|
|
|
|||||||
عضویت در هم میهن
|
شبکه اجتماعی
|
پخش زنده |
میکروبلاگ |
کاربران آنلاین |
گروه ها |
|
|
![]() |
|
|
LinkBack | ابزارهاي موضوع | نحوه نمايش |
|
|
#1 (لینک نوشته) |
|
♕ ![]() |
طبقه بندي اوليه شامل 7 دسته بود که هر کدام بخش هاي متفاوتي از هوش را شامل مي شد: هوش و دانش زبانشناختي: مهارت کار کردن با زبان و کلمات. گاهاً مي بينيم که بعضي قادر به تکلم به چندين زبان مختلف هستند، در حاليکه بعضي در يادگيري يکي هم درمانده اند. هوش منطقي و رياضي: حل مشکلات به طريقي کاملاً منطقي. نوعي از هوش که بيشتر شامل کتابخوانان است. هوش موسيقي: قابليت فکر کردن در قالب نُت هاي موسيقي و ريتم. چه در نواختن و چه در آهنگ سازي. هوش فضايي: حل مشکلات به صورت بصري، در مغز فرد. جهت يابي و ناوبري از مهمترين آنهاست ولي توانايي در هنر، مجسمه سازي و طراحي نيز از اين دسته اند. هوش جنبش فيزيکي: داشتن توانايي در حرکت عضلات و ساير حرکات ورزشي. هوش ميان فردي: توانايي شناخت احساسات، حالات و عواطف ديگران. مهارت هاي اجتماعي. هوش درون فردي: اطلاع از خودمان، احساسات و افکار خودمان. نکاتي که بايد به خاطر داشته باشيد يکي از اصلي ترين قانون هاي تعيين هوش افراد اين است که هيچ گاه فکر نکنيم آموزش و تحصيلات با هوش و قوه ي ادراک يکسان است. حتماً بايد تا به حال برخورد کرده باشيد که هر فردي با مدرک تحصيلي از بهترين دانشگاه دنيا، فرد باهوشي نيست، و هر فردي هم که نتوانسته حتي تحصيلات دبيرستاني را به پايان برساند خنگ و کم هوش نمي باشد. همانور که نظريه ي چند-هوشي نشان مي دهد، هر فردي قابليت هاي مختلف دارد و همه يکسان نيستند. به عنوان يک قانون کلي، باهوش ترين افراد جامعه ي ما تنها افرادي هستند که از ناچيز بودن اطلاعات و آگاهي هايشان مطلعند. هيچوقت به کسي اينقدر اطمينان نکنيد که بگوييد او پاسخ هر سوالي را مي داند و فکر مي کند که هر مبحثي را مي توان با تئوري خوب ضد بد حل کرد. هوش، قوه ي درک اين مسئله است که هر مشکلي ميتواند راه حل هاي مختلف داشته باشد، حتي اگر ما يکي را بر راه حل هاي ديگر ترجيح دهيم. برخلاف آنچه ممکن است فکر کنيد، پذيرفتن اينکه چيزي را نمي دانيد، يکي از علائم باهوشي شما است به جاي اينکه تظاهر کنيد که از آن آگاهي داريد. چون اگر کار را اشتباه انجام دهيد، و ديگران اين موضوع را بفهمند، از حيوان هم احمق تر جلوه خواهيد کرد. چه بايد کرد... هيچ راه مطمئن و کاملي براي تعيين هوش افراد نيست و نخواهد بود. اما نشانه ها و علائم زيادي هست که با دنبال کردن آنها مي توانيد نتيجه گيري کلي داشته باشيد. اما بايد سوالات درست و به درد بخور از فرد بپرسيد. در اينجا به مواردي اشاره ميکنيم، آنها را به خاطر بسپاريد. سوالات کلي بپرسيد، نه سوالات مخصوص و ويژه همه ي افراد با درصد هوش متوسط مي توانند اصول علمي و اعداد و مسائلي از اين قبيل را به خاطر بسپارند. سوالات انتزاعي و خيالي دشوارتر هستند. به دنبال پاسخ هاي صحيح و عقلاني باشيد آيا به نظر مي رود که فرد مشغول تکرار آن چيزي است که در روزنامه مطالعه کرده است؟ يا خود واقعاً در مورد اين مسائل فکر کرده است؟ به کلمات قلمبه سلمبه اي که بي جا به نظر مي رسند و اشتباهاً استفاده مي شوند دقت داشته باشيد بعضي افراد عادت دارند که با استفاده از کلماتي که به ظاهر گيرا و پرابهت هستند خود را بزرگ کنند. اگر استفاده از کلماتشان نابه جا بود، يادداشت برداريد. دنبال کلمات کليدي باشيد به طور مثال استفاده از کلمه ي "پيش گستر" اشاره به اين دارد که فرد از جملات کليشه اي استفاده مي کند. دنبال عبارات و جملات کليشه اي باشيد استفاده ي زياد از جملات کليشه اي نشانه ي بدي است، اما استفاده از همين کليشه ها به طرزي نادرست موضوع را بدتر هم مي کند. سوالاتي بپرسيد که خودتان جوابش را مي دانيد اگر سوال را درست جواب دهند يا اينکه بگويند نمي دانند خوب است. اما اگر سعي در سفسطه کردن کنند، حواستان باشد. حضور ذهن و قدرت استدلالش را محک بزنيد فقط حافظه ي او را آزمايش نکنيد، کمي هم قدرت تعقل آنها را محک بزنيد و ببينيد که آيا مي توانند بعضي از سوال ها را با استدلالات منطقي جواب بدهند. نظر او را در مورد چيزي بپرسيد ببينيد مي توانند در مورد موضوعات مختلف نظر خود را ابراز کنند يا اينکه فقط قادر به حفظ يکسري اصول علمي هستند. مهارت هاي اجتماعي او را بررسي کنيد. ببينيد در برخورد با ديگران چطور رفتار مي کنند. طريقه ي صحبت کردن او را بسنجيد بيان واضح و کامل موضوعات بسيار بهتر از استفاده از کلمات پيچيده و قلمبه سلمبه اي است که خود فرد هم شايد معنايش را به درستي نداند. "هر فردي که مبحثي را با توجه به منابع و مراجع ديگر بررسي مي کند، از هوش خود استفاده نکرده است، فقط از حافظه اش استفاده مي کند." -لئوناردو داوينچي- از هوشتان درست استفاده کنيد. تجربه هاي زيادي نشان داده است که افرادي که در ابتدا کودن و احمق جلوه ميکردند، نابغه و افرادي بسيار باهوش بوده اند. به همين دليل است که اين مسائل هيچگاه نبايد از روي ظاهر نتيجه گيري شوند. درست است که هوش به طور کلي چيز خوبي است، اما در کنار ويژگي هاي خوب اخلاقي فرد است که زيباتر مي شود. باهوش بودن يک چيز است، اما دانستن اينکه چطور از اين هوش استفاده کنيد بسيار مهمتر است. افرادي که موفق مي شوند، لزوماً هميشه افراد باهوشي نيستند. آنها فقط مي دانند که چطور از هوششان استفاده کنند. |
|
|
|
| نوشته را پسندیده است : |
|
|
#2 (لینک نوشته) |
|
شهروند هم میهن ![]() |
هوش های چند گانه گاردنر
هوارد گاردنرمتولد 1943 پنسيلوانيا است. والدينش چون يهودي بودند؛در سال 1938 از هامبورگ به آمريکا مهاجرت کردند.او به دانشگاه هاروارد رفت در رشته حقوق تحصيل کند ، اما خوشبختانه اريک اريکسون معلم او شد و وي را به روانشناسي و علوم اجتماعي علاقه مند کرد و به قول خود گاردنر بر پاي تحقيقات او مهر تاييدزد. وي از جروم برونر و ديويد رايزمن نيز تأثير پذيرفت. در سال 1965 با عنوان دانشجوي ممتاز فارغ التحصيل شد. در 1971 PhD خود را گرفت و با ديويد پرکينز در پروژه زيرو همکار شد و در ضمن به کرسي استادي آموزش در هاروارد رسيد. از مهمترين کارهاي او مي توان به چارچوب هاي ذهن و نظريه هوشهاي چندگانهاشاره کرد. در حوزه روان شناسي و علوم رفتاري معمولا باور بر اين است که هوش موجوديتي منفرد است که به ارث مي رسد و انسانها مانند لوح سفيدي هستند که هر چيزي را در صورتي که به شيوه اي مناسب ارائه شود، مي توان به آنها آموزش داد. تحقيقات اخير نشان مي دهد که عکس اين مسأله صادق است و هوش هاي چندگانه وجود دارد که کاملا از يکديگر مستقل هستند. گاردنر هوش را "ظرفيتي براي حل مسائل يا تطبيق ساخته ها متناسب با مجموعه فرهنگي " مي داند. گاردنر هفت هوش معرفي مي کند، دو تاي اول در مدرسه به دست مي آيد. سه تاي بعدي مربوط به هنر است و دو تاي پاياني شخصي. در کتاب چارچوب هاي ذهن گاردنر با هوش هاي شخصي به عنوان يک کل برخورد مي کند؛ چرا که بسيار به هم نزديکند و هماهنگ عمل مي کنند. افراد ترکيب يگانه اي از هوش ها دارند و اين هوش ها بدون جهت گيري اخلاقي است و مي تواند براي مقاصد خوب يا بد بکار آيد. نظريه گاردنر در روان شناسي جايگاه معتبري به دست نياورده است ولي به شدت مورد توجه معلمان قرار گرفته است. در اصل اين تئوري، هفت روش تدريس به جاي يکي را امکان پذير مي کند؛ يعني مي توان ذهن را در زمينه اي که آماده است، تحريک کرد و با شيوه اي که مورد علاقه دانش آموز است پيش رفت. توصيه هاي گاردنر: "معلمان بايد توجه خود را به همه هوش ها معطوف کنند." با توجه به نظرات هوارد گارنر ،هوشهاي چندگانه هفت راه مختلف براي نشان دادن قابليت فکري هستند. انواع هوش چندگانه کدامند؟ هوش ديداري / فضايي اين نوع هوش توانايي درک پديده هاي بصري است. يادگيرنده هاي داراي اين نوع هوش ، گرايش دارند که با تصاوير فکر کنند و براي به دست آوردن اطلاعات نياز دارند يک تصوير ذهني واضح ايجاد کنند. آنها از نگاه کردن به نقشه ها، نمودارها، تصاوير، ويديو و فيلم خوششان مي آيد. مهارت هاي آنها شامل موارد زير است: ساختن پازل، خواندن، نوشتن، درک نمودارها و شکل ها، حس جهت شناسي خوب، طراحي، نقاشي، ساختن استعاره ها و تمثيل هاي تصويري (احتمالا از طريق هنرهاي تجسمي)،دستکاري کردن تصاوير، ساختن، تعمير کردن و طراحي وسايل عملي، تفسير تصاوير ديداري. شغل هاي مناسب براي آنها عبارتند از: دريانورد،مجسمه ساز، هنرمند تجسمي، مخترع، کاشف، معمار، طراح داخلي، مکانيک، مهندس هوش کلامي/ زباني اين نوع هوش يعني توانايي استفاده از کلمات و زبان. اين يادگيرنده ها مهارت هاي شنيداري تکامل يافته اي دارند و معمولا سخنوران برجسته اي هستند. آنها به جاي تصاوير، با کلمات فکر مي کنند. مهارت هاي آنها شامل موارد زير مي شود: گوش دادن، حرف زدن، قصه گويي، توضيح دادن، تدريس، استفاده از طنز، درک قالب و معني کلمه ها، يادآوري اطلاعات، قانع کردن ديگران به پذيرفتن نقطه نظر آنها، تحليل کاربرد زبان شغل هاي مناسب براي آنها عبارتند از: شاعر، روزنامه نگار، نويسنده، معلم، وکيل، سياستمدار، مترجم هوش منطقي / رياضي هوش منطقي / رياضي يعني توانايي استفاده از استدلال، منطق و اعداد. اين يادگيرنده ها به صورت مفهومي با استفاده از الگوهاي عددي و منطقي فکر مي کنند و از اين طريق بين اطلاعات مختلف رابطه برقرار مي کنند. آنهاا همواره در مورد دنياي اطرافشان کنجکاوند، سوال هاي زيادي مي پرسند و دوست دارند آزمايش کنند. مهارت هاي آنها شامل اين موارد مي شود: مسئله حل کردن، تقسيم بندي و طبقه بندي اطلاعات، کار کردن با مفاهيم انتزاعي براي درک رابطه شان با يکديگر، به کاربرددن زنجيره طولاني از استدلالها براي پيشرفت، انجام آزمايش هاي کنترل شده، سوال وکنجکاوي در پديده هاي طبيعي، انجام محاسبات پيچيده رياضي، کار کردن با شکل هاي هندسي رشته هاي شغلي مورد علاقه آنها عبارتند از : دانشمند، مهندس، برنامه نويس کامپيوتر، پژوهشگر، حسابدار، رياضي دان هوش بدني/جنبشي اين هوش يعني توانايي کنترل ماهرانه حرکات بدن و استفاده از اشيا. اين يادگيرنده ها خودشان را از طريق حرکت بيان مي کنند. آنها درک خوبي از حس تعادل و هماهنگي دست و چشم دارند (به عنوان مثال در بازي با توپ، يا استفاده از تيرهاي تعادل مهارت دارند)انها از طريق تعامل با فضاي اطرافشان قادر به يادآوري و فرآوري اطلاعات هستند. مهارت هاي آنها شامل اين موارد مي شود: رقص، هماهنگي بدني، ورزش، استفاده از زبان بدن، صنايع دستي، هنرپيشگي، تقليد حرکات، استفاده از دست هايشان براي ساختن يا خلق کردن، ابراز احساسات از طريق بدن شغل هاي مورد علاقه آنها عبارتند از : ورزشکار، معلم تربيت بدني، رقصنده، هنرپيشه، آتش نشان، صنعتگر هوش موسيقي / ريتميک اين نوع هوش يعني توانايي توليد و درک موسيقي. اين يادگيرنده هاي متمايل به موسيقي با استفاده از صداها، ريتم ها و الگوهاي موسيقي فکر مي کنند. آنها بلافاصله چه با تعريف و چه با انتقاد، به موسيقي عکس العمل نشان مي دهند. خيلي از اين يادگيرنده ها بسيار به صداهاي محيطي (مانند صداي زنگ، صداي جيرجيرک و چکه کردن شيرهاي آب) حساس هستند. مهارت هاي آنها شامل موارد زير مي شود: آواز خواندن ، سوت زدن، نواختن آلات موسيقي، تشخيص الگوهاي آهنگين، آهنگ سازي، به ياد آوردن ملودي ها، درک ساختار و ريتم موسيقي شغل هاي مناسب براي آنها عبارتند از : موسيقي دان، خواننده، آهنگساز هوش درون فردي يعني توانايي ارتباط برقرار کردن و فهم ديگران. اين يادگيرنده ها سعي مي کنند چيزها را از نقطه نظر آدم هاي ديگر ببينند تا بفهمند آنها چگونه مي انديشند و احساس مي کنند. آنها معمولا توانايي خارق العا د ه اي در درک احساسات، مقاصد و انگيزه ها دارند. آنها سازمان دهند ه هاس خيلي خوبي هستند، هرچند بعضي وقت ها به دخالت متوسل مي شوند. آنها معمولا سعي مي کنند که در گروه آرامش را برقرار کنند و همکاري را تشويق کنند. آنها هم از مهارت هاي کلامي (مانند حرف زدن) و هم مهارت هاي غيرکلامي (مانند تماس چشمي، زبان بدن) استفاده مي کنند تا کانال هاي ارتباطي با ديگران برقرار کنند. مهارت هاي آنها شامل موارد زير مي شود: ديدن مسائل از نقطه نظر ديگران (نقطه نظر دوگانه)، گوش کردن، همدلي، درک خلق و احساسات ديگران، مشورت، همکاري با گروه، توجه به خلق و خو ، انگيزه ها و نيت هاي مردم، رابطه برقرار کردن چه از طريق کلامي چه غير کلامي، اعتماد سازي، حل و فصل آرام درگيري ها، برقراري روابط مثبت با ديگر مردم شغل هاي مناسب براي آنها عبارتند از : مشاور، فروشنده، سياست مدار، تاجر هوش برون فردي (فرا فردي) اين هوش يعني توانايي درک خود و آگاه بودن از حالت دروني خود. اين يادگيرنده ها سعي مي کنند احساسات دروني، روياها، روابط با ديگران و نقاط ضعف و قوت خود را درک کنند. مهارت هاي آنها شامل موارد زير مي شود: تشخيص نقاط ضعف و قوت خود، درک و بررسي خود، آگاهي از احساسات دروني، تمايلات و روياها،ارزيابي الگوهاي فکري خود، باخود استدلال و فکر کردن ، درک نقش خود در روابط با ديگران
__________________
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
ز هرچه بار تعلق پذیرد آزاد است |
|
|
|
|
|
#3 (لینک نوشته) |
|
مـدیر ارشـد هـم میـهن ![]() |
جالب بود.
كاش يه نظر سنجي با انتخاب چندگانه رو ميذاشتيد تا دوستان انتخاب كنند كه كدوم يكي از اين انواع هوش رو در خودشون حس ميكنند. |
|
|
|
| نوشته را پسندیده است : |
|
|
#4 (لینک نوشته) |
|
شهروند هم میهن ![]() |
|
|
|
|
|
|
#5 (لینک نوشته) |
|
هم میهن دوست ![]() |
من يه بار توي يه مجله روانشناسي تستي رو انجام دادم كه نتيجه اش شد اين بخش از مطلب شما
هوش منطقي / رياضي هوش منطقي / رياضي يعني توانايي استفاده از استدلال، منطق و اعداد. اين يادگيرنده ها به صورت مفهومي با استفاده از الگوهاي عددي و منطقي فکر مي کنند و از اين طريق بين اطلاعات مختلف رابطه برقرار مي کنند. آنهاا همواره در مورد دنياي اطرافشان کنجکاوند، سوال هاي زيادي مي پرسند و دوست دارند آزمايش کنند. مهارت هاي آنها شامل اين موارد مي شود: مسئله حل کردن، تقسيم بندي و طبقه بندي اطلاعات، کار کردن با مفاهيم انتزاعي براي درک رابطه شان با يکديگر، به کاربرددن زنجيره طولاني از استدلالها براي پيشرفت، انجام آزمايش هاي کنترل شده، سوال وکنجکاوي در پديده هاي طبيعي، انجام محاسبات پيچيده رياضي، کار کردن با شکل هاي هندسي رشته هاي شغلي مورد علاقه آنها عبارتند از : دانشمند، مهندس، برنامه نويس کامپيوتر، پژوهشگر، حسابدار، رياضي دان به نظرم اگر يه تست هم براش ميذاشتين كامل تر مي شد .. بازم ممنون
__________________
من در اين هستي بيكران نشانه اي يافتم كه مرا به خدا راهنمون شد ، اميدي نيست كه عقل به كنه او با بحث و تحليل برسد، زيرا او از همه ي انها بزرگتر است و احاطه بدان ممكن نيست!
![]() ابوذر |
|
|
|
|
|
#6 (لینک نوشته) | |||
|
شهروند هم میهن ![]() |
![]() به نظر من آدمها از همه ی این انواع هوش بهره مندند فقط درصد و دوز متفاوتی متناسب با آفرینش متنوع انسان ها در افراد دیده میشه . |
|||
|
|
|
|
|
#7 (لینک نوشته) |
|
شهروند هم میهن ![]() |
تاثير هوش هیجانی(هوش عاطفی) بر موفقيت انسان
مقدمه : شاید تا کنون در مورد هوش عقلانی بسیار شنیده باشید و درمورد مزایای آن زیاد گفته باشند. ولی در این یادداشت قصد داریم به هوش عاطفی بپردازیم . اصطلاحی که احتمالا کمتر توضیح داده شده است و از طرفی اثرات آن بر سعادت و خوشبختی انسان شگفت انگیز است. هوش عاطفی همچنین نقش موثری در آرامش انسان دارد. در واقع این هوش عاطفی است که می تواند هوش عقلانی را بکار گیرد و در جهت مقصودش به پیش ببرد. شاید تا کنون افراد باهوش زیادی را دیده باشید که نه در شغل و کارشان و نه در روابط خانوادگی و روابط بین فردی اشان و نه در تفریح و عشق ورزیدنشان و ... موفقیتی حاصل نکرده اند. و کسانی را هم می شناسیم که علیرغم اینکه از هوش سرشاری برخوردار نیستند زندگی آرام و موفقی داشته اند و حتی به سطوح بالای موقعیت ها اجتماعی دست یافته اند. ( داستان مسابقه خرگوش و لاک پشت ) هوش عاطفی مجموعه ای از مهارتها و شاخصهایی است که در زیر توضیح داده می شود: 1 – شناخت احساس خود : فرد باید قادر به شناخت و پیش بینی احساسات خود در موقعیت های مختلف باشد . شاید این جمله بدیهی به نظر برسد ولی باید روی آن بیشتر تامل کنیم . اشخاص زیادی هستند که یا از احساسات مختلف خود آگاهی ندارند . یا ریشه آنها را نمی فهمند. به مثالهای زیر توجه فرمائید : - نمی دانم چرا از فلانی بدم می آید. - نمی دانم چرا علیرغم اینکه خواهان موفقیت در کنکور هستم ولی هنگام مطالعه بی انگیزه هستم. - نمی دانم چرا احساس پوچی و کلافگی می کنم. 2 – کنترل احساس خود : شناختن احساس هایی چون تنفر ، عصبانیت ، افسردگی ، اضطراب ، غم و .... هزاران احساس دیگر به تنهائی کافی نیست ، بلکه باید آنها را تحت کنترل بگیریم . راننده خوب نه تنها جای ترمز ماشین را می شناسد ، بلکه به هنگام لزوم آن را در اختیار می گیرد و بر آن مسلط است. 3 – بر انگیختن و به هیجان آوردن خود : افرادی که هوش عاطفی بالا دارند ، با اندیشیدن به عواقب احتمالی یک عمل ، نسبت به انجام دادن یا ندادن آن برانگیخته می شوند. این افراد قدرت دارند که اهداف متعالی خود را تجسم کنند ، برنامه بریزند و جهت رسیدن به آنها انرژی بگذارند. پشتکار و اراده نشانه برانگیخته شدن آنهاست و این کاری است که کمتر از هوش عقلانی بر می آید. 4 – شناخت احساسات دیگران : افرادی با هوش عاطفی بالا ، هرگز در لاک خود فرو نمی روند تا فقط اسب خود را برانند. آنها تعاملات گسترده ای با اجتماع دارند و می توانند دنیا را از منظر دیگران هم ببینند . لذا این افراد تحمل بالایی نیز دارند. 5 – تنظیم روابط با دیگران : پس از شناخت احساسات دیگران ، نوبت به روابط با آنها می رسد. در اینجا تعادل و تعامل حرف اول را می زند. افرادی با هوش عاطفی بالا ، هرگز در دوستی ها و روابط بین فردیشان افراط و تفریط ندارند. آنها از هر کس انتظاری متناسب با خودش دارند. آنها می دانند که تمام آدمها شخصیت کامل و بیست نیستند. لذا توقع ندارند همه افراد همانطور عمل کنند که درست است ، یا همانطور عمل کنند که آنها دوست دارند. در واقع مردم را همانطور که هستند می پذیرند و اگر تلاشی جهت تغییر شخصیت دیگران در جهت اصلاح آنها انجام می دهند، توقع ندارند که حتما به نتیجه رضایت بخش ختم شود. هر کدام از شاخصهای پنجگانه فوق مباحث عمده ای در روانشناسی کاربردی و وروانشناسی علمی دارد که در اینجا به همین مقدار بسنده می کنیم . منبع : همدردی آیا میزان هوش عاطفی شما بالاست ؟ چرا ؟ |
|
|
|
|
|
#8 (لینک نوشته) |
|
هم میهن دوست ![]() |
همشهری-هوشها انواع و اقسام دارند؛ باید هر کسی در وجود خودش به دنبال هوش خود بگردد و تحصیلات و شغلش را بر پایه آن قرار دهد. هوارد گاردنر روانشناسی بود که اولین بار این حرف را بر سر نظام آموزشی سنتی دنیا فریاد کشید.
درس پشت درس، دارید ميافتید؟ کم کم دارد از تحصیلات آکادمیک حالتان به هم ميخورد؟ دپ زدهايد که آنقدر خنگید که نميتوانید درسهایی را که نصف بیشتر همکلاسیهایتان پاس ميکنند، پاس کنید؟ دارید حس ميکنید که بلا نسبت ما، (خنگ) هستید؟ اما آیا واقعا چون نميتوانید درسهایتان را پاس کنید، خنگ هستید؟ آیا فقط آنهایی که مدرک دکترا و فوق لیسانسشان را قاب گرفتهاند و زدهاند بالای میز کامپیوترشان، باهوش هستند؟ تا موقعی که هوش به معنی همین آيكيويي بود که از تستهای سنتی به دست ميآمد بله؛ باهوشترینها همان آقا مهندسها و خانم دکترها بودند. اما نظریههای جدیدتر هوش، چیز دیگری ميگویند. آنها برگشتهاند به تعریف اصلی هوش یعنی (توان سازگاری و پیشرفت در شرایط مختلف) و به این نتیجه رسیدهاند که یک مکانیک ماهر با تحصیلات سیکل، یک نوازنده دوتار بیسواد، یک فوتبالیست لیگ برتر یا یک کشاورز که از زمینش محصول بیشتری برداشت ميکند هم باهوش هستند. در واقع هوشها انواع و اقسام دارند؛ باید هر کسی در وجود خودش به دنبال هوش خود بگردد و تحصیلات و شغلش را بر پایه آن قرار دهد. هوارد گاردنر روانشناسی بود که اولین بار این حرف را بر سر نظام آموزشی سنتی دنیا فریاد کشید. |
|
|
|
| نوشته را پسندیده است : |
|
|
#9 (لینک نوشته) |
|
هم میهن دوست ![]() |
هوش تصویری
هوش تصویری یا فضایی یعنی توانایی تجسم تقریبا هر چیزی حتی تجسم فکرها؛ یعنی اینکه وقتی به شما ميگویند دموکراسی، بتوانید برای مفهوم دموکراسی، یک تصویر ذهنی از آدمهای یک جامعه دموکرات در ذهنتان بسازید. اگر خیلی باهوش باشید، ميتوانید همین تصویر را تغییر بدهید طوری که مفهوم دیکتاتوری را القا کند. کسانی که هوش بالای تصویری دارند به جزئیات یک تصویر خیلی خوب دقت ميکنند و ميتوانند تصویرهایی که در ذهنشان ميسازند را روی کاغذ بیاورند. پرورش: تصور کنید که کره چشمتان از بدنتان جدا شده و دارد در اتاقی که در آن نشستهايد سیر ميکند. بگذارید این کره بازیگوش همه جا برود و بالا و پایین و پشت و روی همه چیز را ببیند. حالا تصور کنید چیزها از دید کره چشمتان چگونه است. اگر این کار خیلی برایتان راحت است، مطمئن باشید از نظر تصويري با هوش هستيد. يك تمرين خلاقانهتر هم اينكه تصور كنيد شما همزمان، هم مدیر هنری و هم عکاس همشهری جوان هستید. حالا عکسهایی که ميشد برای مطالب همین هفته گرفت و صفحهبندیهای احتمالی را درذهنتان تصور کنید، البته یادتان باشد فقط یک هفته وقت دارید! كاربرد: معماری، نقاشی، عکاسی، تصویرسازی، صفحهبندی، مرمت بناهای تاریخی و جعل اسناد با فتوشاپ! |
|
|
|
| نوشته را پسندیده است : |
|
|
#10 (لینک نوشته) |
|
هم میهن دوست ![]() |
هوش زبانشناختی
نوع ديگرهوش یعنی هوش زبانشناختی، درواقع بخشی از همان چیزی است که میان عامه مردم هم به عنوان هوش پذیرفته شده است؛ داشتن اطلاعات عموميزیاد، توانایی سخنوری و زبان بازی، توانایی خوب نوشتن و خوب خواندن؛روی همرفته، کسی که بتواند از زبان به بهترین نحو استفاده کند. پرورش: همه چیزهایی که در کارگاههای نویسندگی ميگویند، ميتواند این هوش را در شما پرورش دهد. توجه به ریشههای شفاهی فرهنگ خودمان (مثلا معنای ضربالمثلها، قصههای پریان و قصههای پدربزرگها و مادربزرگها) و خواندن بازیگوشانه و لذتبخش کتابها - بدون اینکه هدفی خارجی مثل اضافه شدن معلومات یا پز دادن به خاطر اضافه شدن به کلکسیون کتابهای خوانده شده، مدنظرمان باشد- هم ميتواند این هوش را پرورش دهد. اگر شما ميتوانید برای همین مطلب یک تیتر جذابتر انتخاب کنید، مطمئن باشید از این نوع هوش برخوردارید. كاربرد: روزنامه نگاری، نویسندگی، تدريس ادبیات، مسئول روابط عمومی، وكالت و... . |
|
|
|
| نوشته را پسندیده است : |
|
|
#11 (لینک نوشته) |
|
هم میهن دوست ![]() |
هوش منطقی – ریاضی
انگار کسانی که اولینبار اصطلاح (دو دوتا چهار تا کردن) را به وجود آوردهاند، ناخودآگاه ميدانستهاند بین منطقی بودن و ریاضی دانستن، یک رابطههایی هست! کسانی که هوش منطقی ریاضی بالايی دارند، هم در عملیات ریاضی - مثل حساب کتاب کردن - از دور و بریهایشان بهتر عمل ميکنند، هم بهتر ميتوانند استدلال كرده و روابط علی و معلولی را درک کنند. این هوش هم از آن نوع هوشهایی است که در تستهای معمولی هوش سنجیده ميشود و در مدرسه و دانشگاه زیاد به کار ميآید. پرورش: بروید ببینید چرتکه چطور کار ميکند. یک زبان کامپیوتری، مثلا پاسکال را یاد بگیرید. برای مسئلههای ساده ریاضی از ماشین حساب استفاده نکنید. به این فکر کنید که چه قوانین علمياي در سیستمهای خانه شما تاثیر دارند و برای یکبار هم که شده سعی کنید از صفحه اقتصادی روزنامه همشهری سر درآورید. كاربرد: مهندسی، حسابداری، برنامهنویسی کامپیوتر، متخصص فلسفه مخصوصا فلسفه علم و مجری طرحهای پژوهشی. پیوست نوشته : |
|
|
|
| نوشته را پسندیده است : |
|
|
#12 (لینک نوشته) |
|
هم میهن دوست ![]() |
هوش جسمي– حرکتي
این نوع هوش را احتمالا هیچ کدام از شما تا به حال هوش به حساب نميآوردید؛ استعداد کنترل حرکات بدن و دستکاری ماهرانه اشیا. حتی بعضیها ميگویند ما هوش نشستن و هوش پیادهروی هم داریم. معلوم است که اولین تصوير که از این نوع هوش به ذهنتان ميآید، تصوير ژیمناستیککارهای ماهر است اما خدمتتان عرض شود که جراحها و كساني كه خوب از پس حركات موزون برميآيند هم در این زمینه تبحر خاصی دارند. پرورش: برای اینکه یک بدنسازی ذهنی انجام دهید قبل از هرچیز باید ورزش کنید، یکی از صنایع دستی را یاد بگیرید، مانند (دختری با کفشهای کتانی) از تجریش تا راهآهن را روی جدول کنار خیابان راه بروید و بالاخره اینکه، تا ميتوانید پانتومیم بازی کنید. كاربرد: ورزشکاری حرفهای (از فوتبال گرفته تا پرتاب دیسک)، جراحی، مکانیکی . __________________ |
|
|
|
|
|
#13 (لینک نوشته) |
|
هم میهن دوست ![]() |
هوش موسیقایی
کسی که به زیر و بم آهنگها، ریتم و تن صداها و نغمهها حساس است، مطمئنا از هوش موسیقایی برخوردار است. آدمهایی که هوش موسیقایی بالایی دارند حتما لازم نیست که نوازنده یا خواننده باشند؛ کسی که ميتواند از تن صدای شما تشخیص دهد که دارید دروغ ميگویید یا به خوبی ميتواند صدای مشابه 2 خواننده را از هم تشخیص دهد هم، بهنوعی دارد از هوش موسیقاییاش استفاده ميکند. پرورش: آواز بخوانید. سوت بزنید. دوش بگیرید. سبکهای مختلف موسیقی را گوش کنید. برای هر زمان از زندگی روزمرهتان یک موسیقی متن تصور کنید. به آواز طبیعت (صدای پرندهها یا رودخانه) دقت کنید.هر چه در یک روز بر سرتان آمده را برای یک دوست صمیمي با آواز بخوانید. كاربرد: آهنگسازی، خوانندگی، نوازندگی،نقد آثار موسیقایی و تدريس موسیقی در کودکستان. __________________ |
|
|
|
| نوشته را پسندیده است : |
|
|
#14 (لینک نوشته) |
|
هم میهن دوست ![]() |
ش درون فردی
هوش درون فردی یعنی هوش درک کردن خود و استفاده از خودشناسی برای انتخاب هدفهای زندگی. کسانی که هوش درون فردی دارند بسیار مستقل و فردیت یافتهاند. آنها ریز و درشت عیب و خوبیهای خودشان را ميدانند و یک تصویر کامل از خودشان در ذهن دارند. پرورش: مطلبهای خودشناسی صفحه موفقیت را دوباره بخوانید، زندگینامه خودتان را بنویسید، رؤیاهای خودتان را بنویسید و ردی از خودتان را در آنها کشف کنید. تستهای معتبر خودشناسی یا شخصیت را علامت بزنید تا تصویر بهتری از خودتان در ذهن داشته باشید. كاربرد: روحانی، روان شناس بالینی و مخصوصا روانکاو، متخصص الهیات و شغلهایی که آدم آقای خودش است |
|
|
|
|
|
#15 (لینک نوشته) |
|
هم میهن دوست ![]() |
هوش طبیعت
گاردنر وقتی که نظریه هوشهای هفتگانهاش در تمام دنیا سر و صدا کرده بود، دریافت که نظریهاش یک چیزی کم دارد و آن هوشی بود که آدمهای عاشق طبیعت دارند؛ کسانی که ميتوانند طبیعت را بفهمند، در آن کار کنند و از آن لذت ببرند. پرورش: یک باغچه شخصی در گوشهای از خانه درست کنید و گیاه پرورش دهید. آخر هفتهها بروید کوهنوردی و تغییرات فصلهای مختلف را ببینید و از طبیعت عکاسی کنید. كاربرد: کشاورزی، متخصص گیاه شناسی، متخصص جانور شناسی، نقاشی و عکاسی از طبیعت و عضویت در تیم ملی یا فدراسیون کوهنوردی |
|
|
|
| نوشته را پسندیده است : |