تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > عمومی و اجتماعی > گفتگوي آزاد
ثبت نام آموزش کار با هم میهن بازی آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

گفتگوي آزاد بحث و گفتگوی آزاد و هم اندیشی و گفتگوهایی که در دیگر تالارهای انجمن گفتگو هم میهن نمیگنجند.

گفتگو قفل شد
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 02-03-2008  
قلبی برای همه
 
GALAXY's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض تعبیر خواب

سلام بر باده نوشان جام عشق
سرمستان همیشه مست صفا
در این تاپیک به مدد خداوند خواب شما تعبیر خواهد شد
خواب نوعی الهام از عالم بالاست و خداوند از سر لطف
بعضی از حقایق رو در خواب به انسان می گوید
لذا هر خواب یک پیغام دارد.البته خوابها به انواع مختلفی تقسیم میشوند
که بهترین نوع آن رویای صادقه یا خواب حقیقی هست
اگه برای کسی مشکل هست که در تاپیک خوابش رو بنویسه
در پیامهای خصوصی در خدمت خواهم بود


دوستان لطف کنند خواب را با ذکر زمان خواب و بعضی جزئیات بنویسند
تا تعبیر خواب به حقیقت نزدیکتر بشه
__________________
تعبیر خواب

ويرايش توسط GALAXY : 12-11-2008 در ساعت 06:48 PM
GALAXY هم اکنون آنلاين است  
13 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 05-22-2010   #616 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
m1363's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : تعبیر خواب

نوشته اصلي بوسيله m1363 نمايش نوشته ها
یه بار دیگه خواب دیدم یه جایی هستیم با همه فامیل خودمو شوهرم.حس می کردم حرم پیغمبره.همه بودن حتی مادرپدرم که پیرن و زیاد توانایی مسافرت ندارن.نمی دونم تا حالا از در مصلا از صحن قدس حرم امام رضا وارد شدید؟یه جایی بود مثل اونجا .با این تفاوت که وقتی از درش وارد می شدی تاریک بود و نور زیادی نبود و پله میخورد می رفت پایین .یه ضریح چهارگوش وسط اونجا بود که انگار از فلزهایی تیره ای ساخته بودنش .منظورم اینه که مثل ضریح های رایج الان براق و زیبا نبود.هم رفتیم دور ضریح چرخیدیم و زیارت کردیم.همش فکر می کردم اینجا حرم پیغمبره و بعد از اونجا اومدیم بیرون.
به فاصله چند روز بعدش خواب دیدم که با مادرم و پدرم و مامان مادرم دوباره تو صحن حرم پیغمبریم .پدرم لباس احرام تنش بود .به ما گفت بریم نماز بخونیم و بیایم بیرون.رفتیم باز یه رواقایی داشت مثل حرم امام رضا که مردم نشسته بودن تو صفای نماز .ما هم از پدرم جدا شدیم و رفتیم تو صف نماز نشستیم.بازم مثل قبل تو رواق و اونجایی که مردم نشسته بودن برای نماز نور کمی بود و با اینکه روز بود ، تو حرم تاریک بود.من هی به ساعت نگاه می کردم و بهم می گفتن ساعت 2:20 دقیقه اذانه و نماز می خونن ومنم یه مهر تو دستم بود و بدون هیچ دلهره ای باهاش می خواستم نماز بخونم.و هی به ساعتو نگاه می کردم که انگار روی 1:20 گیر کرده بود و جلو نمی رفت.
آقای گالاکسی میشه خواب منم تعبیر کنید.
m1363 آفلاين است  
قديمي 05-22-2010   #617 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
m1363's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : تعبیر خواب

نوشته اصلي بوسيله m1363 نمايش نوشته ها
بازم سلام آقای گالکسی ببخشید که من اینقدر اینجا پست میذارم.امیدوارم که اجرشو خدا بهتون بده.
خواب دیدم که انگار یه جاده ای هست که یه طرفش کوهه و یه طرف دیگش دره و از توی دره رودخانه ای جریان داشت .این جاده خاکی بود و همه مردم داشتن به یه سمت حرکت می کردن.جمعیت زیادی بود و هیشکی به هیشکی نبود .فقط یادمه که همه بی اراده در یک جهت حرکت می کردیم .من توی خواب احساس دلهره داشتم و هی به خودم می گفتم دیدی قیامت شده و همه دارن می رن حساب کتاب پس بدن ،ولی چرا اگه قیامت شده این رودخونه پر از آتیش نیست که مردمو به صحرای محشر برونه ،چرا هنوز خورشید تو آسمونه(اخه روز بود) ولی باز هول و هراسی از حساب و کتاب تو دلم بود.یادمه که تو جمعیت مادرمو دیدم که اونم داره میره دنبال بقیه خانوادمم گشتم ولی کسی ازشون رو پیدا نکردم.ولی خودمو به مادرم رسوندم،اونم زیاد خوشحال نبود،یادم نمیاد ناراحت بود ، هیچ حالتی تو چهرش نبود.خلاصه شروع کردم چند بار به مادرم گفتم تو رو خدا حالا که داریم می ریم پای حساب و کتاب منو ببخش ،حلالم کن.چند بار تو خواب بهش اینو گفتم ولی اون تو چهرش هیچ تغییری حاصل نشد و هیچیم نگفت .تو جمعیت دنبال مامان مادرم هم می گشتم و همش می گفتم تا نرسیدیم برم ازش حلالیت بخوام.بعضی وقتا پشت سرش یه چیزی گفتم.خلاصه در همین گیر و دار بودم و بی اختیار به حرکتم ادامه می دادم که از خواب پا شدم.
ممنون
m1363 آفلاين است  
قديمي 05-22-2010   #618 (لینک نوشته)
مدیر تالار گفتگوی آزاد
 
biseda2's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : تعبیر خواب

من دیشب خواب دیدم داداشم که سربازه از کربلا برگشته
__________________
تعبیر خواب

biseda2 آفلاين است  
قديمي 05-22-2010   #619 (لینک نوشته)
قلبی برای همه
 
GALAXY's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : تعبیر خواب

امروزم به بحث در تاپیک عرفان گذشت(متاسفانه)

در فرصت دیگری تعبیر خواهم کرد
GALAXY هم اکنون آنلاين است  
قديمي 05-23-2010   #620 (لینک نوشته)
رهگذر
 
ttarra's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : تعبیر خواب

آقای گلکسی خوشحالم که برگشتید.. دیگه داشتیم نگران می شدیم.
در خوابی که دیدم پدر و برادرم در اوج بی تفاوتی بودند . بعدم تنها ماندم. طوری که باورم نمی شد پدرم می تونه با این بی تفاوتی من و از دره پرت کنه.
ttarra آفلاين است  
قديمي 05-23-2010   #621 (لینک نوشته)
قلبی برای همه
 
GALAXY's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : تعبیر خواب

نوشته اصلي بوسيله ttarra نمايش نوشته ها
آقای گلکسی خوشحالم که برگشتید.. دیگه داشتیم نگران می شدیم.
در خوابی که دیدم پدر و برادرم در اوج بی تفاوتی بودند . بعدم تنها ماندم. طوری که باورم نمی شد پدرم می تونه با این بی تفاوتی من و از دره پرت کنه.
ممنونم

در مورد پدرتون بی تفاوتیشون تغییری در تعبیر ایجاد نمیکنه و باید به ایشون اعتماد داشته باشید.
ولی در مورد برادرتون باید گفت:چنانکه باید پشتوانه خوب و مطمئنی برای شما در این مورد نیستند.البته امیدوارم این وضعیت تغییر کنه.
GALAXY هم اکنون آنلاين است  
قديمي 05-23-2010   #622 (لینک نوشته)
قلبی برای همه
 
GALAXY's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : تعبیر خواب

نوشته اصلي بوسيله biseda2 نمايش نوشته ها
من دیشب خواب دیدم داداشم که سربازه از کربلا برگشته
گرچه جزئیات بیشتری از خواب لازم هست ولی در همین حدی که نوشتید عرض میکنم:

هرکسی از کاری که میکنه هدفی داره و نیتی که نیت انسانها و حقیقت کارشون گاهی در خواب نشون داده میشه.حقیقت خدمت سربازی ایشون اینه که مورد قبول و رضایت اهل بیت علیهم السلام هست.سربازی حقیقتی دارد که همان ایثار و فداکاری و بذل جان هست در راه خدا که اسوه این حقیقت امام حسین علیه السلام هستند.با این توضیح تعبیر خوابی که عرض شد روشن تر میشود.

وقتی حقیقت کار ایشون قرار گرفتن در خط امام حسین علیه السلام باشه،بعید نیست که در ظاهر امر هم به پابوس حضرت مشرف بشن.
GALAXY هم اکنون آنلاين است  
نوشته را پسندیده است :
قديمي 05-23-2010   #623 (لینک نوشته)
قلبی برای همه
 
GALAXY's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : تعبیر خواب

نوشته اصلي بوسيله m1363 نمايش نوشته ها
بازم سلام آقای گالکسی ببخشید که من اینقدر اینجا پست میذارم.امیدوارم که اجرشو خدا بهتون بده.
خواب دیدم که انگار یه جاده ای هست که یه طرفش کوهه و یه طرف دیگش دره و از توی دره رودخانه ای جریان داشت .این جاده خاکی بود و همه مردم داشتن به یه سمت حرکت می کردن.جمعیت زیادی بود و هیشکی به هیشکی نبود .فقط یادمه که همه بی اراده در یک جهت حرکت می کردیم .من توی خواب احساس دلهره داشتم و هی به خودم می گفتم دیدی قیامت شده و همه دارن می رن حساب کتاب پس بدن ،ولی چرا اگه قیامت شده این رودخونه پر از آتیش نیست که مردمو به صحرای محشر برونه ،چرا هنوز خورشید تو آسمونه(اخه روز بود) ولی باز هول و هراسی از حساب و کتاب تو دلم بود.یادمه که تو جمعیت مادرمو دیدم که اونم داره میره دنبال بقیه خانوادمم گشتم ولی کسی ازشون رو پیدا نکردم.ولی خودمو به مادرم رسوندم،اونم زیاد خوشحال نبود،یادم نمیاد ناراحت بود ، هیچ حالتی تو چهرش نبود.خلاصه شروع کردم چند بار به مادرم گفتم تو رو خدا حالا که داریم می ریم پای حساب و کتاب منو ببخش ،حلالم کن.چند بار تو خواب بهش اینو گفتم ولی اون تو چهرش هیچ تغییری حاصل نشد و هیچیم نگفت .تو جمعیت دنبال مامان مادرم هم می گشتم و همش می گفتم تا نرسیدیم برم ازش حلالیت بخوام.بعضی وقتا پشت سرش یه چیزی گفتم.خلاصه در همین گیر و دار بودم و بی اختیار به حرکتم ادامه می دادم که از خواب پا شدم.
سلام دوست عزیز
ببخشید که اینقدر تعبیر خواب به تاخیر افتاده
شرمنده ام وامیدوارم داداش رو ببخشید

تعبیر:
آنچه شما دیده اید قیامت نبوده بلکه عالم قبل از قیامت یعنی برزخ بوده.عوالم بعد از مرگ را هر کسی به صورتی مخصوص به خود میبیند و برای همه یکسان نیست.خورشیدی که شما می دیدید برای بعضی قابل رویت نبوده و حال و هوای همه یکسان نبوده لذا مادرتون اصلا از احوالات شما باخبر نبوده و حرف شما را نمیشنیده یا بهتر بگویم اصلا شما را درک نمیکرده است.این ویژگی عالم برزخ است و همه در این عالم به سوی خدا در حرکتند تا لحظه قیامت کبری.در عالم برزخ خورشید هدایت برای انسانها به صورتی متفاوت نمایان میشود.برزخ بعضی ها همیشه غروب است و برای بععضی ها روز روشن و برای بعضی ها شب تاریک.این بستگی به مقدار حب و اعتقاد به وجود مقدس علی بن ابیطالب علیه السلام دارد که خورشید هدایت و هادی وادی برزخ اند.نکته مهم این است که بقیه فامیل را پیدا نکردید برای حلالیت.در حقیقت به شما نشان داده اند که همیشه فرصت حلالیت طلبی از دیگران پیش نمی آید و بهتر بگویم فرصت حلالیت طلبی مربوط به عالم دنیاست و عالم برزخ در واقع عالم بروز و ظهور ملکات و حقایق اعمال است.لذا مادرتان در جواب شما بی تفاوت بوده اند.به گمانم شما قدری در مساله حق الناس مشکل دارید(البته همه ما مشکل داریم)و بهتر است تا فرصت باقیست به رفع این مشکل بپردازید.
GALAXY هم اکنون آنلاين است  
نوشته را پسندیده است :
قديمي 05-24-2010   #624 (لینک نوشته)
رهگذر
 
marymar's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : تعبیر خواب

من خواب دیدم که مادرم مرده و پوست بعضی از جاهای بدنش سیاه شده ولی بعد از چند روز که در خانه بود و دفن نشده بود فهمیدیم دارد نفس می کشد و بعد زنده شد و قبل از آن هر وقت من به بدنش دست می زدم سرد سرد نبود بر عکس مرده ها
marymar آفلاين است  
قديمي 05-25-2010   #625 (لینک نوشته)
قلبی برای همه
 
GALAXY's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : تعبیر خواب

نوشته اصلي بوسيله marymar نمايش نوشته ها
من خواب دیدم که مادرم مرده و پوست بعضی از جاهای بدنش سیاه شده ولی بعد از چند روز که در خانه بود و دفن نشده بود فهمیدیم دارد نفس می کشد و بعد زنده شد و قبل از آن هر وقت من به بدنش دست می زدم سرد سرد نبود بر عکس مرده ها
سلام دوست عزیز
خیلی خوش آمدید به هم میهن.

شما فطرت پاک و اولیه خود را دیده اید.به گمانم یا دچار یاس و ناامیدی شده اید و یا در شرف این مورد هستید.تا حدی که گمان میکنید نور فطرت در وجود شما خاموش شده است.و اون قسمتهای تیره پوست،لکه های سیاه ناامیدی است که بر نور امید افتاده.اگر اندکی به او مجال دهید و در قبر یاس دفنش نکنید و درون خانه دل را بجویید او را(فطرت پاک خود را)زنده میابید.

اگر در موردی که عنوان شد سوالی باقی مانده است در خدمتم.
GALAXY هم اکنون آنلاين است  
قديمي 05-25-2010   #626 (لینک نوشته)
قلبی برای همه
 
GALAXY's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : تعبیر خواب

این روزها یه کم سرم شلوغه و به خاطر مشکلی که برام پیش اومده در یک حال و هوای خاصی ام امیدوارم دوستان منو ببخشند.
بزودی با سرعت بیشتری به تعبیر خوابها خواهم پرداخت

GALAXY هم اکنون آنلاين است  
قديمي 05-26-2010   #627 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
m1363's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : تعبیر خواب

انشاءالله زودتر مشکلتون حل بشه.
m1363 آفلاين است  
نوشته را پسندیده است :
قديمي 05-27-2010   #628 (لینک نوشته)
رهگذر
 
yalda_tehrani's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : تعبیر خواب

من یه مادربزرگ داشتم که به اندازه جونم دوستش داشتم و همیشه کمک حالش بودم و تنهاش نمیگذاشتم. اون هم از من بیشتر از فرزندانش راضی بود. اما امسال عید که من مسافرت بودم سکته شدید مغزی کرد و بعد از یک هفته کما فوت کرد. اما من هر لحظه بهش فکر میکنم و دلم براش تنگ میشه. از همان شب اول تا به الان بارها و بارها خوابشو به اشکال گوناگون دیدم، اما خوابی که مرتبا تکرار میشه اینه که اون زنده شده و در کنار ماست و همه چیز به حال عادی برگشته. اما نکته ای که ذهنمو مشغول کرده اینه که فقط فرادی شب خاکسپاری اونو با لباس رنگ روشن و خندان دیدم و پس از آن حتی اگر خوشحال هم به نظر میامد ولی با لباس سیاه دیدمش. دیشب با لباس سیاه و خوشحال به خوابم آمد و مرتب باهام حرف میزد ولی یک سرُم به دست راستش بسته شده بود که سر دیگر سرُم به دست چپ پدرم بسته شده بود و هر جا می خواستند بروند باید با هم می رفتند تا سرم جدا نشه، البته پدرم یکبار برای اینکه می خواد بره دستشویی سرُم را جدا کرد. این خواب کمی منو نگران کرده و نمی دونم چه ربطی به پدرم می تونه داشته باشه.
ببخشید که خیلی طولانی شد ولی ممنون میش ازتون که خواب منو تعبیر کنید.

ويرايش توسط yalda_tehrani : 05-27-2010 در ساعت 01:20 PM
yalda_tehrani آفلاين است  
قديمي 05-28-2010   #629 (لینک نوشته)
قلبی برای همه
 
GALAXY's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : تعبیر خواب

نوشته اصلي بوسيله yalda_tehrani نمايش نوشته ها
من یه مادربزرگ داشتم که به اندازه جونم دوستش داشتم و همیشه کمک حالش بودم و تنهاش نمیگذاشتم. اون هم از من بیشتر از فرزندانش راضی بود. اما امسال عید که من مسافرت بودم سکته شدید مغزی کرد و بعد از یک هفته کما فوت کرد. اما من هر لحظه بهش فکر میکنم و دلم براش تنگ میشه. از همان شب اول تا به الان بارها و بارها خوابشو به اشکال گوناگون دیدم، اما خوابی که مرتبا تکرار میشه اینه که اون زنده شده و در کنار ماست و همه چیز به حال عادی برگشته. اما نکته ای که ذهنمو مشغول کرده اینه که فقط فرادی شب خاکسپاری اونو با لباس رنگ روشن و خندان دیدم و پس از آن حتی اگر خوشحال هم به نظر میامد ولی با لباس سیاه دیدمش. دیشب با لباس سیاه و خوشحال به خوابم آمد و مرتب باهام حرف میزد ولی یک سرُم به دست راستش بسته شده بود که سر دیگر سرُم به دست چپ پدرم بسته شده بود و هر جا می خواستند بروند باید با هم می رفتند تا سرم جدا نشه، البته پدرم یکبار برای اینکه می خواد بره دستشویی سرُم را جدا کرد. این خواب کمی منو نگران کرده و نمی دونم چه ربطی به پدرم می تونه داشته باشه.
ببخشید که خیلی طولانی شد ولی ممنون میش ازتون که خواب منو تعبیر کنید.
سلام دوست عزیز
تسلیت منو هم بپذیرید.
مادربزرگها مخصوصا ارتباط خیلی نزدیکی با نوه ها دارند.خدا رحمتشون کنه

دیدین رفتگان در شبهای بعد از فوتشون در خواب امری طبیعی است.مقداری مربوط به احساست ما میشود و مقداری هم مربوط به آنها چون تا چهل شبانه روز همچنان تعلق خود را به دنیای مادی حفظ میکنند(البته مقدارش دقیق نیست و بستگی به عظمت روح دارد).اینکه ایشون رو زنده میبینید به تعبیرش اینه که خوشبختانه مرگ برای ایشون نوعی حیات و زندگی هست(برعکس بعضیها که وقتی میمیرند حقیقتا میمیرند و در عالم بعد از مرگ هم که باید چشمشون باز بشه و در واقع زنده واقعی بشوند ولی همچنان مرده اند و بر جهلشان افزوده میشود.)انسان با مرگ تبدیل به عالمی میشود که بر این عالم مادی اشراف دارد و به جوانب مختلف این عالم میتواند نظر کند(البته به نسبت عظمت روح).دیدن ایشون در روز بعد از خاکسپاری با لباس روشن تعبیر بسیار خوبی دارد.ایشان به حمد الله شب سختی را در عالم قبر سپری نکرده اند و این دلیل خوشحالی و لباس رنگ روشن ایشان هست.اما بعد از عالم قبر که نوبت برزخ و طی مسیر سخت و طولانی و وحشتناک برزخ است گویا مشکلاتی دارند.و کمبودهایی در عالم برزخ دارند که به صورت سرم نشان داده شده(سرم در دنیا برای تقویت است در عالم آخرت هم نشانه جبران کمبودهاست)خوشبختانه این کمبودها در حال جبران است و نگرانی به خاطر پدرتان نداشته باشید.ایشان وسیله جبران این کمبودها هستند.اعمال پدرتان در واقع باقیات صالحاتی هستند که به روح مادربزرگتان میرسد و اینکه سر دیگر سرم به دست چپ پدرتان بوده به خاطر وجود قلب هست در سمت چپ بدن.و تعبیر میشه به اینکه باید اعمالی که برای مادربزرگتان انجام میدهند قلبا و خالصانه باشد.(این نکته هم خیلی مهم است که پدرتان نباید برای رفتن به توالت سرم را جدا میکردند.در واقع نباید توالت میرفتند و تعبیرش این هست که در رساندن اعمال خوب به روح مادرشان نباید دنیا و مسائل دنیوی را قاطی کنند)تا وقتی این ارتباط به این کیفیت بین پدرتان و مادرشان باشد بیشک طی مرحله برزخ برای ایشان راحت است به لطف خدا.
GALAXY هم اکنون آنلاين است  
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 05-28-2010   #630 (لینک نوشته)
قلبی برای همه
 
GALAXY's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : تعبیر خواب

نوشته اصلي بوسيله NAB نمايش نوشته ها
سلام
يه خوابي ديدم خيلي شيرين. ديدم دارم پرواز ميكنم يه جاي بود كه خيلي سبز و خرم بود خيلي زيبا و من تو اسمان انجا داشتم به زمين نگاه ميكردم خيلي زمين زيبا بود سبز و خرم و يه حس خاصي داشتم نميشه با زبان ان حس رو گفت
سلام به داداش ناب عزیز

تعبیر:
پرواز به طور کلی تعبیر میشه به فاصله گرفتن از پستیهای دنیا و افزون شدن معرفت و نزدیک شدن به خدا.وقتی روی زمین هستید زمین رو زشت میبینید چون این نگاه دنیوی به زمین هست ولی وقتی در آسمان اوج میگیرید و از بالا به زمین مینگرید زمین رو سر سبز و خرم میبینید.
این خواب پیام داره:

قدری از دنیا فاصله بگیرید(و بگیریم)تا بتونید(و بتونیم)دنیا رو زیباتر ببینید(و ببینیم)
GALAXY هم اکنون آنلاين است  
نوشته را پسندیده است :
گفتگو قفل شد

برچسب ها
تعبیر, خواب

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 05:54 AM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.