ي تفاوت اين دو سبك شعري و طرز تفكرو نگرش شاعران اين دو سبك است و اينكه در هر دوره خصوصيات شعري با توجه به

شرايط آن زمان تغيير تغيير مي كند.



براي مثال رودكي در سرودن قصيده هاي مدحي و وصفي استاد بوده در حالي كه مولوي در سرودن اشعار عرفاني مهارت داشته است.كه اين موضوع نشان دهنده ي تفاوت دوران رودكي( سبك خراساني) با دوران مولوي(سبك عراقي) است.
در سبك خراساني غزل رواج نداشته است و شاعران اين سبك
علاقه اي به غزل نداشتند در صورتي كه شاعران سبك عراقي علاقه زيادي به قالب غزل داشتند.



لغات كه در سبك عراقي مورد استفاده قرار مي گرفت دوام بيشتري در طول زمان نسبت به كلمات مورد استفاده در سبك خراساني دارد.
Hamid آفلاين است  
نوشته را پسندیده است :
قديمي 03-17-2008   #11 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Hamid's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سبک های ادبی در شعر فارسی

سبك خراساني سبكي است

كه از سرآغاز ادب فارسي تا قرن هاي پنجم و ششم ادامه داشته است
و بزرگاني چون رودكي ، فردوسي ، عنصري و ناصر خسرو در محمل اين سبك پاي گذاردند
از خصوصيات مهم سبك خراساني,
در مقايسه با سبك عراقي ودورانهاي ديگر,
خردگرايي شاعران و سخنوران اين دوران است.

زبان فارسي در اين دوره زبان مادري گويندگان است يعني گويندگان اين دوره برخلاف دوره هاي زبان فارسي را از روي آثار ادبي پيش از خود نمي آموختند ،از اين رو زبان ايشان طبيعي و روان است و در آن تعقيد و ابهام نيست.

اما اگر امروزه براي ما برخي از لغات آن مهجور و دشوار مي نمايد ، به سبب آن است كه خراسان بزرگ منطقه ي بسيار وسيعي بود و لهجه هاي مختلفي چون سغدي و خوارزمي در آن رايج بود . همين امر باعث شده است كه در شعر اين دوره نام شهر هاي قديم خراسان بزرگ و نواحي همجوار آن آمده باشد: خلخ،چگل،نوشاد،قيروان ، ختا،ختن و...

شعر اين دوره مشتمل بر مجمو عه اي از لغات است كه بسامد آن در دوره هاي بعد كم مي شود و يا يكسره از بين مي روند : سعتري ، عرعر، فرخار ، ساتگين ، چرخشت و... كه احصاء آنها مشكل است و احتياج به مطالعات آماري و كامپيوتري است و بايد ديوان تك تك شاعران مورد مطالعه قرار گيرد.

برخي از لغات پر استعمال سبك خراساني از نظر فكري هم جالبند. يكي از آن ها واژه ي ( آز) به معني طمع و فزون خواهي است كه غالبا ‏‏‏جاندار انگاشته شده است. دليل آن اين است كه آز در اساطير ايراني نام ديوي است ، ديوي كه همه چيز را فرو مي بلعد و اگر چيزي نصيبش نشود خود را بخورد.

فردوسي در مورد آز مي گويد:

سوي آز منگر كه او دشمن است دلش برده ي جان آهر من است
شعر اين دوره شعري شاد و پر نشاط است و روحيه تساهل و خوشباشي را تبليغ مي كند و از محيط هاي اشرافي و گردش و تفريح و بزم سخن مي گويد.

اشعار دوره ي سامانيان و غزنويان نمونه ي اين سبك است. در آغاز اين دوره تشبيه و استعاره و كنايه را در نظم و نثر راه نبود ولي بعد ها بخصوص منوچهري دامغاني اين نوع معاني را در اشعار خود آورده است. تعصب ديني در سبك خراساني به چشم نمي خورد و لغات و اصطلاحات عربي در اين دوره به كار نرفته است.

در شعر اين دوره معشوق مقام والايي ندارد و حتي گاهي مقام او پست است.

ناصر خسرو در اين مورد مي گويد:

گسستم ز دنياي جا في امل
ترا باد بند و گشاد و عمل
غزال و غزل هر دوان مر ترا
نجويم غزال و نگويم غزل

در اشعار سبك خراساني اشاره به معارف اسلامي و حديث و قرآن در آن كم است و آن چه هست عميق نيست.

به استفاده هايي كه فرخي از برخي از لغات اسلامي كرده است اوج كنيد:

ياد با آن شب كان شمسه ي خوبان طراز
داشت بيدار مرا تا به گه بانگ نماز

چنان كه ملاحظه مي شود شاعر از همه چيز به عنوان ماده خامي از جهت مدح معشوق سود مي برد.
قالب شعري مسلط در اين دوره قصيده است. قصايد كامل با تشبيب و مدح و شرطه و دعاي تابيد از زمان رودكي مرسوم شد.


غزل در اين دوره خيلي كم است اما رباعي و مثنوي رايج است. مسمط و ترجيح بند هم ديده مي شود.
ابو شكور بلخي، كسايي مروزي، رودكي، عنصري، فردوسي ، امير معزي فرخي ، منوچهري و انوري از پيروان و سرايندگان اين سبك بوده اند.
Hamid آفلاين است  
نوشته را پسندیده است :
قديمي 03-17-2008   #12 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Hamid's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سبک های ادبی در شعر فارسی

ادامه سبک بازگشت ادبی

آوردن ِ مضامین اجتماعی و سیاسی را ـ چنان که گفتیم ـ اندکی پیش تراز دیگران ، مصلح مقتول و ایرانمدار بزرگ ، شاعر و نویسندهء استاد دوران محمد شاه قاجار، میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی و شاعر توانای دیگری به نام فتح الله خان شیبانی تا اندازه ای آغاز کرده بودند.

شاعران بعدی همچون ایرج میرزا ، بهار ، فرخی و عارف هم همان شکل و فرم شعر کلاسیک را درخدمت بیان ِ مضامین جدید خود قرار دادند. در واقع شاعران دوران جدید در اواخر عصر قاجاریه از نظر فرم و زبان شعری و سبک سخن ، میراث داران بلافصل شاعران پیش از خود بودند . و دست در دست شاعرانی داشتند که طی یک دوران صدساله ، سنت شعر کلاسیک فارسی را در دو مکتب خراسانی و عراقی احیا کرده و نام« مکتب بازگشت» بر آن نهاده بودند .
و همین سنت زبانی و ادبی بود که شاعران مشروطیت از آن برخوردار و بهرمند شدند.


در این میان علی اکبر دهخدا ، روزنامه نویس و طنزپرداز مبارز و بزرگ کوشش های تازه ای ارائه داد و در دو جهت :

ــ نخست شعر های هجایی که مضمون آنها نمونهء کامل رئالیسم اجتماعی بود ، اما فُرمی کاملاً تازه داشت که یاد آور شعر ها و متل های عامیانه بود. ( در روزنامهء صور اسرافیل)

(همینجا باید گفت که دهخدا معاصر و دوست و همفکر و همکار شاعر بزرگ ایرانی دیگری ست که در قفقاز به زبان ترکی آذری می نویسد و شعر و روزنامه نگاری را در خدمت مبارزه با تحجرّ مذهبی و استبداد سیاسی قرار داده است.


این شاعر و نویسنده میرزا علی اکبر خان طاهر زاده صابر است که به نام هپ هپ می سرود و دیوان او به هُپ هُپ نامه مشهور است.

علی اکبرخان صابر ــ به موازات و در ارتباط با دهخدا ـ که با میرزا جهانگیر خان صور اسرافیل نشریهء "صور اسرافیل را منتشر می کردــ اشعار خود را در نشریهء انتقادی و طنز آمیزی به نام "ملا نصرالدین " به چاپ می رسانید که جلیل محمد قلی زاده مدیر آن بود و به زبان ترکی آذری در قفقاز منتشر می شد.


شعرهای صابر سرشار از انتقادهای تند اجتماعی و سیاسی و فرهنگی است و لبهء تیز حملهء او متوجه تحجّر و قشریت مذهبی و سلطهء مخرب و ویران ساز سنت های اسارتگر دینی و زعامت جهالت پرور ملاهاست.

البته استبداد سیاه خاندان های حکومتگر و فساد و زورگویی ایادی دربار سلطنت مطلقهء قرون وسطایی و ستمگران نظام ارباب و رعیتی هم از نیشتر طعن و وملامت او بی نصیب نمی مانند.


اشعار صابر به زبانی ساده و قابل درک و دریافت برای عامهء مردم سروده شده و بنیاد مهم ترین مضامین شعر او مبتنی بر رئالیسم اجتماعی است.

از نظر فرم ، شعر میرزا علی اکبرخان صابر به ترجیع بند هاو مستزاد ها و ترکیب بندهای شعر کلاسیک فارسی شبیه است در بسیاری موارد یادآور شعرهای هجایی و متل های عامیانه و شعر های فولکلوریک فارسی ست.

علی اکبر دهخدا در شعر هایی که به اوزان هجایی سروده و نیز در ترکیب بندهایی که در کنار مقالاتِ طنز آمیز خود در نشریهء "صور اسرافیل" منتشر کرده ، نظری به این شعرهای "هُپ هُپ" دارد و متقابلاً میرزا علی اکبر صابر [ترکی نویس قفقاز] ، خود از علی اکبر دهخدا [فارسی نویس ] متأثر است. به خصوص به لحاظ فکری ، دهخدا تأثیر فراوانی بر هم روزگاران خود و از آن جمله میرزا علی اکبر صابر گذاشته است.)


در آثار دهخدا یک استثناء بسیار مهم هست که زنگ و رنگ شعر سبک خراسانی وزبانی بسیار فصیح و محکم دارد و در عین حال از مضمون و نگاهی نو برخوردار است . این شعر بسیار مهم که با نام « یادآر زشمع مرده یادآر»انتشار یافت ، نزد بسیاری از اهل ادب ، طلیعهء شعر جدید پیش از نیما شمرده شده واززمینه سازان شعر سیاسی و اجتماعی فارسی در محسوب است و از این جهت ، به سهم خود در هموار کردن راه شعر فارسی جدید و فراهم ساختن زمینهء مساعد درجهت بیان مضامین اجتماعی و سیاسی نو نقش بسیار مؤثری داشته است.

منبع : مقالات محمد جلالی چیمه (م . سحر) است



متشکرم از حوصله ای که برای خوندن مطالب به خرج دادید..
Hamid آفلاين است  
2 نفر نوشته را پسندیده اند
گفتگو قفل شد

برچسب ها
فارسی, ادبی, سبک, شعر

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 08:46 AM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.